برچسب نیکی کریمی

زن ها فرشته اند 1386

فیلم حول محور خیانت و کلیشه زن پولدار و مرد فقیر و آس و پاس می‌گردد. زنی پولدار که عاشق شوهرش است و نمایشگاه و خانه‌اش را به نام شوهرش کرده، در یک مسافرت – که انجام نمی‌شود – به خیانت همسرش پی می‌برد و با همدستی یکی از دوستانش از علاقه همسرش به زنان استفاده کرده و نقشه‌ای می‌کشد تا ثروت خود را برگرداند و شوهرش را به همان مرد آس و پاس قبلی تبدیل کند.

زن دوم 1386

بهرام(محمد رضا فروتن)، 5 سال است که همسرش همراه با کودک یکساله اش او را رها کرده و به خارج رفته است. بهرام سه سال است که زندگی بسیار خوش و مخفیانه ای با مهتاب (نیکی کریمی) دارد و در حالیکه سومین سالگرد عشق شان را جشن می گیرند خبر از آمدن کتایون (زن اول) همراه با دخترش، میشود.

همبازی 1388

امین پسر ۴ ساله تنها فرزند خانواده برای داشتن همبازی در خانه از پدر و مادرش می‌خواهد که با آوردن نوزاد به جمع خانواده او را از تنهایی بیرون بیاورد اما پدر و مادر به علت مشکلات مالی نمی‌پذیرند. امین با اصرارهای فراوان آن‌ها را بر سر دوراهی قرار می‌دهد که بین آوردن نوزاد یا داشتن یک کره الاغ، یکی را انتخاب کند تا او در خانه همبازی داشته باشد! البته پس از تجربه مدت کوتاهی نگهداری از یک کره الاغ در آپارتمان، پدر و مادر خود را متفاعد به فرزندآوری می‎کند و فیلم با یک صحنه فوق‎العاده در همین زمینه به پایان می‎رسد.

شبانه روز 1387

در این فیلم چهار داستان تركيب شده است كه به طور موازي روايت مي شود. تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه قاجار كه از دسيسه هاي اندروني دربار و بي وفايي شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را براي پسرخاله و معلمش سليمان بازگو مي كند. در حالي كه سليمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد طفره مي رود. فوژان رهايي طراح لباس است قرار است با پسرعمه اش فرزان ازدواج كند اما پس از آشنايي با بابك زندگي اش دستخوش تغيير مي شود. مرجان با وجود شكست در ازدواج اولش با فرهاد و بيماري مادرش تلاش مي كند دوباره روي پاهاي خود بايستد و با توسل به عشق همسر دوم و هميشه در سفرش، فرخ زندگي اش را از نو بسازد. سياوش كسرايي نقاش زندگي آرام و عاشقانه اي را در كنار همسرش بهار پشت سر مي گذارد تا آنكه مرگ بهار آرامش او را در هم مي ريزد. او افسرده و بي اميد و بي خواب مي شود و در يكي از شب گردي هايش پيكر بي هوش دختري را در خيابان پيدا مي كند. حال جسمي دختر بهتر مي شود اما حتي نام خود را به ياد نمي آورد. فوژان در روز عروسي اش با بابك برآشفته مي شود و از آرايشگاه مي گريزد. در همان روز صداي زنگ تلفن همراه در دربار قاجاري صحنه فيلمبرداري را به هم مي زند و در مي يابيم آنچه از زندگي تاج السلطنه ديده ايم، فيلم بوده است. گوش همراه حورا شيوا ـ ستاره سينما و بازيگر نقش تاج السلطنه ـ دوباره زنگ مي زند و به او خبر مي رسد كه براي پسرش در مدرسه اتفاقي افتاده و او را به بيمارستان برده اند. سياوش همچنان از دختر مراقبت مي كند و حضور اين مهمان ناخوانده دوباره زندگي را به خانه او باز مي گرداند. دختر كم كم دل بسته سياوش مي شود و يك شب اعتراف مي كند كه نامش رعناست. تمام اين مدت دروغ مي گفته، با جوان محبوبش از خانه فرار كرده بود و حافظه اش ايرادي ندارد. حورا به دنبال همسرش مي گردد و او را نمي يابد. خود را به بيمارستان مي رساند و شهرام منزلت بازيگر نقش سليمان به ياري اش مي آيد.

دیوانه ای از قفس پرید 1381

يلدا با روزبه، جانباز جنگ، ازدواج كرده اما بيماري روزبه به شدت گرفته و او را در يك آسايشگاه براي مراقبت و درمان بستري مي كنند. يلدا اگرچه علاقه زيادي به روزبه دارد اما در مورد رابطه اش دچار ترديد شده است. روزبه كه در دادگستري كار مي كند، پيگير پرونده هاي مفاسد اقتصادي ست. مستوفي، عموي يلدا، در سال هاي پس از جنگ از طريق اعمال خلاف و رباخواري و قاچاق و اختلاس ثروت و نفوذ زيادي به دست آورده است. پسرخوانده مستوفي دلباخته يلداست و قصد دارد با استفاده از نفوذ پدرش با يلدا ازدواج كند. مستوفي نيز سعي دارد با استفاده از وضعيت به هم ريخته روحي يلدا و بيماري روزبه، باعث جدايي آنها شود. از سوي ديگر چشم به ثروت پدر يلدا دارد و با مسموم كردن او يلدا را براي مداواي پدرش در شرايط سختي قرار مي دهد. مستوفي كه در اجراي نقشه هايش قدم به قدم پيش آمده، در مرحله آخر فراست را وارد بازي مي كند كه رئيس شعبه حقوقي و املاك بانكي ست كه اموال و دارايي هاي پدر يلدا در آن قرار دارد. فراست هم دلباخته يلدا مي شود و مستوفي براي اينكه از شر روزبه خلاص شود او را رو در روي فراست قرار مي دهد كه زماني استاد روزبه بوده. روزبه كه پي به واقعيت ماجرا مي برد مصمم مي شود حق يلدا و پدرش را بگيرد. يلدا هم كه براي مداواي پدرش در آستانه تن دادن به خواسته هاي مستوفي و فراست است، نهايتاً به سوي روزبه متمايل مي شود. مستوفي روزبه را هم مسموم مي كند و او دوباره بستري مي شود. وقتي يلدا به ديدن او مي رود با فراست و مستوفي روبرو مي شود. پس از خروج آنها از اتاق، صداي شليك گلوله به گوش مي رسد.

مرگ ماهی 1393

داستان درباره‌ي مادري‌ست كه پس از مرگش، فرزندان او به خانه‌اش مي‌آيند و از طريق پرستار مادر متوجه مي‌شوند كه وصيت كرده كه سه روز پس از مرگش او را به خاك بسپارند. اين وصيت عجيب فرزندان و خانواده را متعجب كرده و با چالش روبرو مي كند.