عکسهای کنسرت پاییزی فرزاد فرزین با حضور هنرمندان و بازیگران
عکسهای کنسرت پاییزی فرزاد فرزین با عنوان شوک با حضور برخی هنرمندان و بازیگران / مهر ماه 93
عکسهای کنسرت پاییزی فرزاد فرزین با عنوان شوک با حضور برخی هنرمندان و بازیگران / مهر ماه 93
بازگویی زندگی یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند است که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارکوی تهران ملاقات می کنند و خیلی زود با یکدیگر ازدواج می کنند.
هستی با سابقه بیماری روانی در پی خواندن کتابی به نام نفرین شده خود را در قالب داستان تصور میکند و حوادث و اتفاقات موجود در کتاب برای وی پیش می آید …

داستان اين فيلم از زماني آغاز مي شود كه به مناسبت سال گفتگوي تمدن ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصميم مي گيرد تا يكي از موسيقيدانان ايراني خارج از كشور را براي اجراي يك كنسرت، دعوت كند. براي موسيقيدان مورد نظر ايميل فرستاده مي شود، او ظرف چند روز به كشور مي آيد. اين در حالي است كه ايميل اشتباهي به دست خواننده لس آنجلسي رسيده و او به جاي فرد اصلي وارد تهران شده است. داستان بر مبناي كارهاي اين خواننده پيش مي رود و تناقضهايي را به وجود مي آورد كه سبب شكل گيري حوادثي طنز آميز مي شود.
سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول بهكار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیتهای بی ریا، متعهد، مومن، بهدور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.
او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد ميگيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.
امیر ادیب تاجر جوان ایرانی در حالی که قرار است در مزایده بزرگ بورس شرکت کند، با شخصی روبرو میشود که به او می گوید تا دو هفته دیگر خواهد مرد...
محمد و شيرين تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تأمين كنند، شيرين جرأت ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانه اي در شمال شهر مي شوند تا با كاري كه انجام مي دهند، پول مورد نياز را تأمين كنند.