معراجی ها 1393
داستان آن به ارتباط دو دوست بر میگردد که طی شراکتی دچار مشکلاتی میشوند و ناچار خواهند شد سالها این مشکل را پنهان کنند. همین پنهانکاری باعث اتفاقات طنزی میشود. در قسمتی از این فیلم یکی از دوستان اقدام به فروش سهم خود میکند که بعد از فهمیدن شریکش موجب ناراحتی و اقدام متقابل شریک میشود.
دو زوج جوان به نامهای «صدف» و «چاوش» که پس از مشکلات متعدد با یکدیگر ازدواج کردهاند، تصمیم میگیرند برای گذراندن ماه عسل به جزیرهٔ کیش سفر کنند. در این میان، به علت دیر رسیدن به فرودگاه، از هواپیما جا میمانند و به پیشنهاد «صدف»، این دو تصمیم میگیرند با قطار به کیش بروند؛ اما در ایستگاه قطار، ساک «چاوش» را میزنند و در همین بین یک فرد که تحت تعقیب است با آنها برخورد میکند و…. .
فیلم داستان زندگی چند جوان تحصیل کرده را روایت میکند که به دنبال کار می گردند. تلاش آنان برای پیدا کردن یک کار مناسب و آبرومند بی فایده است تا اینکه هر کدام تصمیم میگیرند از راه خلاف امرار معاش کنند. یکی از آنها به گدایی مشغول میشود و از راه ترحم عابرین و مردم کوچه و خیابان درآمد کسب میکند. بقیه آنها نیز اتفاقات مختلفی در طول داستان برایشان رخ می دهد که محوریت اصلی این فیلم را تشکیل می دهد…
هادی رادمنش که کارخانه فرش دارد و دستی در امور خیر، درصدد است تا در انتخابات اصناف، نامزد شود. در این اثنا اما تلفنهای پی درپی و تهدید آمیز، او را به نامِ نادر کوهزاد خطاب قرار میدهد. این در حالی است که دختری به نام نورا به نقره فروشی پسر او (دانیال) سر میزند و به بهانه راه اندازی سایت در قلب او رخنه میکند....
موضوع این سریال دربارهٔ اهدای عضو است و برای آشنایی بیشتر مردم با اهدای عضو تولید میشود.
داستان سریال میلیاردر، درباره پسری به نام بهادر است که برای پیدا کردن کار به هر دری میزند تا اینکه در شرکتی بزرگ و خانوادگی استخدام میشود. در این شرکت همه اهل زد و بند هستند و اغلب از جایگاهشان سوء استفاده میکنند. بهادر ساده دل، ناخواسته با خیلی از این افراد در میافتد که ماجراهای طنز زیبایی را به همراه میآورد.
لیلا (هانیه توسلی) دختری است لجباز و استقلال گرا که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارد، در هنگام جشن عروسی شکور (امیرحسین رستمی)، پدر لیلا در اثر خوردن شیرینی (بیماری دیابت) فوت میکند، او پیش از این وصیتنامهای را به همراه خواهر خود شمسی (مهرانه مهین ترابی) تنظیم میکند که طبق آن اگر لیلا با خواستگار مورد نظر ایشان در میان ۱۲ نفر ازدواج کند، تمام شمسالعماره به او میرسد. لیلا از اینکه این یک نفر شخص «نشان شده» کدام است بیخبر است و با این داستان پای خواستگارهای مختلف به خانه باز میشود.