برچسب نیما شاهرخ شاهی

آینه های روبرو 1388

رعنا و آدینه (ادی) دو جوان از دو موقعیت کاملاً متفاوت خانوادگی و اجتماعی، بر اثر حادثه‌ای با هم مواجه و همسفر می‌شوند. رعنا زنی کم تجربه و مذهبی است که بخاطر نیاز مالی، پنهانی مسافرکشی می‌کند و آدینه (ادی) پسری با وضع مالی خوب است که از خانهٔ خود فرار کرده‌است. در میانهٔ راه رعنا متوجه می‌شود که همسفرش یک تراجنسیتی است و قصد عمل جراحی تطبیق جنسیت دارد. واقعیتی که درک و پذیرش آن برای رعنا، غیرممکن و به منزله عبور از همهٔ مرزهای اعتقادی و سنتی است. آدینه که از رعنا میخواهد ادی صدایش بزند به دلیل اجبار پدرش به ازدواج از خانه فرار کرده است و قصد مهاجرت دارد.ادی کسی است که در شناسنامه و مدارک هویتی‌اش، زن شناخته شده، اما خود را مرد می‌داند که به چنین شخصی اصطلاحاً ترنس اف تو ام گفته می‌شود و جنسیت وی مرد شناخته می‌شود هرچند که جراحی‌تطبیق‌جنسیت یا هورمون‌تراپی نکرده باشند.

کیش و مات 1387

داستان این فیلم درباره جواني به نام بهروز است كه دست به هر كاري مي زند شكست مي خورد. بهروز به جاي اينكه دليل ناكامي هايش را بيابد، فكر مي كند آدم بدشانسي است و چون بدشانسي هايش تداوم مي يابد، دست به خودكشي مي زند، اما چون تاريخ مصرف قرص هايي كه خورده گذشته بود نجات مي يابد. بهروز دوباره تصميم به خودكشي مي گيرد ولي اين بار يك رزيدنت جوان اعصاب و روان به نام پريسا او را نجات مي دهد و براي اينكه مانع خودكشي دوباره او شود قول مي دهد ديگر بدشانسي نياورد و حتي يك شانس خيلي بزرگ هم در انتظارش باشد. بهروز باور مي كند اما تهديد مي كند كه اگر چنين نشود خود را خواهد كشت و اين سرآغاز ماجراهاي جديدي است كه براي بهروز شكل مي گيرد.

باورم کن 1393

دو همزاد نگار و دنيا در مسير زندگي همسفر ميشوند تا تصميم جديدي براي ادامه‌ي راه‌شان بگيرند. برنا ضلع ديگر اين مثلث در اين سفر شريك و دلبسته‌ي يكي از آن‌هاست. او هم فرصت تازه‌اي براي پيمودن راه زندگي خود و آن دو ميخواهد. اما تقدير براي اين سه نفر به گونه اي ديگر رقم ميخورد.

خودزنی 1390

کیانوش پس از آزادی از زندان به دنبال یافتن همسر سابق و فرزندش می‌رود. او در این مسیر با مشکلات و خطرهایی مواجه می‌شود و برای اعاده حیثیت و بازپس‌گیری خانواده از دست رفته‌اش تلاش می‌کند.

مجنون لیلی 1386

مجنون ليلي » از 5 اپيزود تشکيل شده و در رابطه با کادوي ولنتايني است که بين چندين نفر دست به دست مي چرخد تا نهايتاً ... .

اخراجیها 3 1389

جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر هم‌رزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از هم‌رزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يك‌شان و شخصيتي جديد دارند و...