مسافر شب 1389
این فیلم داستان زندگی پیرزنی را به تصویر می کشد که پس از سال ها همراه پسرش عازم سفر به مشهد مقدس می شود که در این راه ماجراهایی برای آنها به وقوع می پیوندد.
این فیلم داستان زندگی پیرزنی را به تصویر می کشد که پس از سال ها همراه پسرش عازم سفر به مشهد مقدس می شود که در این راه ماجراهایی برای آنها به وقوع می پیوندد.
نیلوفر شهیدی بازیگر سینما و تلویزیون، با بیان اینکه در سال ۱۳۹۸ برای اولینبار در مراسم راهپیمایی اربعین حسینی شرکت کرده، گفت: تأثیر روحی، ذهنی و معنوی این سفر برای من بسیار متفاوت از سفرهای زیارتی دیگری بود که پیش از این رفته بودم.
در خانهای قديمی و كلنگی درجنوب شهر كه در اتاقهای دور تا دور چهار خانواده مستاجرند. كليه ساكنان خانه به مناسبت فرا رسيدن روز نيمه شعبان در تكاپو هستند و به همين مناسبت قرار است كليه ساكنين جهت ادای نذورات خود جشنی را در همان جا برگزاركنند. برای برگزاری اين جشن وامی از مسجد محل دريافت شده كه نحوه پرداخت بين خانوادهها تقسيم میشود، اما...
دو جوان در یک روز بطور اتفاقی با هم آشنا میشوند، آنها برای یافتن نسخهای از یک «فیلم قدیمی» مجبور هستند به سراغ سینماهای تهران بروند و...
منصور دانشجو است و به همراه خواهرش (لیلی) و پدرش زندگی می کند. خواهرش در آژانس هواپیمایی مشغول به کار است. پدر آنها بسیار بیمار است به طوری که لیلی به سختی از او نگهداری می کند. منصور در دوره دانشگاه به طور ناگهانی دانشگاه را ترک می کند و تا مدت یک سال خبری از او نمی شود و سرانجام مشخص می شود که او به ترکیه رفته است اما تماس خود را با لیلی قطع نمی کند. در ترکیه لوازم او را دزد می زند و در...
فیلم «زنگ آخر» روایتگر قصه پسر بچهای است که در کودکی از مادربزرگ خود خاطرات شیرین و خوبی دارد اما پس از مدتی بیخبری از مادربزرگ سعی دارد به کمک دوستش او را پیدا کند.
داستان فیلم درباره چهار همبازی دوران کودکی است که از هم دیگر جدا شده و پس از گذشت سالها با سرنوشت هایی متفاوت در مقابل همدیگر قرار می گیرند. امیر پسر جهانگیر خان و لیلا دختر سرهنگ قوام به دلیل مهاجرت قوام به شهر از همدیگر جدا می شوند و تقلای امیر برای یافتن همسر مورد علاقه اش به جایی نمی رسد. از این رو تصمیم می گیرد به خارج رفته و در رشته پزشکی تحصیل کند.او در اواخر پاییز 1357 فارغ التحصیل شده و به زادگاهش بازمی گردد . از طرفی هم سیروان، فرزند خوانده جهانگیر خان هم که به ارتش پیوسته به دلیل فراری دادن لیلا از زندان آنهم چند روز قبل از اجرای مراسم اعدام متواری شده و تحت تعقیب ساواک و ژاندارمری قرار می گیرد. همبازی چهارم، تیمور ، که در کودکی به دلیل نقص عضو از سیروان کینه به دل دارد رئیس ژاندارمری روستای پدری است. تیمور همزمان با حضور دکتر امیر در روستا با طرح نقشه ای لیلا را به دام انداخته و از امیر می خواهد در ازای آزادی لیلا ، محل اختفای سیروان را لو دهد. سیروان پس از اطلاع از ماجرا در فرصت مناسب تیمور را خلع سلاح کرده و درصدد آزاد کردن لیلا بر می آید اما توسط مزدور تیمور کشته می شود . تیمور که قصد کشتن امیر و لیلا را هم دارد فرصت این کار را پیدا نکرده وبه دست همسر خود کشته می شود.