
منصور دانشجو است و به همراه خواهرش (لیلی) و پدرش زندگی می کند. خواهرش در آژانس هواپیمایی مشغول به کار است. پدر آنها بسیار بیمار است به طوری که لیلی به سختی از او نگهداری می کند. منصور در دوره دانشگاه به طور ناگهانی دانشگاه را ترک می کند و تا مدت یک سال خبری از او نمی شود و سرانجام مشخص می شود که او به ترکیه رفته است اما تماس خود را با لیلی قطع نمی کند. در ترکیه لوازم او را دزد می زند و در…
