برچسب اسماعیل سلطانیان

نو عروس 1381

خانم میرطرق، سال‌ها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده؛ اما گول خورده است. نیک نژاد در واقع یک مرد متأهل بوده که با فریب دادن میرطرق، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده …

اورامان 1386

دختری به نام اورمان را که در دوران کودکی و قبل از انقلاب به خارج از کشور رفته و در آنجا زندگی می کرده است را به تصویر می کشد که پس از انقلاب تصمیم می گیرد به کشور باز گردد و خانه پدریش را بفروشد. وی زمانی که وارد کشور می شود متوجه می شود که...

عمارت پدری 1389

حاج محمود مروتی مردی خوشنام و خیری است که به تازگی از دنیا رفته.آغاز قصه چهل روز پس از درگذشت حاج محمود است. زمانی که اعضای خانواده مروتی بنا بر وصیت حاج محمود در عمارت پدری گرد هم آمدند تا به وصیت او عمل کنند. حاج محمود در وصیت خود از فرزندانش خواسته است تا بنای یک عمارت قدیمی را که از نیاکانش به ارث رسیده جهت تاسیس یک موسسه خیریه وقف نمایند.اما نادر فرزند کوچک خانواده که به خوبی از ارزش مادی این ملک واقف است با این کار مخالف است …

ذهن خاموش 1392

منصور دانشجو است و به همراه خواهرش (لیلی) و پدرش زندگی می کند. خواهرش در آژانس هواپیمایی مشغول به کار است. پدر آنها بسیار بیمار است به طوری که لیلی به سختی از او نگهداری می کند. منصور در دوره دانشگاه به طور ناگهانی دانشگاه را ترک می کند و تا مدت یک سال خبری از او نمی شود و سرانجام مشخص می شود که او به ترکیه رفته است اما تماس خود را با لیلی قطع نمی کند. در ترکیه لوازم او را دزد می زند و در...

شمع برادر ماه 1393

مرد میان سالی که در آستانه سفر به حج و ازدواج دخترش بود به طور ناگهانی با عکسی روبه رو می شود که توجه اش را جلب می کند. وی برای پیدا کردن صاحب عکس به قزوین می رود اما پس از مدت کوتاهی به خانواده اش خبر می دهند که در بیمارستان و در حال کماست. شاهد این ماجرا صاحب مسافرخانه ایست که مرد را به همراه فردی که برای ملاقاتش آمده بود، وی را به بیمارستان رسانده بود اما پس از رسیدن به بیمارستان فرد ملاقات کننده فرار کرده بود، مرد که تا سرحد مرگ زخمی بود پس از مدتی فوت می کند پلیس و خانواده اش به دنبال عاملان این قتل به جستجو می پردازند ، اما وقتی مادر خانواده عکس آن مرد ملاقات کننده را می بیند . عکس العملی متفاوت نشان می دهد که توجه پلیس را جلب می کند و ...

زیر لب بشمار 1393

قصه " زیر لب بشمار" درباره گروه پنج نفره ای از نوجوانان ، متشکل از دوستانی هم محلی است که تصمیم می گیرند برای شرکت در مسابقه ی دهه فجر مدرسه شان ، دست به ساختِ فیلمی درباره انقلاب اسلامی بزنند. طی این روند غیرعادی مربی امور پرورشی دبستان با آنها همراه می شود. گروه حین ضبطِ یک روایت از زبانِ چند نفر بازمانده ماجرایی مربوط به پاییز 57، درمی یابند هنوز بعد از سی و شش سال راز سر به مهری در واقعه نهفته است و تمام همت خود را به کار می گیرند تا گره از معما بگشایند

پیروفا (تله تئاتر) 1364

هانی بن عروه از محبان علی (ع) در کوفه زندگی می‌ کند. مسلم بن عقیل به عنوان نماینده امام حسین(ع) و به دلیل بیعت مردم کوفه در خانه هانی ساکن می‌ شود. عبیدالله بن زیاد، جاسوسی به خانه هانی می‌ فرستد تا از اوضاع باخبر شود.یاران امام حسین(ع) آماده رزم می‌ شوند و از طرف عبیدالله بن زیاد، مرتب مورد تهدید قرار می‌ گیرند. در این میان عده‌ای از یاران دستگیر شده و سرکوب می‌ شوند؛ تعدادی هم پیمان‌ شکنی کرده و از هانی می‌خواهند که از حمابت امام حسین(ع) دست بردارد.جاسوسی به عنوان دوست وارد خانه هانی می‌ شود و اطلاعات را به عبیدالله بن زیاد می‌ رساند و با دسیسه هانی را به دیدار عبیدالله می‌ فرستد و در این ملاقات به هانی تهمت می‌ زنند که قصد کشتن عبیدالله را داشته و وی را به دار می‌ آویزند…