برچسب نیلوفر شهیدی

بوی باران 1392

این سریال درباره مادر و دختری است که بعد از ۳۰ سال یکی از همرزمان مرد خانه‌شان را که دچار فراموشی شده است، پیدا می‌کنند و برای اینکه به حافظه او دست پیدا کنند به ناچار وارد دوران جنگ می‌شوند.

ملکوت 1389

فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفی‌نیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و به جهان ملکوت می‌رود در آن زمان فرشته‌ای (کوروش تهامی) به سراغ او می‌آید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش می‌کند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.

ایستگاه سلام 1399

مانیا، دختری از ارامنه شهر اراک به تازگی پدر خود را بر اثر سرطان در شهر برلین آلمان از دست داده است؛ پس از مراسم چهلم پدر در مواجهه عمه خود با مادر و عمویش، پیرامون سهم الارث خانواده متوجه می شود که نام اصلی او فاطیما بوده است و بعدها نام او را مانیا گذارده اند. عمه به مانیا می گوید که او برادرزاده او نیست و او مسلمان زاده ای است که آنوش و اریک، وی را به فرزندخواندگی پذیرفته اند. چرا که آنها توانایی بچه دار شدن نداشته و آنوش نازا بوده است. عمه هاسمیک مدارک جدی ای را از پرورشگاهی در مشهد به مانیا می دهد و مدعی است او سهمی از ارث برادر را نخواهد برد.

مانیا بسیار پریشان می شود. او که هفته های آخر بارداری را می‌گذراند با شنیدن ادله عمه هاسمیک مستاصل شده و در نهایت برای کشف راز فاطیما از مادر سوال دارد. آنوش توضیح می دهد که در زمان جنگ به عنوان پرستار به مشهد اعزام می شود. در حین نگهداری از رزمنده شیمیایی ای، مادر رزمنده بی آنکه بداند وی مسیحی است؛ در حق او دعا می کند تا امام رضا حاجتش را بدهد. رزمنده شهید می شود و از هاسمیک می خواهند تا برای کمک و سرپرستی یتیم خانه ای در مشهد که چند کودک ارمنی در آن زندگی می کنند به آنجا برود. اریک، همسر آنوش به سراغ آنوش رفته و در نهایت آنوش در خواب می بیند که شخصی به او دختری را هدیه می دهد و از وی می‌خواهد تا نام مادرش را بروی دختر قرار دهد. فاطیما ...

تنها 1395

درباره فیروزه دختری است که بنا بر شرایط ناگوار زندگی اش سر از پارتی های شبانه درمی آورد و در یکی از این پارتی ها با فردی آشنا می شود که فکر می کند حضور او مرهمی است بر دردهایش، غافل از این که او در سر نقشه‎ های شومی می پروراند…

حکم رشد 1400

«سریال «حکم رشد»، داستان سرهنگی است که می‌خواهد ریاست کلانتری منطقه‌ای را بپذیرد که برادر شیری‌اش در آن‌جا زندگی می‌کند، اما اعضای خانواده معتقدند که این اتفاق «ذبیح» و «غـلام» را که آدم لات و دردسرسازی هستند، روبه‌روی یکدیگر قــرار می‌دهد.

ماهرخ 1394

ماهرخ داستان زن جوانی را روایت می کند که پس از آن که متوجه می شود همسرش، پیمان، قولش را زیر پا گذاشته و با زن دیگری به جز او ارتباط دارد تصمیم به جدا شدن از او می گیرد اما ...