برچسب نیلوفر دوستی

پیامک از دیار باقی 1387

داستان این سریال دربارهٔ مرد کلاهبردار و خسیسی به نام منصور سیم خواه است که برای فرار از دست طلبکاران، ضمن ایجاد یک دعوای ساختگی، خود را به مردن می‌زند. همه که فکر می‌کنند او مرده‌است او را به خاک می‌سپارند و این آغاز ماجراهایی برای منصور و اطرافیانش است…

بچه های بهشت 1377

رحمتی فیلم‌سازی جوان است که در جبهه با دو نوجوان همرزم حسین فهمیده و بهنام محمدی، آشنا بوده است. وی اکنون پس از جنگ می‌خواهد زندگی فهمیده را بازسازی کند اما پیدا کردن نوجوانان شبیه به فهمیده و محمدی برایش مشکل است. تا اینکه پسری سیزده‌ساله را در کرج پیدا می‌کند که ابتدا بازی در این نقش را نمی‌پذیرد اما پس از آشنایی با بازیگر نقش بهنام و خواندن فیلم‌نامه آن را قبول می‌کند...

اغماء 1386

داستان دکتر طاها پژوهان با بازی امین تارخ را دنبال می‌کند که یک پزشک فوق متخصص جراحی مغز و اعصاب است. او به دلیل جراحی‌های موفقیت آمیزش بروی رزمندگان در جبهه‌ها به پنجه طلایی مشهور است. او اکنون به دلیل بیماری حاد همسرش مولود (شیرین بینا) بر سر دو راهی قرار دارد از طرفی عرف پزشکی مانع جراحی همسرش توسط اوست ولی مولود اصرار دارد که فقط توسط پژوهان جراحی شود. از سویی تنها فرزند آن‌ها پری (نفیسه روشن) مخالف این عمل جراحی توسط پدر است…

پسرها سرباز به دنیا نمی آیند 1387

جوانی به نام نیما به خدمت سربازی فراخوانده می شود؛ اما وی که تمایل دارد هرچه سریع‌تر به آمریکا برود با اتخاذ شیوه های مختلف و ایجاد موقعیت های طنز درصدد خلاصی از انجام وظیفه عمومی بر می آید تا جایی که کانون خانواده اش در آستانه از هم پاشیدگی قرار می گیرد و…

زیر آسمان شهر 1380

در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شده‌است. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان می‌گذرد که چند همسایه در آن زندگی می‌کنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.

خط شکن 1386

داستان این سریال، روایت دختر و پسری جوان به نام‌های نازنین و کورش است که با وجود مخالفت خانواده‌هایشان باهم نامزد شده‌اند و تصمیم به ازدواج دارند. کورش خواننده است و نازنین ترانه‌سرا اما از آنجا که ترانه‌هایش کمی سیاسی است و نمی‌تواند برای آنها مجوز بگیرد، همراه کورش تصمیم به خروج از کشور می‌گیرند…

تنهایی لیلا 1394

داستان این سریال دربارهٔ محمد، متولی امامزاده‌ای است که در زلزله خانواده خود را از دست داده‌است. دختری به نام لیلا که عاشق محمد می‌شود، او را در شرایط ویژه‌ای قرار می‌دهد و ایمان او را محک می‌زند. لیلا دختری است از خانوادهٔ ثروتمند و البته غیرمذهبی و نازپرورده بود که نامزد هم داشت ولی عشق به محمد کاملاً او را دگرگون می‌سازد و ایمان او را تحکیم می‌کند او با محمد ازدواج می‌کند و صاحب یک فرزند می‌شود[۲] ولی محمد بر اثر سکته قبلی می میرد و این شروع داستان مشکلات لیلا است.

میش 1388

فرخ سنایی کارمند اداره گذرنامه است. با آمدن تولد دخترش دایی غلامرضا برای دختر فرخ کادویی جالب در نظر گرفته است. و هنگام آوردن آن کادو ماجرا های جالبی برای فرخ می افتد.