برچسب نگار فروزنده

اخراجیها 3 1389

جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر هم‌رزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از هم‌رزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يك‌شان و شخصيتي جديد دارند و...

پشت دیوار شب 1376

پدر اسماعيل مديرعامل يك شركت ساختماني است و درست زمانيكه اسماعيل قصد رفتن به ژاپن را دارد، پدر بيمار مي شود و اسماعيل ناچار از رفتن به ژاپن صرف نظر مي كند، چراكه با رفتن او شركت منحل مي شود و نامزدش را هم از دست مي دهد. بدين ترتيب او مديرعامل مي شود و با زهرا ازدواج مي كند، اما بعد از گذشت چند روزي به دليل بدبين شدن دولت به عملكرد شركت ها ـ مردم براي دريافت سهام خود به شركت هجوم مي آورند و همسر اسماعيل مجبور مي شود كه تمام پس انداز خود را به سهامداران بدهد. در عين حال عموي اسماعيل هم پول هاي شركت را گم مي كند و اسماعيل ناراحت شده به خودكشي فكر مي كند، اما مردي در هيئت يك ناجي از غيب به كمكش مي آيد و آرزوي اسماعيل را كه اي كاش هرگز به دنيا نمي آمد عملي مي كند وليكن اسماعيل از موقعيت جديد خود پشيمان مي شود و ناجي كمك مي كند تا او به زندگي واقعي خود بازگردد.

داستانهای جزیره 1377

اپیزود اول:
دختر دايي به دريا مي رود و گم مي شود، اما مدتي بعد، پروازكنان با دو بال سفيد در ميان ابرها برمي گردد. پسر عمه (علي) كه بازيگر است و براي بازي در فيلمي در جزيره كيش است، بازگشت دختر دايي را باور مي كند و حتي با او در آسمان پرواز مي كند. گروه نگران مي شود ولي علي صحيح و سالم بازمي گردد.
اپیزود دوم:
محسن مخملباف كه در جزيره كيش فيلم در را مي سازد، براي حضور در انتخابات مجلس ششم، به تهران مي آيد.
اپیزود سوم:
دختر نوجواني به نام باران به همراه مادرش براي سفر كوتاهي به كيش مي رود. در گردشي دريايي، با پسري كه خود را «بومي» معرفي مي كند آشنا مي شود و اين آشنايي به يك سفر ذهني و دريايي مي پيوندد. بومي براي مرواريدي كه مي خواهد به باران پيشكش كند به دريا مي رود و در دريا گم مي شود و باران به شهرش بازمي گردد.

اخراجیها 1385

مجيد از خلافكارهاي يكي از محله هاي تهران، عاشق دختر ميرزا (يك گيوه‌دوز عارف) است و شرط ازدواج او سربه راه شدن است. مجيد براي رسيدن به نرگس دست به دروغ و كلك مي زند اما نقشه اش افشا مي شود. مجيد در سرراه خود احساس مي كند كه رقيبي وجود دارد كه از بچه هاي جبهه اي است و براي اينكه از او عقب نيفتد، با نوچه هاي خود راهي جبهه مي شود تا اينكه...

شرط اول 1388

بهرام (کامبیز دیرباز) در حمایت از اکبر (اکبر عبدی) در برابر طلبکاران شرورش، با آنها درگیر می‌شود و به ناچار می‌گریزد. در تعقیب و گریزی نسبتا طولانی، بهرام تصادف می‌کند و ضربه‌مغزی می‌شود و به کما می‌رود. پزشکان که از درمان او قطع امید کرده‌اند، پیشنهاد می‌کنند اعضای بدن بهرام را به بیماران نیازمند اهدا کنند و در عوض مبالغ هنگفتی دریافت کنند. این پیشنهاد خانواده بهرام را دچار وسوسه و تغییر شرایط می‌كند. اما درست زمانی‌که آنها مشغول خرید و فروش اعضای بهرام و وسایل شیک و تازه برای منزل هستند، بهرام به هوش می‌آید و دردسرها آغاز می‌شود.

افسونگر 1392

شايان وکيل‌مدافعي که در اکثر پرونده‌هاي قضايي پيروز است، در آخرين پرونده‌اش سعي دارد موضوع را پيچيده‌تر کرده تا منافع بيش‌تري به دست آورد اما با ورود رؤيا که به عقد موقت شايان درآمده، اتفاقاتي در زندگي خصوصي‌اش مي‌افتد که او را دچار دوگانگي کرده و اعتبار کار و زندگي‌اش در مرز فروپاشي قرار مي‌گيرد.

دعوت 1387

چند خانواده متفاوت با بحرانی مشابه روبه‌رو می‌شوند و هرکدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واکنش‌هایی از خود بروز می‌دهند.

فیلم پیرامون مسئله سقط جنین است و پیام فیلم این است که «جنینی که به این دنیا دعوت شده نباید سقط شود» حتی اگر مادر آینده یک زن شصت ساله، یک زن بی شوهر (صیغه‌ای)، یک زن بازیگر که کارش را بیش از فرزند دوست دارد، زنی آواره در شهر با یک شوهر چاه بازکن یا زنی بریده از شوهر باشد.

یک اپیزود فیلم دربارهٔ دو دانشجو با بازی پژمان بازغی پس از فیلمبرداری حذف شده‌است که برخی دلیل حذف آن را ممیزی می‌دانند اما حاتمی کیا دلیل اصلی‌اش را طولانی شدن زمان فیلم عنوان کرده‌است.

اخراجیها 2 1387

درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي كند و همه اخراجي ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند. خانواده اخراجي ها براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي شوند. دشمن با فرا خواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست ها با دشمن هم دست شده اند، و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص فرمانده و روحاني مي گردد.