برچسب نجات علیمرادی

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

خواب فروش 1387

مبلغ کلانی از یک کارخانه اختلاس شده است. ناظمی مدیرعامل کارخانه که به شدت عصبانی است طی جلسه ای اعضای هیئت مدیره را مورد بازخواست قرار داده و اعلام می کند برای روشن کردن موضوع عازم سفری است که....

عشق پول 1398

هرمز اعتمادی، پیرمردی نزولخوار و طماع است که دچار بیماری عجیب و ناشناخته ای شده، او به یکباره کمرش خم شده و راست نمیشود...

دامادی به نام صفر 1389

داستان این فیلم درباره صفر است. شغل او فیلمبرداری از مجالس عروسیست. روز عروسی اش نزدیک است و او برای تامین مخارج مراسم عروسی، حاضر است هر کاری کند. پس از آشنایی او با زوجی جوان، صفر درگیر مسائلی می شود و...

دست بالای دست 1390

سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانه‌ای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.

خداداد 1400

این سریا داستان شخصی به نام "خداداد" میباشد که باید برای دختر کوچکش جهیزیه فراهم کند تا او را به خانه بخت بفرستد، اما با ماجراهای زیادی روبه‌رو می‌شود..

کت جادویی 1377

آقای اسکویی رئیس یک شرکت ساختمانی و برج‌سازی معتبر، کتی جادویی دارد که جیب‌هایش همیشه پُر پول است و هرگز تمام نمی‌شود. او در نظر دارد به نحوی از شر این کت خلاص شود، چراکه در کنار این ثروت بی حد و حصر، دردسرها و مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرده است؛ به همین سبب، تصمیم می‌گیرد کت را به «عماد» کارمند شرکت که جوانی آس و پاس اما خوش قلب و سالم است، بسپارد. «عماد» خشنود است که با بدست آوردن آن کت، یک شبه راه صد ساله را طی می‌کند، اما…

کلاه گیس 1388

با پیدا شدن کلاه گیسی زنانه در ماشین داماد درست چند شب قبل از عروسی، دو خانواده درگیر میشوند، چون پدر عروس همان روز ماشین داماد را قرض گرفته است و …