برچسب نجات علیمرادی

دنیای وارونه 1376

رئيس يك مؤسسه توليد مواد دفع آفات نباتي از مهندس مسئول آزمايش مي خواهد كه مواد غير استاندارد را تأييد كند، اما مهندس قبول نمي كند و با همدستي مسئول فني هواپيما هاي سم پاش به جاي مواد سمي، آب وارد مخزن هواپيما مي كنند، اما هر دو بعد متوجه مي شوند كه گاز مواد غيراستاندارد باعث شده كه آن ها نتوانند دروغ بگويند و در برخورد با همه از جمله رئيس راستگو مي شوند و همين امر موجب اخراج هر دو از شركت مي شود. علاوه بر آن همسر مهندس نيز بر اثر رك گويي و راستگويي او خانه را ترك مي كند و به منزل پدرش مي رود. با وضع پيش آمده مهندس و مسئول فني هواپيما ابتدا قصد دارند تا خود را از سرگرداني نجات دهند اما بعد تصميم مي گيرند با سرقت هواپيما از شركت باقيمانده ي مواد غيراستاندارد را بر سر شهر بريزند تا مردم همه راستگو شوند، وليكن نيروي هوايي هواپيماي سم پاش را هدف قرار مي دهد و مهندس به همراه مسئول فني هواپيما در بيمارستان بستري مي شوند. مردم شهر هم براي مدتي راستگو مي شوند، اما چندي بعد اثر آن از بين مي رود و در زماني كه همسر مهندس براي عيادت به بيمارستان مي آيد از پنجره هواپيماي سم پاشي را مي بيند كه از همان ماده ي ضد دروغ پخش مي كند.

لوکوموتیوران 1379

لوكوموتيوران پير جنوبي با شروع جنگ مجبور به ترك شهر مي شود اما اميد پسرش و تازه دامادش در شهر مي مانند و به دفاع در مقابل دشمن مي پردازند. و تنها يك بار به ديدن خانواده مي آيند و ديگر خبري از آن ها نمي شود. لوكوموتيوران بعد از اينكه همسرش را از دست مي دهد به اتفاق دختر و نوه ي مريضش عطيه منتظر برگشت پسر و دامادش هستند كه البته بعد از تمام شدن جنگ و آمدن اسراء باز هم هيچ خبري از آن ها نمي شود. تا اينكه يكي از آزادگان به نام دكتر شادمان خبر شهادت اميد، لوكوموتيوران را به او مي دهد و چند روز بعد هم ستاد معراج شهداء خبر شهادت داماد لوكوموتيوران را به آن ها مي دهد. از طرفي دكتر شادمان دوست اميد، تصميم مي گيرد عطيه نوه ي پيرمرد را عمل كند و بعد از عمل موفقيت آميز عطيه و به هوش آمدنش، او دكتر شادمان را در هيئت پدر مي بيند و او را پدر خطاب مي كند.

شیرین قناری بود 1390

شیرین دختر آرمان‌گرایی است که قصد دارد مشکلات جامعه و مردم را به تنهایی از میان بردارد، به دلیل علاقه به ورزش فوتبال از مدرسه اخراج می‌شود…

اخراجیها 2 1387

درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي كند و همه اخراجي ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند. خانواده اخراجي ها براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي شوند. دشمن با فرا خواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست ها با دشمن هم دست شده اند، و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص فرمانده و روحاني مي گردد.