با من شوخی نکن 1389
پیرمردی در خواب برادرش را میبیند که به او کارهای بدش از جمله نزولخواری و سر راه قرار دادن بچههایش را یادآور میشود. پیرمرد ده روز مهلت مییابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک میکند و…
پیرمردی در خواب برادرش را میبیند که به او کارهای بدش از جمله نزولخواری و سر راه قرار دادن بچههایش را یادآور میشود. پیرمرد ده روز مهلت مییابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک میکند و…
فروغ که به جرم دزدی ناکام از یک طلا فروشی در زندان است، وقتی متوجه بیماری پدر و گم شدن خواهر زاده اش می شود، برای جبران گذشته مرخصی گرفته و از زندان بیرون می آید، ولی متوجه می شود تمام این ماجراها نقشه ی خواهرش بوده تا فروغ از زندان بیرون بیاید و به وسیله ی او به مقداری از طلاها که قبل از زندانی شدن قایم کرده دست یابد...
فرامرز، پسر تنپروری است که تنها به موسیقی علاقمند است. او پس ازمرگ پدر، مجبور میشود بههمراه مادرش به یکی از محلات فقیرنشین جنوب شهر نقل مکان کنند و در آنجاست که فرامرز با واقعیتهای زندگی روبه رو میشود و تحولی در شخصیتش رخ میدهد.
داستان این فیلم درباره خانوادهای است که وقتی پسر بزرگ خانواده تصمیم به ازدواج میگیرد با مشکل مواجه میشوند. مشکل آنان به خانهای بازمیگردد که سالها قبل خریداری کردهاند اما هنوز تحویل نگرفتهاند و ...
عزیز بعد از مدتها موفق به خرید یک ون می شود و در خط راه آهن تجریش مسافرکشی می کند، او با یک مسافر مواجه می شود که اتفاقات بسیار طنزی را رقم میزند و …
آقای زرنگ پور که خیلی خسیس است یک روز در روزنامه خبر فوت خاله اش را که تا حالا ندیده است، می بیند و اعلام می کنند که هیچ وارثی نداشته و همه ارثیه دویست میلیون تومانی به آقای زرنگ پور می رسد....
هندوانه فروشی با وانت همه هندوانههای خود را به فروش میرساند و یک هندوانه بسیار بزرگ باقی میماند. مردی برای خریدن هندوانه سراغش میآید اما چون پول کافی ندارد دست خالی باز میگردد. بعد از او پیرمردی آمده و هندوانه را میخرد. وقتی به خانه میرود بر اثر نزاع با همسرش و از شدت عصبانیت هندوانه را از پنجره به بیرون پرتاب میکند هندوانه به داخل وانتی میافتد و…
آهو، دانشجوی جوان با یافتن نشانهای از گذشته اش دچار آشفتگی میشود و در آستانه جدایی از خانواده اش قرار میگیرد. چاره جویی برای رفع بحران روحی از او، ناخواسته و بهتدریج وی را به رمزگشایی روانی از شخصیت پدرش که سالهاست زخمی عمیق را در هراس از تصور اتفاقی بد در خود پنهان کردهاست، میکشاند. تقابل پدر و دختر، روابط آنها را با اطرافیان تحت تأثیر قرار میدهد و هر یک را به نحوی درگیر ماجرا میکند.