برچسب مولانا

حدادعادل: ایستادگی امروز ملت ایران، امتداد روحیه حماسی شاهنامه است / صدای فردوسی امروز در میدان‌های رزم طنین‌انداز است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، همزمان با بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی، آیین اختتامیه پویش «فارسی، زبان فرهنگ و تمدن ایرانی»، با حضور استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان به زبان فارسی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد.

استاد شهرام ناظری دست شما درد نکند به خاطر پاس گل قشنگ‌تان!

ای بابا! مگر استاد چه گفته؟ انتقاد کرده دیگر! رسیدیم به همان‌سوال تکراری عده‌ای که دوست دارند دور چهره‌های مشهور و سلبریتی را بگیرند و از سفره شهرت آن‌ها برای خود نان و نوایی به هم بزنند! باید به آن‌ها گفت استاد مگر خداست یا مگر معصوم است که اشتباه نکند! اشتباه کرده و اشتباه بدی هم کرده! حتی اگر مدیران ناکارآمد و نالایقی در برهه‌های مختلف، برای مولانا کاری نکرده باشند که حتما هم از این مدیران داشته و داریم و خواهیم داشت، مگر مردم ایران خودشان مرده بوده و مرده اند که مشاهیرشان را فراموش کنند؟

حرکت به سوی چشم‌انداز پنهان فردا / راه نجات ما از بحران جنگ چیست؟ /چرا در تاریک‌ترین روزهای تاریخ، کتاب‌ها تنهاترین پناه‌گاه‌اند؟

گروه اندیشه: اسماعیل آذر شاعر و مدرس دانشگاه، در مطلبی که در روزنامه ایران منتشر شده، تلاش کرده همسو با «اندیشه اگزیستانسیالیسم (هستی گرا) با صبغه شرقی، و همچنین با نگاه آلبرکامو در تحلیل پوچی و پذیرش آگاهانه (در تمثیل سیزیف) به موضوع «امید» و «عشق» به عنوان محرک‌های اصلی حرکت و حیات بپردازد. آذر با استناد به آموزه‌های قرآنی و حکمت حافظ، سعدی و مولانا، دعوت می‌کند که در اوج بی‌خبری از سرّ غیب، با پناه بردن به ادبیات و کتاب، چشم به گشایش‌های پنهان بدوزیم و از ورطه‌ی نومیدی بپرهیزیم و به این منظور با عرفان خداباور ایرانی را که بن‌بست را نمی‌پذیرد، پیوند بخوریم. آذر تلاش می‌کند میان «واقع‌گرایی تلخ» و «آرمان‌گرایی امیدوارانه» پلی بزند؛ بنابراین با اندیشه‌هایی که بر «خودآگاهی»، «معنابخشی شخصی به رنج» و «حکمت رواقی» تمرکز بر آنچه می توانیم در آن تغییر ایجاد کنیم، تأکید دارد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

زندگی آفرینی در مرگ اندیشی مولانا و ملاصدرا / ضرورت مرگ از نگاه مولانا / گذری باشکوه به سوی کمال هستی

  به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایبنا در مقدمه گفت و گوی خود با مهدی پرپینچی مولوی پژوه قزوینی نوشته است: «اندیشه‌های مولوی همواره به عنوان منبعی بی‌بدیل از حکمت و معرفت شناخته شده است؛ خصیصه‌ای که شاید در میان شاعران جهان نظیر نداشته باشد. در مصاحبه با مهدی پرپینچی مولوی‌ پژوه قزوینی موضوع «مرگ» را سوژه‌ اصلی قرار داده‌ایم تا از دریچه‌ نگاهِ عمیق و حکمت‌آمیز مولوی، به واکاوی این پدیده بپردازیم. از این مولوی پژوه دو کتاب «مبارزه با نقس از زبان مولوی» و «مرگ از نگاه مولوی» منتشر شده است.» مهدی پرپینچی در این گفت و گو به تبیین عمیق، روان‌شناختی و عرفانی پدیده «مرگ‌انتخابی و اجباری» از منظر مولانا پرداخته و پیوند دیالکتیکی میان مرگ و زندگی را واکاوی می‌کند. در پارادایم مولوی، شناخت زندگی بدون درک مرگ ناممکن است. متن ابتدا با نقل اسطوره‌شناختی خلقت انسان بر اساس تفاسیر کهن، چرایی انتخاب عزرائیل به عنوان قابض‌الارواح و سازوکار بیماری‌ها به عنوان اسباب و علائم هشداردهنده را تشریح کرده و سپس به فلسفه ضرورت مرگ می‌پردازد؛ ضرورتی که نبود آن، جهان را به رنج‌کده‌ای بی‌ارزش، متوقف و عاری از عدالت تبدیل می‌کرد. برخلاف تصور عمومی، مرگ‌اندیشی صدرایی و مولوی منجر به رخوت و افسردگی نمی‌شود، بلکه پویایی‌آفرین است. مولانا با مهندسی دقیق مفهوم «غفلت»، آن را به دو بخش ممدوح (فراموشیِ لازم برای بقای انگیزه حیات و مهار فرسودگی داغ‌ها) و مذموم (بطالت و فراموشی افراطی معاد) تقسیم می‌کند. تفاوت در مواجهه با مرگ، ناشی از هویت و آگاهی انسان‌هاست؛ هراس از مرگ، در واقع فرار انسان از باطن زشت خویشتن است که در آینه مرگ منعکس می‌شود. متن با مرزبندی قاطع میان استقبال عرفانی از مرگ (بازگشت اختیاری به اصل و نیستان حیات با بال عشق و بصیرت) و مرگ‌طلبی پوچ‌گرایان (خودکشی ناشی از ناتوانی در حل مشکلات)، راه درمان نیهلیسم را ایمان و مثبت‌ندیشی می‌داند. در نهایت، با ترسیم جهان آخرت به عنوان «سرای بقا و جاودانگی مبرّا از تضاد»، شهادت به عنوان ارزشمندترین فرجام و رهایی روح (مجنون) از چنگال جسم (تن) معرفی می‌شود.

گفتم مولانا حتی یک بیت شعر ترکی ندارد، نه فارسی / اشتباه لفظی بود!

در پی انتشار کلیپی جنجالی از علیرضا منادی سفیدان، نماینده مردم تبریز در مجلس که در آن گفته شده بود «مولانا حتی یک بیت شعر فارسی هم ندارد»، وی این سخن را ناشی از یک اشتباه لفظی دانست و تصریح کرد: منظورم این بود که مولانا حتی یک بیت شعر ترکی ندارد، اما ترکیه او را به‌طور کامل به نام خود زده است.

عمر در راه عشق به عرفان اسلامی/ او که به ۱۰ زبان شرقی سخنرانی می‌کرد

شیمل علاوه بر لاتین، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، چک و هلندی در حد ترجمه بر زبان‌های عربی، ترکی، فارسی، سندی، پشتو، پنجابی و کمی هم بنگالی مسلط بود و می‌توانست به ده زبان سخنرانی کند.