گروه اندیشه: اسماعیل آذر شاعر و مدرس دانشگاه، در مطلبی که در روزنامه ایران منتشر شده، تلاش کرده همسو با «اندیشه اگزیستانسیالیسم (هستی گرا) با صبغه شرقی، و همچنین با نگاه آلبرکامو در تحلیل پوچی و پذیرش آگاهانه (در تمثیل سیزیف) به موضوع «امید» و «عشق» به عنوان محرکهای اصلی حرکت و حیات بپردازد. آذر با استناد به آموزههای قرآنی و حکمت حافظ، سعدی و مولانا، دعوت میکند که در اوج بیخبری از سرّ غیب، با پناه بردن به ادبیات و کتاب، چشم به گشایشهای پنهان بدوزیم و از ورطهی نومیدی بپرهیزیم و به این منظور با عرفان خداباور ایرانی را که بنبست را نمیپذیرد، پیوند بخوریم. آذر تلاش میکند میان «واقعگرایی تلخ» و «آرمانگرایی امیدوارانه» پلی بزند؛ بنابراین با اندیشههایی که بر «خودآگاهی»، «معنابخشی شخصی به رنج» و «حکمت رواقی» تمرکز بر آنچه می توانیم در آن تغییر ایجاد کنیم، تأکید دارد. این مطلب را در ادامه می خوانید: