فروشگاه 1374
داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره افتتاح یک فروشگاه بزرگ و ماجراهای طنزآمیزی که در آن رخ میدهد.
داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره افتتاح یک فروشگاه بزرگ و ماجراهای طنزآمیزی که در آن رخ میدهد.
این مجموعه تلویزیونی بر اساس زندگی واقعی بانویی است که به عنوان «دامدار نمونه» شناخته شده بود. این بانو که «ربابه دهقان» نام دارد، با وجود مشکلات فراوان و مخالفت فرزندان که زندگی شهری را ترجیح میدهند، در یکی از روستاهای اطراف اراک، یک گاوداری احداث کرده و در اطراف آن نیز یک مزرعه علوفه ایجاد نمود.
«احمد دانش» به اتهام قتل پدرش دستگیر و محاکمه میشود. وکیلِ احمد متوجه میشود که با توجه به شواهد، این قتل توسط او انجام نشده و قاتل باید شخص دیگری باشد. فعالیتهای وکیل احمد که خود در زندگی خصوصیاش دچار مشکلات فراوانی است، به جایی نمیرسد و احمد به اعدام محکوم میشود. در آخرین لحظات، همسر سابق مقتول به قتل اعتراف میکند و احمد آزاد میشود.
رعنا، دختر مردی به نام سنایی، از صابونپزهای قدیمی تهران است. پس از چندی دانایی که دبیر آموزش و پرورش است به خواستگاری رعنا آمده و با وجود مخالفتهای منصور (برادر رعنا) با او ازدواج میکند. اما پس از گذشت مدتی دانایی به خاطر شرکت در فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان و کشته میشود. پس از سالها پسر رعنا که به شدت در حال مبارزه با رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ است، در یک درگیری خیابانی مفقود میشود. رعنا و دخترش به دنبال یافتن او هستند که ماجراهایی از گذشته دوباره زنده میگردد.
۵ نوجوان به بهانه تشکیل یک تیم فوتبال، گرد هم می آیند و در ادامه داستان، ماجراهای مختلفی برای هر یک از آنها رخ میدهد.
دکتر سارا عابدینی به اتفاق یکی از اساتید قدیمی خود یک مرکز مشاوره درمانی تأسیس میکند. به تدریج یک مددکار اجتماعی به نام حبیب بابایی و دختر جوانی به نام شیرین به عنوان منشی مرکز در آنجا مشغول به کار میشوند. بیمارانی که به مرکز مشاوره مراجعه میکنند و مشکلاتی که در زندگی شخصی دارند چهارچوب اصلی این مجموعه را تشکیل میدهد و …
موضوع این مجموعه تلویزیونی، حول وحوشِ خانوادهٔ «آقای امراللهی» است که در خانهٔ شماره ۱+۱۲ زندگی میکنند.
دو برادر به سبب گرایش برادر بزرگتر (با بازی اکبر زنجان پور) به سوی خانِ منطقه در سمنان، با یکدیگر قطع رابطه کردهاند. برادر کوچکتر (با بازی داوود رشیدی) نیز به تهران کوچ میکند. پس از گذشت سی سال، برادر بزرگتر دچار بیماری قلبی میشود و زمینه برای آشتی ایندو ایجاد میشود، اما همسر برادر بزرگتر با بازی شمسی فضل الهی و برادرانش به ویژه برادرش با بازی اسماعیل شنگله، به هر طریقی سعی دارند از این آشتی و پیوند دوباره جلوگیری کنند. سرانجام، پس از اتفاقات گوناگون و تصادف شدید برادر بزرگتر که به تحریک برادر همسر انجام شده و اعتراف ضارب موتوری ش، این دو برادر به یکدیگر میرسند و همسر برادر بزرگتر از کارهای خود نادم و پشیمان میشود.[۱]