شیفت بعدی 1389
"شیفت بعدی" داستان همیاری چند پرستار است كه باید در یك شبانهروز طی سه شیفت از مادر بیمار یكی از همكارانشان مراقبت كنند و در این مسیر با اتفاقات پیشبینی نشدهای مواجه میشوند.
"شیفت بعدی" داستان همیاری چند پرستار است كه باید در یك شبانهروز طی سه شیفت از مادر بیمار یكی از همكارانشان مراقبت كنند و در این مسیر با اتفاقات پیشبینی نشدهای مواجه میشوند.
این فیلم داستان آيدا، دختر جوان يك خانواده سنتی تبريزی را روايت می كند كه قرار است حدود دو ماه در صيغه محرميت نامزدش آيدين باشد تا بيشتر با هم آشنا شوند. شرايط اقتصادی آيدين و آشنايی آيدا با جوانی متمول به نام فرهاد آيدا را در تصميمش به ازدواج با آيدين با ترديد روبرو می كند. آيدا تجربه تلخی را پشت سر می گذارد
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
"رقص در آتش" داستان دختری است که به مواد مخدر معتاد است. او اتفاقی با رانندهای آشنا میشود و مسیر زندگیاش تغییر میکند.
این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم میگیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم میرسد
داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینهای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز میشود و هربار او را وارد درگیریهای زندگی اشخاصی میکند که از فقدان عشق رنج میبرند.
سال ها پیش امیر با مرجان ازدواج کرده و حاصل ازدواجشان دختری به نام رضوان بوده اما امیر قصد می کند برای زندگی به کشور آمریکا برود، مرجان که مخالف این مساله بوده او را همراهی نمی کند و این مساله به جدایی آنها می انجامد. امیر در همان زمان می رود و مرجان با احمد که پیش از ازدواج دلبسته اش بوده ازدواج می کند و ...
این فیلم داستان مردی است به نام عاصف که برای پیوند قلب همسرش به دنبال یک اهداکننده است. عاصف پس از جستجوی فراوان قلبی را میابد که باید برای بدست آوردنش هزینه فراوانی بپردازد اما او از پس این هزینه بر نمی آید. درنهایت جوانی به نام سهراب سر راهش سبز شده و او را به یک دزدی بزرگ دعوت می کند و ...