برچسب مهدی احمدی

چهل و هفت 1397

یک زن از دست کتک‌های شوهرش در حال فرار است که در این حین دخترش وارد منزل می‌شود. دختر به محض ورود به خانه متوجه دعوای مادر و پدرش شده و بعد از بگو مگو با پدرش (با بازی حمیدرضا آذرنگ) به همراه او به سطح شهر رفته تا مادر گریخته را بیابند. در همین حین متوجه می‌شویم که مادر (با بازی شقایق فراهانی) با زن پرستار و پولداري به نام کتی(با بازی لادن مستوفی) تصادف کرده و با او همسفر خیابان‌های شهر تهران در شب یلدا می‌شود. از آنسو مادر دیگری (با بازی ریما رامین فر) را داریم که به دستفروشی مشغول است و شوهر معتاد دخترش به زندان افتاده. او و دخترش بعد از اینکه پی به حاملگی دختر می‌برند، تصمیم می‌گیرند بچه را سقط كند و... .

نگین 1380

آذر در زندان مطلع مي شود كه دختر نوجوانش نگين از خانه فرار كرده. او از يكي از دوستانش بنام ندا كه قبلاُ هم بندش بوده تقاضاي كمك مي كند تا دخترش را پيدا كند و او را به خانه برگرداند و آذر براي نجات دخترش، با ديدن يك اسلحه از زندان فرار مي كند و با كمك ندا به دنبال نگين مي رود، اما اثري از او نمي يابد سرانجام به وسيله نشانه اي كه به خانه هاي فساد ختم مي شود متوجه مي شوند كه نگين به همراه چند دختر ديگر به شيخ نشين هاي خليج فارس فروخته شده اند و قرار است به زودي به محل فرستاده شوند. آذر و ندا به موقع به فرودگاه مي رسند ولي با چند مرد عرب كه محافظان دختران هستند روبرو مي شوند. آذر يكي از مردها را با استفاده از اسلحه اش به قتل مي رساند و همزمان پليس آذر را هدف گلوله قرار مي دهد.

برگ جان 1395

حکایت آدمی در تقلای رسیدن به خواسته ایست که چون به آن می‌رسد دیگر برایش ارزشی ندارد. پس مسیر زندگی را برای رسیدن به آرزویی تغییر می‌دهد که همواره در پی برآورده شدنش بود، اما…

داره صبح میشه 1393

گلی و سامان، یک شب قبل از جشن ازدواجشان، میهمانی دوستانه‌ای برگزار می‌کنند، اواخر میهمانی در جمعی صمیمی‌تر بازی را شروع می‌کنند که این بازی و شوخی، گلی و سامان را درگیر موضوعی می‌کند و همین بهانه‌ای می‌شود برای ورود به قصه خانواده‌هایی دیگر در همان شب.

وروجک ها 1393

فيلم درباره خواهر و برادري به نام هاي ساينا و سينا است که پدر و مادرشان را با رفتار هاي ناشايست و نادرست اذيت مي کنند و در ادامه داستان درگير ماجراهايي مي‌شوند

افراطی ها 1388

ناصر به جرم قتل به زندان می‌افتد. در زندان با تقی، فری، هوشنگ و حشمت آشنا می‌شود. هوشنگ سعی می‌کند از زندان فرار کند و …

انارهای نارس 1392

انسي و ذبيح در حاشيه‌ي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.

آواز قو 1379

پيمان فدايي، ناراضي از تصميم پدرش براي فرستادن او به خارج از كشور، مجلس جشني را كه برايش برپا كرده اند. ترك كرده و به سراغ دختر مورد علاقه اش پرستو آرين مي رود. پيمان عليرغم مخالفت پدر پرستو، او را سوار اتومبيلش مي كند، اما در يكي از پست هاي خياباني نيروي انتظامي آن ها دستگير مي شوند در حاليكه سرگرد فتاح حيدري اعتقادي به جلب و دستگيري آن ها ندارد. درگيري پيمان و يكي از مأموران پاسگاه هنگام پر كردن ورقه تعهد، اوضاع را وخيم تر كرده و پيمان به جرم مضروب كردن پليس، زنداني مي شود. در مدت حبس، يكي از زندانيان او را به فرار از كشور ترغيب مي كند. پيمان در فرصتي مناسب از دست مأموران مي گريزد و با تماس با شماره تلفني كه از زنداني هم بندش گرفته بود، امكان خروج از كشور را براي خود و پرستو فراهم مي كند. در مرز ايران و تركيه جعلي بودن پاسپورت پيمان لو رفته و ماجرا به گروگان گيري خونين معجز مي شود. سرگرد فتاح تمام تلاش خود را براي ختم اين قائله بكار مي گيرد اما موفق نمي شود سرانجام سر مرز ايران و تركيه تيرباران مي شود.