برچسب مهدی احمدی

در کوچه های عشق 1369

جواني بيست و چند ساله كه در آغاز جنگ همراه خانواده اش از آبادان مهاجرت كرده است، پس از پايان جنگ با پدرش به آبادان بازگشته و با ديدن شهر و خانه شان كه ويران شده، در بازگشت قطعي به شهر مردد است. طي روزهايي كه پدر براي ترميم خانه ويرانشان اقدام مي كند. جوان كه در كوچه هاي خالي شهر تنهاست به دوستان كودكيش و بازي و عشق ها و شيطنت هايشان مي انديشد. پيرمردان صبوري را ملاقات مي كند كه همه مصائب جنگ را تحمل كرده اند و در شهر مانده اند و بالاخره شاهد حقارتي مي شود كه مهاجران در شهرهاي ديگر برخود تحميل كرده اند. جوان بالاخره تصميم به بازگشت قطعي مي گيرد. در آبادان، از كودكان ديروز، آنها كه مانده اند، جوان و شكوفا شده اند و كودكان امروز ميان ويراني ها به بازي مي پردازند و زندگي همچنان ادامه دارد.

گفتگو با سایه ها 1384

اين فيلم براي معرفي هرچه بهتر صادق هدايت نويسنده آشناي ايراني و تحليلي بر آثارش كه مهمترين آن ها «بوف كور» است به شيوه مستند داستاني ساخته شده است.

جزیره رنگین 1393

داستان فیلم «جزیره رنگین» اقتباسی آزاد است از فعالیت دکتر احمد نادعلیان در جزیره هرمز. او یک – هنرمند محیطی- است چند سال پیش به آن جزیره رفت، بیغوله ای ویران را خرید و آن را به موزه‌ای برای نمایش آثار هنری بومی مردم جزیره تبدیل کرد. علاوه بر این طی کارگاهی به اهالی علاقه‌مند جزیره آموخت که چگونه می‌توانند با بهره‌گیری از خاک‌های رنگارنگ جزیره نقاشی کنند و آثار خود را برای فروش به گردشگران ایرانی و خارجی ارائه دهند. حاصل این فعالیت آن است که امروز کسانی که از این کارگاه‌ها بهره برده‌اند؛ می‌توانند با فروش آثارشان به گردشگران، شرایط اقتصادی بسیار بهتری را برای خود و خانواده‌شان فراهم کنند. بدیهی است که این فعالیت از طرف یک – سرحدی- ( فردی که از اهالی بومی جزیره نیست) ؛ در ابتدا با سوءظن و مخالفت کسانی از اهالی بومی مواجه شد و برخوردهایی را به وجود آورد. اما پس از حدود ده سال، نقاشی روی شیشه با خاک‌های رنگین جزیره به یک – هنر اجتماعی– تبدیل شده است که گردشگران بسیاری را از ایران و کشورهای دوردست برای دیدار از جزیره هرمز جلب می‌کند.

تک درختها 1385

آقاي روشن شاعر پير و گمنام شهر كرمان است. ايرج پسر او پس از سالها از فرانسه به ديدار پدر و خواهرش فخري مي آيد. ايرج با دوربين ويديويي خود ابتدا باعث اذيت آقاي روشن مي شود ولي بعداً آقاي روشن از طريق دوربين ويديويي ايرج براي نوه هاي خود در خارج پيام مي فرستد. آقاي روشن، يك شب پشت تريبون در شب شعر در حضور خانواده اش اعترافاتي مي كند و صبح روز بعد مي ميرد. ايرج و فخري براي اثبات هنرمندبودن وي جهت دفن در قطعه هنرمندان به ادارات مختلف مي روند. مدتي بعد،‌ ايرج خسته و دگرگون به فرانسه بازمي گردد.

پارک وی 1385

بازگویی زندگی یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند است که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارک‌وی تهران ملاقات می کنند و خیلی زود با یکدیگر ازدواج می کنند.

هفت پرده 1379

چهار جوان براي حل مشكل مالي خود گرد هم آمده و با هم مشورت مي كنند. آن ها پس از توافق با هم تصميم به تلاش مجدد براي تهيه پول مي گيرند. اما پس از ناكامي و نااميدي مجدداً گرد هم آمده و عليرغم ميل باطني خود تصميم به سرقت مي گيرند. آن ها با فراهم آوردن مقدمات و تهيه اسلحه به فروشگاهي حمله كرده و پس از سرقت متواري مي شوند. آن ها پس از تعقيب و گريز سرانجام توسط پليس محاصره شده و كشته مي شوند. (لازم به ذكر است كه فيلم در هفت پرده بنام هاي: فتح، اميد، نياز، هجران، عزم، خوف و فنا ساخته شده است.)