برچسب منوچهر علیپور

یاور 1400

یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...

امام علی 1375

داستان این سریال از اواخر دورهٔ خلافت عثمان بن عفان شروع و تا پنج سال انتهایی و دوران خلافت و زندگی علی بن ابی‌طالب می‌پردازد.

جمعه دو بعدازظهر 1398

کسری مهندس جوان و مستعد و طراح بین المللی مشکوک به تومور مغزی است و سعی دارد گذشته بی روح خود را جبران کند. شراره طراح شرکت درگیر ماجرای کسری میشود و شرطی می گذارد که مسیر زندگی کسری را تغییر می دهد و …

جنگلبان 1366

اوائل انقلاب عده اي سود جو براي بدست آوردن ثروت بيشتر دست به قطع درختان جنگل مي زنند و رسول كمك جنگلبان منطقه را كه سعي در دستگيري آنها دارد به شدت مضروب مي كنند. گلكوه جنگلبان پير كه در مرحله بازنشستگي است براي كمك به اداره جنگلباني مي رود اما به علت استعفاي دولت موقت و عدم حضور رئيس اداره جنگلباني كمكي به وي داده نمي شود. گلكوه كه نمي خواهد كسي در اين جريان صدمه ببيند از كسي تقاضاي كمك نمي كند، اما اهالي به حساسيت موضوع آگاهي دارند، عده اي را مأمور ياري دادن به جنگلبان پير مي كنند. گروه در شرايطي به جنگل مي رسند كه گلكوه در موقعيت دشواري قرار دارد. در اين حال گلكوه از فرصت استفاده كرده و به تعقيب سارقين پرداخته و با ترفند هاي خاص خود و با ياري اهالي، همگي رادستگيرمي كند.

مروارید سیاه 1373

يك دانشمند روسي قرار است با يك مأمور آمريكايي ملاقات كند. با دخالت مأموران كا.گ .ب اين قرار به هم مي‌خورد و دانشمند روسي متواري مي‌شود. او قصد دارد از طريق ايران خود را به آبهاي خليج فارس برساند. از يك سو مأموران «سيا» به دنبال او هستند. از سوي ديگر مأموران ويژه ايران از ماجرا آگاه شده و وارد عمل مي‌شوند و...

آدم برفی 1373

عباس خاكپور بعد از چند حركت شكست خورده براي گرفتن ويزاي آمريكا، به پيشنهاد يك دلال ايراني تغيير چهره داده و به ظاهر يك زن درمي آيد. با اين ترفند او مي تواند ويزاي مهاجرت به آمريكا را بگيرد. اما در اين بين با زني ايراني (دنيا) آشنا مي شود كه توسط شوهر سابقش به تركيه كشانده شده و آواره و سرگردان به حال خود رها شده است. خاكپور كه رفته رفته به زن دل بسته، فكر سفر به آمريكا را از سر بيرون مي كند و تصميم مي گيرد به ظاهر قبلي خود بازگشته با دنيا ازدواج كند و به ايران باز گردد.

غریبانه 1376

مرد جواني به نام بزرگ با خواهرش و شوهرخواهرش زندگي مي كند. يك روز يوسف، شوهر خواهر بزرگ كه در يك نمايشگاه اتومبيل مشغول است، از او مي خواهد كه ماشين گران قيمت خانم دكتر ثابتي را به او تحويل دهد. اما بزرگ ماشين را تصادف كرده تحويل مي دهد و يوسف مجبور مي شود براي پرداخت خسارت چند چك به خانم دكتر بدهد. بزرگ مكرراً نزد خانم دكتر مي رود تا رضايتش را بگيرد و به جاي يوسف او خسارت بدهد، اما خانم دكتر به بزرگ پيشنهاد مي كند كه در مقابل چك هاي يوسف او بايد براي چند ماه همسرش بشود. بزرگ ناچاراً قبول مي كند و با خانم دكتر ازدواج صوري انجام مي دهند و بزرگ بعد از عقد در مسافرخانه اي ساكن مي شود و خانم دكتر ثابتي بعد از ازدواج به بزرگ مي گويد كه براي راحت ويزا گرفتن مجبور به اين ازدواج شده است. از طرفي پروين دوست خانم دكتر ثابتي به او اطلاع مي دهد كه بزرگ به بيماري سختي مبتلا شده. دكتر ثابتي از بزرگ درخواست مي كند كه بيماري اش را درمان كند، اما با مراجعه پزشكان مختلف مي فهمند كه كاري از عهده ي آنان ساخته نيست و بزرگ از دنيا مي رود و خانم دكتر تازه مي فهمد كه عاشق بزرگ بوده، اما در هر صورت بايد به سفر برود.