برچسب منوچهر آذر

آخرین گناه 1385

موضوع داستان بدین ترتیب است که دکتر اکرمی، که فردی وارسته و با ایمان است قبل از مرگش وصیت می‌کند که قرنیه چشمش به عبدالله صدوق که او نیز فرد متدینی است برسد. اما رؤیا دختر دکتر اکرمی با اصرار فراوان چشم پدر را به چشم نامزدش دکتر مودت که او نیز مشکل بینایی دارد پیوند می‌زند. بتدریج مودت چیزهای عجیب و غریبی می‌بیند. اولین بار روح پیرمردی را می‌بیند که از بدنش جدا شده و در دفعات بعدی افراد گناهکار را در آتش مشاهده می‌کند. در واقع هر کسی را که می‌بیند او را با تجسم اعمالش مشاهده می‌کند. او تصمیم می‌گیرد که افراد گناه‌کار را به قتل برساند، اما با رهنمودهای روحانی محل متوجه می‌شود که این کار اشتباه است. نهایتاً رؤیا اکرمی پس از گناهان بسیار در حالی که قصد کشتن مودت را دارد، می‌میرد و مودت او را در میان آتش دوزخ مشاهده می‌کند. این آخرین گناه رؤیا بود…

سرزمین آبی 1398

دکتر آرش پیرو، پس از مشکلاتی، تهران را به مقصد روستایی مرزی ترک می‌کند. دکتر در روستا به کشف پازل‌هایی از گذشته می‌پردازد.

رخصت 1393

این مجموعه قصهٔ یک پدر و پسر که پس از فوت پدر، پسر دچار مشکلاتی می‌شود را بیان می‌کند. قصهٔ این سریال در دل محرم اتفاق می‌افتد

بازی نقاب ها 1397

دو طایفه ترکمن یکی در کار اسب و دیگری در کار گندم، بعد از سال‌ها نزاع و درگیری خونین تصمیم به مصالحه می‌گیرند و دو جوان از این دو طایفه که پدرهایشان به دست هم کشته شده‌اند با هم وصلت می‌کنند و…

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.

با من بمان 1380

خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…