برچسب مصلای قم

تحقق عینیِ خداپرستی، وابسته به «آیات» است/ انقلاب حضرت امام، «آیه»ای است که قدرت خدا را نشان می‌دهد و قدرتِ دستگاه ابلیس را به چالش می‌کشد

در دوران غیبت، این علمای شیعه هستند که با رهبری امّت محمّد و آل‌محمّد، ظرفی برای نزول آیات الهی قرار می‌گیرند و احادیثی همانند «علماء امتی افضل من انبیاء بنی‌اسرائیل» بر همین اساس تحلیل می‌شوند. اعتقادات شیعه باید بر مبنای «عقل عملی» استوار گردد تا خداپرستی و توحید به صورت عینی و کاربردی و در «درگیری با کفر و نفاق برای اقامه‌ی کلمه‌ حق» تعریف شود.

حضرت امام روش‌های غربی و شرقی برای مبارزه را مادّی و «دور از روابط سالم دینی» می‌دانست/ نهضت امام در مواجهه با کفر شاه و اربابانش یک حرکت حسینی بود

حضرت امام هیچ‌گاه نپذیرفت که از طریق دعوت متدینین به شرکت در انتخابات، وارد صحنه‌ درگیری با شاه شود یا به فعالیت‌های فرهنگی متداول بپردازد، بلکه بر اساس روح قرآن، مبارزه را برای درگیری با قدرت عینی کفر و اعلاء کلمه‌ توحید و حفاظت از اعتقادات امت اسلامی دنبال می‌کرد، زیرا کفر کار خود را تنها با مباحث نظری پیش نبرده بلکه یک جامعه را بر محور اهواء سامان داده بود.

آنچه در قیام حضرت امام جایگزین روش‌های مسلحانه و پارلمانتاریستی شد، «تکیه به خون شهدا» و «برگزاری مراسم اربعین شهدا» بود

در بُعد فرهنگی، چه غرب به سردمداری شاه و چه شرق به پیشتازی کمونیست‌ها و حزب توده، بر فرهنگ مذهب حمله‌ور بودند. در مقابله با این تهاجم، جریان فرهنگی و مذهبی غالباً اعتقاد داشت تا زمانی که مردم بصیرت پیدا نکنند، تکلیفی برای قیام وجود ندارد و یا قیام به پیروزی و موفقیت نخواهد رسید. اما راهی که توسط حضرت امام طیّ می‌شد، یک مسیر کاملاً سیاسی‌ـ اعتقادی و مبتنی بر موضع‌گیری علنی در مقابل مظالم شاه و افشاء رفتار کفرآمیز رژیم با اتّکال به قدرت غیبی و الهی بود.

مشکلاتی که در جامعه‌ دینی پدید می‌آید، مستند به «ضعف ایمان» است/ اگر ایمان اجتماعی ارتقاء پیدا کند، جامعه دینی به علم و قدرت مطلقه متصل می‌شود

هرگاه عزاداری‌ها رنگ و بوی سیاستِ الهی بگیرند، گره از کارها باز خواهد شد؛ امام خمینی‌ از این سرمایه‌ فرهنگ تشیّع، استفاده کرد و به محرّم و عاشورا که حیات مذهب شیعه را رقم زده بود، تکیه نمود؛ به همین دلیل، هم قیام 15 خرداد در محرّم شکل گرفت و هم عزاداری محرّم سال 1357 به تظاهراتی تبدیل شد که ضربه‌ آخر را بر رژیم وارد کرد و شاه را از کشور فراری داد. حتی سال‌ها بعد و در دوران فتنه‌ 88، این نور عاشورا بود که طومار فتنه را در هم پیچید و حماسه‌ 9 دی را رقم زد.

امام خمینی، شیوه‌ای جدید در «جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و مدیریت» بنیان نهادند که برای مادّیون، نامفهوم و برای اهل ایمان مأنوس بود

اگر حضرت امام شعار «یا شرقی؛ یا غربی» را پیش می‌گرفت و آرمان‌های مردم را به نحوی مادّی تعریف می‌کرد و مسئولیت اصلیِ حاکمیت را تأمین زندگی مادّی مردم می‌دانست، آنگاه هماهنگی و تبعیت با یکی از بلوک‌های قدرت برای تهیه‌ی «سرمایه، تکنولوژی و علمِ» مورد نیاز یک حکومت ضرورت می‌یافت. اما این بدان معنا بود که نظام جمهوری اسلامی، با مبنا قراردادن تکامل مادّی، تکامل معنوی را قربانی رفاه و تنوّع و دنیاپرستی کرده که این امر بر خلاف شعارهای قیام و انقلاب اسلامی بود.

امام خمینی افشا کرد که فلسفه‌ دموکراسی یک «استعمار پنهان» و آزادی و جمهوریت غربی مقیّد به «اخلاق استکباری» است

دموکراسی و اراده‌ی ملّی و خواست عمومی یک امر مطلق و رها نبوده و نیست بلکه دموکراسی بدون «تقیّد به یک مکتب»، نمی‌تواند در عالم خارج تحقق پیدا کند. در غرب نیز فلسفه‌ی دموکراسی به دنیاپرستی و نظام سرمایه‌داری مقیّد شده و مردم به کسانی رأی می‌دهند که از هر راهی، زندگی مادّی بهتری را برای آنان فراهم آورند. بنابراین دموکراسی غربی بر خلاف ادعاهای دروغین خود به مقابله با حرکت مردمی برخاست که آخرت‌گرایی و استقلال اسلامی را بمثابه مکتب خود تلقّی می‌کنند.

حضرت امام هیچ‌گاه تقسیم کشورها به «توسعه‌یافته» و «در حال توسعه» را نپذیرفت/ امام خمینی برای مدیریت نظام، ذرّه‌ای تردید درباره‌ کارآمدی اسلام به خود راه نداد

امام خمینی علی‌رغم آگاهی به فقدان نسخه‌ی اداره‌ی کشور در ادبیات تخصصی حوزه و انتقادات منبعث از ادبیات دانشگاه مبنی بر محوریت تأمین علم و تکنولوژی و سرمایه برای اداره‌ی کشور، ذرّه‌ای تردید درباره‌ی کارآمدی اسلام برای مدیریت نظام، به خود راه نداد و کشور را در مسیر مدل‌های توسعه پیش نبُرد. از این‌رو رفتار مدیریتی حضرت امام از سوی اکثر نخبگان حوزوی و دانشگاهی و مدیریتی در داخل و خارج کشور، مورد انتقاد و تردید و هجمه قرار می‌گرفت.

با پیروزی ملّت ایران، گام اول یعنی «انقلاب سیاسی» برداشته شده است، اما در گام دوم، «انقلاب فرهنگی» به معنای «تحوّل در حوزه، تحوّل در دانشگاه و تحوّل در مدیریت نظام» ضروری است

حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در سطح «جهت‌گیری نظام» بر مبنای اسلام و فرهنگ مذهب عمل کرده‌اند. اما در شرایطی که «تئوری مادّی در تولید قدرت، تولید اطلاع و تولید ثروت» پیش از انقلاب و پس از آن در سطح «ساختارهایِ» جامعه جریان داشته و دارد، پدیدآمدنِ ناهنجاری‌ها و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ کشور امری قهری و اجتناب‌ناپذیر است و انتساب آن به مدیریت الهیِ امام و رهبری، یک ظلم نابخشودنی محسوب می‌شود.