برچسب مصطفی شایسته

من همسرش هستم 1390

زوجی بعد از دوازده سال زندگی، حالا به نوعی یکنواختی در زندگی رسیده‌اند. دکتر امیرحسین به همسرش شهلا خیانت و منشیِ خود را صیغه کرده‌است. شهلا از این موضوع، مطّلع می‌شود و سعی می‌کند که با برانگیختن حسادتِ وی، او را از این کار بازدارد. شهلا در حادثه ای به خواستگار اولش برخورد و یادِ عشق قدیمی را زنده می‌کند و تصمیم می‌گیرد که این راه را تا آخر خط،طی کند اما...

بوتیک 1382

اتي (احترام) كه خانواده اي فقير دارد و از خانه گريخته، همراه با دوستانش خانه اي اجاره كرده، كه اجاره آن را نپرداخته و صاحب‌خانه قصد دارد آنها را بيرون كند. جهانگير كه در يك بوتيك كار مي كند، به بهانه دادن شلوار مورد علاقه اتي به او، سعي مي كند كه به او كمك كند. جهان فهميده كه اتي دختري ساده دل و گيج است و فرار او به تهران و سرگرداني‌اش او را دچار آسيب و خطر خواهد ساخت. از طرفي جهان كه با دوستانش در خانه اي مجردي زندگي مي كنند، هر كدام مشكلات خودشان را دارند. قضيه برداشتن شلوار توسط جهان از بوتيك لو مي رود و شاپوري، صاحب بوتيك او را اخراج مي كند، اما مدتي بعد، او كه درگير مشكلاتي است دوباره سراغ جهانگير را مي گيرد و مي خواهد او را درگير كارهاي خلاف خود كند. اما جهانگير اعتقادات خودش را دارد. جهان به رغم علاقه اش به اتي اما به خاطر فقري كه درگير آن است و همين طور رؤياهايي كه دختر دارد، از احساس خود چيزي به او نمي گويد، اما به هر بهانه دوست دارد به او كمك كند پس تصميم مي گيرد ابتدا دندان‌درد او را معالجه كند، اما زمان مداوا و جراحي دندان اتي،‌ خانواده دختر سر مي رسند و او را با فحش و كتك و دشنام به خانه مي برند. دوستان جهانگير با اينكه هنوز مشكل هيچ كدامشان حل نشده، اما خود را براي عروسي يكي از هم‌خانه‌هايشان ـ داوود با دختري به نام مهري آماده مي كنند. جهانگير كه نگران سرنوشت اتي است با آدرسي كه از خانه او دارد به سراغش مي رود اما محسن برادر كوچك اتي به جهان مي گويد كه اتي پول ها را برداشته و دوباره از خانه گريخته و قصد داشته به جايي دور برود. جهان كوله اي كه از اتي به جا مانده همراه با شيشه گلاب و يك بسته شمع را از محسن مي خرد و خيلي اتفاقي از تقويم كوچك اتي پي مي برد كه او نشاني شاپوري را يادداشت كرده و احتمالاً به سراغ او رفته. جهان از رفتن به مراسم ازدواج داوود منصرف مي شود و به منزل شاپوري مي رود شاپوري به او مي گويد كه اتي آنجا بوده. جهانگير كه پي برده شاپوري چه بلايي سر اتي آورده، با شاپوري درگير مي شود و با همان شيشه گلاب، او را مي كشد. در حالي كه مراسم ازدواج داوود است و همه منتظر جهان هستند، جهان زخمي و با صورتي خونين وارد آسانسور مي شود و دكمه طبقه پايين را فشار مي دهد.

۵۰ کیلو آلبالو 1394

داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانه‌های عروسی ماموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد می‌شوند و میهمانان هم فرار می‌کنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی ناگهانی او و آیدا می‌شود و اتفاقات ناخواسته‌ای برای آنها می‌افتد.

خبر خاصی نیست 1393

فیلم داستان دو خواهر است که با دختران تحصیلکرده و در شرف ازدواج شان، زندگی آرام , خوبی را دارند. اما در یک مهمانی خانوادگی و حضور مردی جوان و غریبه به عنوان مهمان ناخوانده، زندگی این دو خانواده را بحرانی میکند...

بی پولی 1386

داستان فیلم دربارهٔ زوجی جوان است که درگیر یک دوره بیکاری و بی‌پولی می‌شوند و سعی در حل مشکلات دارند، اما تلاش آن‌ها اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.

سربازهای جمعه 1382

آصف، رضا، سعيد و فرامرز چهار سرباز هستند كه يك روز جمعه به ديدن خانواده هايشان مي روند رضا در مراسم ختم مادرش متوجه مي شود كه خواهرش به جرم قتل همسرش زنداني شده و به پدرش نيز دختري را صيغه كرده است. آصف كه از خانواده اي مرفه است، مي فهمد كه خواهرش نقره، از عشق استادش به اعتياد روي آورده. فرامرز كه خواننده است به استوديو مي رود و اثر تازه اش را مي خواند. سعيد كه اهل سياست است و سوداي رفتن به خارج را دارد در روزنامه مي خواند كه سه همراهش در سفر قاچاقي‌شان به خارج كشته شده اند. دوست سعيد هم مورد تجاوز قرار گرفته و دست به خودكشي زده، و حالا سعيد است كه با برخورد معقول خود مي تواند تحمل اين ننگ را براي او آسان تر كند. آنها تصميم مي گيرند انتقام خود را از مهرداد كه به خاطر عشقش به نقره، استاد او را كشته و نقره را معتاد كرده بگيرند و براي اين كار چماق هايي تهيه مي كنند. سپس همراه سرگروهبانشان به كشتارگاه مي روند و و مهرداد و افرادش را به باد كتك مي گيرند و حالا مي توانند با خيالي آسوده به سربازخانه بازگردند.

موردی که تنها در سینمای ایران می‌توان دید؛ سرمایه‌گذاری بر فیلم سوم کارگردانی با دو فیلم اکران نشده!/ یک سوال؛ پول‌ این فیلم‌ها از کجا می‌آید؟

مسئله‌ اساسی این است که با وجود داشتن تنها دو فیلم اکران نشده در کارنامه‌ی کاری این کارگردان جوان، به چه دلیل سرمایه‌گذارانی که مدعی تولید فیلم با سرمایه بخش خصوصی هستند، حاضر می‌شوند تا بر روی ساخت اثری جدید از این کارگردان گمنام سرمایه‌گذاری کنند؟

آیا وزارت‌ارشاد در قبال تخلف تهیه‌کنندگان احضار شده همچنان سکوت می‌کند؟!

تهیه‌کنندگان احضار شده به دادگاه علاوه بر تخلف از قوانین کشور درباره تبلیغات در رسانه‌های معاند، بخش‌هایی از فیلم را در اختیار ماهواره‌ها قراردادند که در فیلم‌های به نمایش درآمده یا وجود ندارد و یا کوتاه شده است.