برچسب مسعود سخایی

داستان یک شهر 1378

گروه جدیدی برنامه‌ساز، شامل چند جوان با روحیات مختلف است، که تولید برنامهٔ «در شهر» (از برنامه‌های اجتماعی شبکهٔ تهران) را در دست گرفته، و در هر برنامه با پرداختن به موضوعی، گزارش تهیه می‌کنند، که این گزارش آن‌ها را با داستانی پیوند می‌دهد.

قاب خاطره 1393

داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، می‌گذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس می‌روند. این زائران در یک عکاسخانه عکس می‌گیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه می‌کنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش می‌آید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل می‌شود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره می‌شود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره می‌شود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا می‌آیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشن‌ها رخ می‌دهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]

یادآوری 1392

سریال یادآوری داستان افرادی را روایت می‌کند که پس از مرگ، فرصتی دوباره برای زندگی می‌یابند. کسانی که سرنوشت، آنان را بعد از رویارویی با مرگ و بازگشت به حیات، به هم پیوند می‌زند؛ و اکنون، این نجات‌یافتگان می‌کوشند تا…

خاطرات مرد ناتمام 1391

«خاطرات مرد ناتمام» سریالی خانوادگی است که داستان آن مربوط به سال‌های ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ و روایت تلاش همایون‌پور سینا است که قصد سفر به خارج از کشور را دارد و در این حین خاطرات پدر بزرگش را که بتازگی فوت کرده می‌خواند. همایون (پدر بزرگ) که در فرانسه دارو سازی خوانده و به ایران بازگشته درصدد تأسیس لابراتو ر و تولید دارو برای مردم کشورش است، اما سفارت انگلیس و شهربانی حکومت شاه در مسیر او سنگ اندازی می‌کنند.

کلاه پهلوی 1383

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده‌است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی گری «حسن تقی‌زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.وبلانژ را طلاق میدهد

بی گناهان 1387

بیگناهان، ماجرای دزدی سه دوست در گذشته و جریان خیانت‌های آنها به یکدیگر و اتفاقاتی است که در زمان حال گریبانگیر فرزندان آنها هم شده‌است. این سه دوست براساس انگیزه‌ای که چندان هم به آن پرداخته نمی‌شود دست به دزدی زده و جریان این دزدی و تقسیم اموال به کشته‌شدن و فرار و زندانی‌شدن دو نفر از آنان ختم شده‌است.