داوران 1392
داستان این مجموعه دربارهٔ خانوادهای متشکل از داوران و وکلای حقوقی است که در هر قسمت، درگیر پروندهای خاص میشوند و اعضای این خانواده چهار نفری، بازیگران ثابت این مجموعه هستند.
داستان این مجموعه دربارهٔ خانوادهای متشکل از داوران و وکلای حقوقی است که در هر قسمت، درگیر پروندهای خاص میشوند و اعضای این خانواده چهار نفری، بازیگران ثابت این مجموعه هستند.
این فیلم روایتگر زندگی مردی است که پس از بازگشت به خانه، متوجه نبود همسرش شده و با چالش هایی مواجه می شود…
سه همشاگردی نوجوان در حومه تهران در شهرکی زندگی میکنند که هرگز مجوز ساخت نداشته و مسئولیت آنجا را شهرداری به عهده نمیگیرد. آنها هر روز باید از روی پلی عبور کنند که بسیار فرسوده است و آب آلودۀ نهری که از زیر آن پل میگذرد، سلامتی ساکنان شهرک را تهدید میکند. بچهها تصمیم میگیرند برای تعمیر پل و پاکیزگی آب نهر اقدام کنند، اما...
جوانی به نام بهزاد (حمید گودرزی) تصمیم دارد با دخترعموی خود بهار (آیدا فقیهزاده) ازدواج کند. پدر بهزاد ۲۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی کشته شده و حسام، عموی بهزاد (حسین محجوب) از خانواده او سرپرستی میکردهاست. حسام کارخانهدار است و سهیل خرم را (بهنام قربانی) که یکی از کارکنان اوست، به دلیل کلاهبرداری از کارخانه اخراج میکند. سهیل، حسام را تهدید میکند که اگر او را به کارخانه برنگرداند، دردسر بزرگی برایش درست میکند. با قبول نکردن حسام، سهیل پیش بهزاد میرود و به همراه یک شاهد، ادعا میکند حسام، بیست سال پیش، پدر بهزاد (حبیب) را به قتل رساندهاست و همچنین بهزاد صاحب عمهای (مهرانه مهینترابی) است که از وجودش اطلاع ندارد. بهزاد وکیلی به نام ارغوان آذرنیا (پریناز ایزدیار) میگیرد و سعی میکند حقیقت را کشف کند.
روایتگر داستان زندگی پزشکی حاذقی به نام دکتر یاوری (مهدی هاشمی) جراح متخصص است که در زمان جنگ تحمیلی از آمریکا به ایران بازگشته و برای انجام یک عمل جراحی مجبور میشود به اهواز سفر کند. همزمان ملیحه (لاله اسکندری) که دانشجوی پزشکی است برای یافتن نامزد خود دکتر مولایی (شهاب حسینی) ناخواسته با دکتر یاوری همراه میشود. که ورود آن دو به اهواز مصادف با بمباران شهر توسط دشمن است و...[۲]
این مجموعه، داستان زندگی حجر را روایت میکند. داستان از سال پنجم هجری آغاز میشود و با بررسی مراحل مختلف زندگی حجر همچون مسلمان شدن وی، حضور در جنگهای نهروان، صفین، جمل، مخالفت او با تبلیغات معاویه علیه خاندان پیامبر و در نهایت کشته شدن او و جمعی از یارانش در سال ۵۱ هجری خاتمه مییابد.
امیر، فارغالتحصیل رشته مهندسی است و چون کار پیدا نکرده است روی تاکسی کار میکند. همسر امیر معلم دبستان دخترانه است. آنها پس از سالها زندگی هنوز بچهدار نشدهاند وزندگیشان دچار روزمرگی شده است. امیر، سرویس بچههای دبستان است او در مواقع دیگر مسافران مختلفی را سوار تاکسیاش میکند که هر یک داستان متفاوتی دارند. یکنواختی زندگی این زوج باخبر باردار شدن همسر امیر پایان مییابد...
فرخ، مرد متمولی است و میخواهد اموالش را به دخترانش واگذار کند اما برای این کار شرطی دارد.