دل 1398
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....
با پیدا شدن بچهای در ماشین لطیف (با بازی جواد عزتی)، خانواده او که برای مراسم خواستگاری از شهرستان به تهران میآیند و دعوت از خانواده پدری بهار (با بازی الناز حبیبی)، لطیف و بهار بار دیگر برای ازدواج دچار دردسرهایی میشوند. فرحان (با بازی مهدی هاشمی) که خود را مدیون کمکهای لطیف و بهار میداند سعی میکند مشکلات پیش آمده برای آنها را حل و فصل کند اما … .
این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا میکند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا میکند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سالها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کردهاست، پیدا کرده و بزرگ میکنند، شرطهای زیادی جلوی پای حمید میگذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را میخواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام میدهد و به افراد زیادی بدهکار میشود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده میشود که نقش او را حمید لولایی بازی میکند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد میشود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی میزند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر میاندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث میشود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم میشود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفتهاست. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم میشود آنها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمیگردانند.
«خوشرکاب» با بازی محمد کاسبی، داستان مردی است که به کامیون خود علاقهٔ بسیاری داشت. دلبستگی او به اندازهای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند.
لطیف (با بازی جواد عزتی) جوانی است که ناخواسته درگیر ماجرای عجیبی میشود که او را دچار دردسرهای فراوان کرده و مسیر زندگیاش را دگرگون میکند. بهار (با بازی الناز حبیبی) دختر زیبا و جوان است که خواستگارهای زیادی دارد ولی تمایلی به ازدواج ندارد. برای همین برای خلاص شدن از دست خواستگارها از لطیف کمک میگیرد تا به عنوان خواستگار ساختگی با او نامزد کند. مادر بهار بهخاطر نداشتن کار با این ازدواج مخالفت میکند. با پیدا شدن کار برای لطیف، گویا دردسرها به پایان میرسد اما کارش به نظر خودش کار خوبی نیست چون راننده نش کش هست و او از جنازه میترسد ولی مجبور میشود برود و ...
خانواده فیروز مشتاق که بیقیف و قپی به سفری رفتهاند، در راه بازگشت به تهران با دختری همسفر میشوند که از نظر بهروز، نیمه گمشده قلمداد میشود و به ضرس قاطع، شروعی برای فرو رفتن خانواده در آمپاس جهشیافته است! بماند که با آنچه از نصرت و شرایط جدیدش مشهود به نظر میرسد، بستر قمپزش گستردهتر از قبل شده است و با عقبهای که از آنان سراغ داریم، ماجراهایی آغاز میشوند که بیهیچ شائبهای در زندگی همه و بویژه کسانی که پا به قالیشویی میگذارند، تأثیرگذار هستند!
این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد