برچسب مریم سعادت

متولد 65 1394

دختر و پسر جواني که دوست دارند زندگي پولداري را تجربه کنند, در دنياي خيالي شان سرگرم بازي اي هستند که به خيال خودشان بي ضرر است و صرفا بهانه اي است براي سرکار گذاشتن ديگران. آنها وانمود مي کنند که زوج جوان پولداري هستند و دنبال خانه اي اعياني براي سکونت مي گردند. با راهنمايي يک بنگاهي, دو جوان وارد خانه اي اشرافي در بالاي شهر مي شوند و آنجا زن و مرد ميان سالي خانه را به آن دو نشان مي دهند. در اين ميان ناگهان شائبه اي پيش مي آيد که جاي همه را عوض مي کند دو جوان احساس مي کنند همه چيز جدي و حتي خطرناک شده است.

آخرین سرقت 1389

ناصر خلاف كار خرده پايي است كه با دزديدن قالپاق و ضبط ماشين روزگار مي گذراند. او در يكي از همين سرقت ها در اتومبيلي را باز مي كند اما داوود را مي بيند كه در اتومبيل نشسته. آنها از ديدن هم جا مي خورند اما با رسيدن صاحب اصلي اتومبيل با هم فرار مي كنند و مشخص مي شود كه هر دو خلاف كار هستند. بحث هاي آنها براي تقسيم پول و قطعات اتومبيل مسروقه به جايي نمي رسد؛ پس با هم درگير مي شوند و داوود، ناصر را نقش زمين مي كند. ناصر از هوش مي رود و داوود كه دوستانش او را ديويد صدا مي زنند او را به خانه شان مي آورد. در خانه، خواهر داوود، فيروزه ناصر را مداوا مي كند و آنها به هم دل مي بازند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند اتومبيل را بفروشند. اما ناصر گواهينامه مالك اتومبيل را پيدا مي كند. داوود پي مي برد اتومبيل متعلق به مژگان است؛ دختر رييس شركتي كه سال ها پيش داوود در آنجا كار مي كرده و به او علاقه داشته. اما با به زندان افتادن داوود، مژگان هم ناپديد مي شود. او با موبايل مژگان تماس مي گيرد. مژگان از او مي خواهد اتومبيل را به او در شمال برساند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند به شمال بروند و براي اينكه كسي به آنها شك نكند، فيروزه را هم همراه خود مي برند. علاقه ناصر به فيروزه باعث مي شود مادرش را هم با خود به سفر ببرد تا در راه با فيروزه آشنا شود. ولي مادر ناصر از ابتدا بناي ناسازگاري را با فيروزه مي گذارد. اين چهار نفر در حالي با هم به شمال مي روند كه جمشيد، آنها را در تمام اين مراحل تعقيب مي كند. او در تماس با فردي كه رييس صدايش مي زند، گزارش لحظه به لحظه را از اتومبيل به او مي دهد. آنها در هتلي اقامت مي كنند اما داوود و ناصر شب را در اتومبيل مي گذرانند. صبح در يك لحظه كه ناصر به هتل مي رود و داوود براي تماس گرفتن با مژگان از اتومبيل پياده مي شود، مادر ناصر و فيروزه براي گشت و گذار و خريد، اتومبيل را با خود مي برند. ناصر و داوود به تصور به سرقت رفتن ماشين با جمشيد كه در تعقيب آنها بوده، درگير مي شوند. رفتار تند مادر ناصر با فيروزه باعث به هم خوردن تمركز فيروزه و تصادف آنها مي شود. پليس در بررسي صحنه تصادف پي مي برد كه...

در به درها 1383

توفان، جواني روستايي، به جاي عمويش چند روزي سرايداري يك باغ را بر عهده گرفته است. در يك شب باراني، به تدريج عروسك هاي مختلفي از سقنقور گرفته تا اسي گونزالس، مادر فولادزره، يه كتي، سامانتا و فردي به اين تصور كه باغ، خانه مادربزرگ است به آنجا پناه مي برند. توفان كه غافلگير شده ابتدا از دوستي با آن ها سر باز مي زند،اما به تدريج كنجكاو رفتار و كارهاي آن ها مي شود. از طرفي صاحب اصلي باغ كه در خارج زندگي مي كند و وكيل است قصد دارد باغ را به ترفندي بفروشد و با پول آن به خارج برود. او تصميم دارد اوركي را كه برج ساز است وادار به خريد باغ كند. توفان و عروسك ها كه پي به قصد وكيل برده اند و بيم آن مي رود كه باغ سرسبز از بين برود، ابتدا قصد دارند اوركي و وكيل را ادب كنند اما با پيشنهاد ليلي، دختري كه در خانه مجاور باغ زندگي مي كند، آن ها جشن عروسي جن و پري را ترتيب مي دهند و اوركي به اين خيال كه ارواح ساكن آنجا هستند از باغ فرار مي كند و پولش را از وكيل پس مي گيرد. در اين مدت كه توفان و عروسك ها با هم صميمي شده اند تصميم مي گيرند براي زندگي به شهرستان محل زندگي توفان بروند.

دشمن زن 1396

فیلم داستان مردی است که با زنان میانه ی خوبی ندارد اما در پایان از حقوق زنان دفاع می کند.
خسرو مرد ثروتمندی است که هنوز ازدواج نکرده است زیرا از همه زنان متنفر است. اما وقتی دوست او سهیلا را برای بازی در نقش جعلی یک فروشنده می آورد ، این بار عاشق می شود.

یک بوس کوچولو 1384

یک نویسنده پس از سال‌های طولانی به ایران برمی‌گردد و به خانه دوست دیگرش که او هم نویسنده است، می‌رود. آنها سفری را به چند شهر ایران آغاز می‌کنند...

زن ها فرشته اند 2 1398

داستان فیلم درمورد دو زن است که با قصد بازپس‌گیری حقوق تضییع‌شده‌شان، یک توطئه برنامه‌ریزی شده را طراحی می‌کنند. شوهران این دو زن مردانی بی‌بندوبار و بی‌مسئولیت هستند که زنان خود را بدون پرداخت مهریه طلاق می‌دهند.
این دو زن که به طور اتفاقی با هم آشنا شده‌اند، با شیوه‌ای که در جامعه رسما کلاهبرداری و اغفال نامیده می‌شود، هر کدام به سراغ همسر سابق دیگری می‌روند تا با در باغ سبز نشان دادن به مردان سست‌عنصر ، به اصطلاح حقوق خود را پس بگیرند و مرد‌های شرور و افسارگسیخته فیلم را تلکه کنند.

پدر آن دیگری 1393

این فیلم داستان يک کودک است که با وجود رسيدن به سن 6 سالگي هنوز حرف نمي زند و همه او را مسخره مي‌کنند و در خانواده و اطرافيان به غير از مادر کسي از او حمايت نمي‌کند و بيشتر به پسر بزرگتر توجه دارند. تا اينکه پسر بچه از دست آنها فرار کرده و يک زن و مرد سالخورده او را پيدا کرده و به خانه مي‌برند و رفتار آنها در روحيه پسر تاثر مي‌گذارد، اما پس از بازگشت به خانه همان رفتارها از طرف پدر و مادر ديده مي‌شود تا اينکه مادربزرگ به خانه مي آيد و به اصطلاح کليد رابطه با او را پيدا مي‌کند.