برچسب مدیریت فرهنگی

«انقلاب سفید» یک اقدام فرهنگی در دوران «نکبت پهلوی» برای آلودگی روحی و جسمی «جامعه ایران» به پدیده‌های شیطانی غربی بود/ چرا کمتر مدیر فرهنگی و سینماگری به سراغ بازتعریف آن نرفت؟!

سینماپرس: «جواد شمقدری» در یاددشتی با عنوان «جهاد تبیین فراموش شده؛ رژیم پهلوی و سینمای پس از انقلاب اسلامی» نوشت: حال جای این سوال وجود دارد در شرایطی که پس از «انقلاب اسلامی» همت فراوانی می شود به رنج روستائیان و ظلم تاریخی به روستانشینان پایان داده شود و توسعه منطقی روستا ذیل تشکیل «جهاد سازندگی» و نهادهای مشابه دیگر همچون «نهضت سواد آموزی» اقدامات موثری شود چرا کار جدی در حوزه فیلم و سریال با این موضوعات دیده نمی‌شود. آیا نمی‌توانستیم حداقل مشابه سریال خارجی «حنا دختری در مزرعه» یا «پزشک دهکده» به موضوعات روستا و تحولات بسیار قابل توجه بعد از انقلاب اسلامی در مناطق روستائی کشور در قالب سریال‌های جذاب بپردازیم!؟ آیا حدس نمی‌زنید عمدی در این کار بوده است؟ در این بخش تنها یک اثر بخاطر دارم که از کمند سیاست‌های غلط سینمایی کشور در سال ۶۶ می گریزد و در مجموعه تازه تاسیس «مرکز گسترش سینمای تجربی و نیمه حرفه‌ای» آن زمان با عنوان «آب را گل نکنیم» به تولید می رسد.

نقش پیشران «خانه سینما» در «فتنه ۱۴۰۴» بررسی قضایی می‌شود/ برای ۱۰ امضاکننده «بیانیه خانه سینما» پرونده قضایی تشکیل شد

سینماپرس: دادستانی تهران در یک اقدام عملی ضمن تشکیل پرونده علیه محرکین حوادث تروریستی اخیر در سطح کشور برای تعدادی از چهره‌ها و مجموعه‌های حامی یا محرک حوادث اخیر پرونده قضایی تشکیل داده و اموال تعدادی از متهمان را توقیف کرده است.

از «مدیریت سینمایی» در حمایت از تولید آثار ارزشی و در راستای «اهداف انقلاب اسلامی» بسیار مأیوسم/ «مدیریت کنونی» شایستگی اداره سازمانی به بزرگی «بنیاد سینمایی فارابی» که متولی اصلی تولیدات سینمایی است را ندارند!

سینماپرس: «ابراهیم اصغری» با بیان این مطلب که از مدیریت فرهنگی و هنری، به‌ویژه مدیریت سینمایی که ما ارتباط بیشتری با آن داریم، مانند بنیاد فارابی و سایر نهادهایی که موظف به حمایت از آثار سینمایی ارزشی و در راستای اهداف انقلاب اسلامی هستند، بسیار مأیوسم؛ گفت: وقتی کاری در حوزه جنگ دوازده‌روزه، یا اثری با رویکرد ضد اسرائیلی، یا یک فیلم دفاع مقدس، یا حتی یک اثر اجتماعی درباره مسائل روز و بحران‌های موجود در کشور، در اولویت قرار نمی‌گیرد، واقعاً این پرسش پیش می‌آید که اولویت اصلی چیست! اگر اولویت، فروش فیلم است، فیلم‌های پرفروش معمولاً نیازی به حمایت بنیاد فارابی ندارند. اگر هم قرار است فیلمی پرفروش باشد، معمولاً باید یک اثر پرهزینه، بزرگ و فاخر باشد. چنین آثاری اساساً لو باجت نیستند که انتظار برود با بودجه اندک ساخته شوند. این تناقض‌ها برای من بسیار عجیب است.

پدیده رنگ و لعاب دادن صحنه‌ها در فیلم و سریال‌های تاریخ معاصر که به دوران پهلوی برمی‌گردد متاسفانه خود به یکی از نقاط آسیب برای تصورات غلط مخاطبان جوان و نوجوان ما تبدیل شده است

سینماپرس: «جواد شمقدری» در یاددشتی نوشت: متاسفانه اکثر تولیداتی هم که نقبی به دوره ی پهلوی می زند به دست طراحان صحنه فیلم و بی توجهی کارگردانان، به نمایش صحنه های پر زرق و برقی از آن دوران تبدیل شده که از واقعیت جامعه ایرانی در آن سال‌ها بسیار دور است. وجود لوازم صحنه برای صحنه آرائی و زیبا سازی تصویر دغدغه فیلمساز است اما عموما غفلت می کنند که گاه این صحنه آرائی‌ها با تحریف واقعیت همراه است. پدیده رنگ و لعاب دادن صحنه‌ها در فیلم و سریال‌های تاریخ معاصر که به دوران پهلوی برمی گردد متاسفانه خود به یکی از نقاط آسیب به تصورات غلط مخاطبان جوان و نوجوان ما تبدیل شده است. این امر در سریال‌های نمایش خانگی شدیدتر خود را نشان می‌دهد. خیابان‌های تمیز با شب‌های نورانی و پرتلالو، اتومبیل‌های گران قیمت، افراد با لباس‌های فاخر و ساختمان ها و محیط های شیک با معماری فاخر همگی تصویر اعجاب برانگیز و قابل تحسین از آن روزگار در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.

هاشمی: اگر نتوانیم به سرعت و به درستی «روایت اصلی» را بیان کنیم «دشمنان» با استفاده از «ابزارهای رسانه‌ای» روایت‌های خود را به خورد «مخاطبان» به خصوص «نسل جوان» می‌دهند

سینماپرس: دبیر شانزدهمین جشنواره مردمی عمار با اشاره به اهمیت روایت صحیح و مستند و با بیان اینکه شاهد بازنمایی‌های نادرست و منفی از مسلمانان و فرهنگ‌های غنی دنیای اسلام در برخی رسانه‌ها و جشنواره‌های بین‌المللی هستیم گفت: متاسفانه در برخی از این جشنواره‌ها و رسانه‌ها، به جای تصویرسازی واقع‌بینانه و عادلانه‌ای از جوامع مسلمان، شاهد ارائه تصاویری تحریف‌شده و حتی مغرضانه هستیم که این امر می‌تواند به ایجاد سوءتفاهم و تعصب در سطح جهانی منجر شود.

«جشنواره فجر» آیینه یا «ویترین سینمای ایران» است/ بعضی از سازمان‌ها ماموریت دارند تا به مشارکت یا تولید فیلم بپردازند/ اطلاق «اصطلاح ارگانی» به این فیلم‌ها گونه‌ای تحقیر است

سینماپرس: «علیرضا رضاداد» با بیان این مطلب که بعضی از سازمان‌ها ماموریت دارند تا به مشارکت یا تولید فیلم بپردازند؛ گفت: مسئولیت این سازمان‌ها این است که از یک حوزه‌ای در سینما حمایت، طرفداری، مشارکت و سرمایه‌گذاری کنند، اطلاق اصطلاح ارگانی به این فیلم‌ها، گونه‌ای تحقیر است اما در بعضی از سال‌هایی که همه پول‌هایی دارند و می‌خواهند خود را پشت سینما پنهان کنند و یا هدف‌های دیگری از فیلمسازی دارند ما شاهد به هم ریختگی در نظام سینمایی کشور بوده‌ایم.

در حوزه «مدیریت فرهنگی» هم دچار کرختی شدیم و هم دچار بی‌اعتقادی/ افراد «نالایق» منصوب شده‌اند و نمی‌دانند باید چه کنند/ «مدیران فرهنگی» ما با آزمون و خطا جلو می‌روند

سینماپرس: دکتر «پرویز فارسیجانی» با بیان این مطلب که به نظر می‌رسد ما در حوزه مدیریت فرهنگی هم دچار کرختی شدیم و هم دچار بی‌اعتقادی؛ گفت: در حوزه مدیریتی اگر نگاه بدبینانه داشته باشیم، افراد نالایق منصوب شده‌اند و نمی‌دانند باید چه کنند و اگر نگاه خوش‌بینانه باشد، بدمدیریتی حاکم است؛ یعنی کسانی که مدیر شده‌اند به هر دلیلی اهمال می‌کنند یا دقت نمی‌کنند و به بی‌تفاوتی رسیده‌اند که مدیریت خوبی اعمال نمی‌شود. نتیجه این امر آن است که هر یک از این نهادها به راهی جداگانه می‌روند و پول بیت‌المال را که در اختیار دارند هزینه می‌کنند و هیچ‌کس از آن‌ها سؤال نمی‌کند و توبیخ هم نمی‌شوند اگر کج رفتند، خطا کردند یا انحراف داشتند و اینکه برای چه هدفی کار می‌کنند.

«سینما» یک «نیاز فرهنگی» بسیار مهم است که با «بی‌نظمی» عجیبی اداره می‌شود/ نه‌تنها «چابکی فرهنگی» نداریم بلکه دچار نوعی «محافظه‌کاری مرگ‌آور» هستیم

سینماپرس: «مهدی سجاده چی» با بیان این مطلب که مدیریت فرهنگی با شانس و تصادف جلو نمی‌رود؛ گفت: من شخصاً کسی را مقصر نمی‌دانم؛ نه این فرد و نه آن فرد. مقصر اصلی را درک و فهم رایج از مدیریت می‌دانم. سینما، اقتصاد و فضای مجازی در کنار هم به وضعیتی رسیده‌اند که بخش زیادی از این زباله فرهنگی را خودمان تولید کرده‌ایم؛ یعنی مدیران و مسئولان، چه با اقدام‌های غلط‌شان و چه با ترک فعل و انجام ندادن کار درست، مسیرهایی را باز کرده‌اند که نتیجه‌اش امروز پیش چشم ماست. به جایی رسیده‌ایم که بسیاری از مردم، به‌جای اینکه از پنجره کوچک خانه‌ یا باغچه‌هاشان، گوشی را به سمت جهان بگیرند، گاهی انگار از چاه توالت یا سطل زباله‌شان رو به دنیا تصویر می‌فرستند.