وحید جلیلی و محمد قوچانی ۴۰ سال سینمای انقلاب را در «شب سینما» مرور خواهند کرد
ششمین قسمت از برنامه «شب سینما» با حضور وحید جلیلی و محمد قوچانی با موضوع بررسی ۴۰ سال سینمای انقلاب روی آنتن زنده شبکه چهار میرود.
ششمین قسمت از برنامه «شب سینما» با حضور وحید جلیلی و محمد قوچانی با موضوع بررسی ۴۰ سال سینمای انقلاب روی آنتن زنده شبکه چهار میرود.
گروه اندیشه: توهین دکتر موسی غنی نژاد به دکتر علی شریعتی یعنی نامسلمان و شیاد خواندنش، جبهه جدیدی در منازعات فکری گشود، فارغ از آن که مسئله اصلی ایران چیست و از خلال چنین منازعه ای قرار است چه سود فردی و جمعی ای و در نهایت ملی حاصل شود؟ پاسخ دکتر عبدالکریم سروش در دفاع از علی شریعتی، در برابر توهین مطرح شده، زخم جدیدی را گشود و او نیز تحقیر و توهین را به نحو دیگر دامن زد. مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش با اندیشه پویا نیز این موضوع را تشدید کرد. اکنون در پاسخ عبدالکریم سروش، محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ در پرونده ویژه به نقد دیدگاه سروش در این باره پرداخته و اعلام پایان نواندیشی دینی، کرده است: «اینک اما با کمال تاسف باید اعلام کنیم که روشنفکری دینی نهتنها به پایان راه خود رسیده است، بلکه به میراث خود چه در اندیشه، چه در اخلاق پشت کرده است و با تبدیل شدن از جریانی فکری به حلقهای و فرقهای با خودی-غیرخودی کردن، بلکه شخصی کردن مباحث فکری از فرقه و قبیله خود دفاع میکند، حتی اگر ذرهای باور به آن نداشته باشد.» قوچانی بر این باور است که جریانی که زمانی با هدف اصلاح دینی و مواجهه آگاهانه با جهان جدید شکل گرفته بود، اکنون با پشت کردن به اخلاق، اندیشه و میراث گذشته خود، به حلقهای بسته، فرقهگرایانه و شخصیشده تنزل یافته است. نویسنده برای ریشهیابی این انحطاط تاریخنگارانه، تبارشناسی سه نسل روشنفکری دینی در ایران ارائه میدهد: نسل اول به رهبری مهدی بازرگان که با وجود رویکرد تجربی، از علوم انسانی و اقتصاد مدرن بیخبر بود و در برابر هژمونی چپ آسیبپذیر شد؛ نسل دوم به رهبری علی شریعتی که با تلفیق آموزههای سوسیالیستی و اسلامی، ایدئولوژی چپگرایانه و نفی مالکیت خصوصی را ترویج کرد؛ و نسل سوم با محوریت عبدالکریم سروش که اگرچه از فقر فلسفی نسل اول و گرایشهای صریح سوسیالیستی نسل دوم فاصله گرفت، اما به دلیل غفلت از فلسفه سیاسی، حقوق اساسی و دانش اقتصاد، در دام کلام جدید، عرفان و صوفیگری گرفتار آمد.
گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید:
اقتصادنیوز: اینک عبدالکریم سروش بازگشته است. در قامت شیخ روشنفکری دینی و پیر طریقت سروشیه که از یاد برده است که نخستین فردی که به این پیکر ایدئولوژی تبر زد خود او بود که از علی شریعتی عبور کرد. اما اکنون نهتنها از علی شریعتی دفاع میکند و میگوید «تا امروز هم آن بدگمانیها را نسبت به شریعتی ندارم»، بلکه در پاسخ منتقدان علی شریعتی که همین نقش او را در آمیختن اسلام و مارکسیسم نقد میکنند برمیآشوبد و بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمهای بهتر نیافته است، بدتر از آن کلمه توهین میکند.
سردبیر روزنامه «سازندگی» گفت: رسانههای غربی و فارسیزبان میخواهند با واژهسازیهایی نظیر «قتل هدفمند» از بار روانی جنایتشان کم کنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، نهمین کتابنامه «آگاهی نو» فصلنامه فرهنگی، ادبی و هنری از گروه نشریات آگاهی نو به صاحبامتیازی، مدیرمسئولی و سردبیری محمد قوچانی، ویژه بهار ۱۴۰۵ منتشر شد. این شماره از کتابنامه مشتمل بر پنج دفتر و دوازده فصل است.