برچسب محمد قوچانی

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند

گروه اندیشه: محمد قوچانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته به دکتر ناصر مهدوی پاسخ داده است. محمد قوچانی در این یادداشت تفصیلی، در پاسخ به انتقادات ناصر مهدوی، به نقد ساختاری جریان روشنفکری دینی و آموزه‌های عبدالکریم سروش می‌پردازد. قوچانی با رد اتهام حدنشناسی، تاکید می‌کند که به عنوان یک روزنامه‌نگار آزاد، موظف به اعمال تفکر انتقادی است و نقد سروش به معنای نادیده گرفتن خدمات معرفتی او نیست. وی با تشریح سیر تحول فکری سروش از دهه شصت تا کنون، نشان می‌دهد که چگونه او از ایدئولوگ رسمی حکومت، نقد ایدئولوژی و گرایش به پوپر، در نهایت به نوعی صوفی‌گری منزوی، نفی تکنولوژی، تحقیر بازار آزاد و حاکم‌محوری افلاطونی درافتاده است. قوچانی با نقد موضع‌گیری‌های متناقض سروش در قبال توسعه، تجدد و حتی دفاع از تسلیحات هسته‌ای، روشنفکری دینی فعلی را فرقه‌ای سیاسی و دچار «دگماتیسم نقاب‌دار» می‌خواند که با جایگزینی عرفان به جای فقه، خطری مشابه استبداد صوفیانه را بازتولید می‌کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

۱۲پر‌سش کلیدی محمد قوچانی از مرد شماره ۲ صدا و سیما

قصد معرفی مجله کتاب‌نامهٔ آگاهی‌نو را داشتیم که بحث سردبیر آن با دکتر سروش بر سر موسی غنی‌نژاد و ادعا و اتهام او به دکتر شریعتی پیش آمد. با اشارتی گذرا به این قضیه نکات قابل تأملی دربارهٔ‌صدا و سیمایی که می‌توانست ملی باشد نقل کرده‌ایم...

صراحتاً از اقتدارگرایی دفاع می کنم/ اگر رهبری پای دولت نمی ایستاد، دولت سقوط می کرد

محمد قوچانی می‌گوید: دموکراسی نمی‌تواند هدف جنبش اصلاحات باشد، دموکراسی ابزار جنبش اصلاحات است. هدف جنبش اصلاحات رسیدن به یک سعادت، رفاه و توسعه‌ای برای کشور است که مردم بتوانند زندگی خوبی داشته باشند.

پرده برداری «سازندگی» از احمدی‌نژاد درون کارگزاران

با توجه به تیتر امروز روزنامه سازندگی پیشنهاد می‌شود حالا که احمدی‌نژاد آرمان‌هایتان را محقق ساخته و نسخه‌تان را پیش پیش اجرایی کرده است، فردا عکس او را با تیتر «مرد رویا‌های کارگزاران» بر صفحه نخست خود بنشانید!

دیکتاتوری «سازندگی» با پوپولیست خواندن مردم!

دیکتاتور که هموار یک شخص نیست گاهی یک جریان هم می‌تواند دیکتاتور باشد و خودش را در پشت حرف‌های زیبای لیبرالیستی همچون توسعه، رفاه و رشد پنهان کند و مردم را هم با شعارهایی همچون بی‌سواد، پوپولیست و مخالفین اصلاحات ساختاری خفه کند!