برچسب محمدعلی ورشوچی

طبل توخالی 1362

در توطئه‌ای به منظور براندازی نظام جمهوری اسلامی، یکی از عوامل رژیم گذشته به کمک شخصی که شباهت ظاهری زیادی به محمدرضا پهلوی دارد، مرگ شاه را تکذیب کرده و شایعهٔ بازگشت او را پخش می‌کند. عوامل بیگانه نیز به کمک او می‌شتابند، اما دست اندرکاران توطئه، یکدیگر را نیز به بازی می‌گیرند تا آنکه سرانجام رازشان فاش و همگی دستگیر می‌شوند.

سالهای خاکستر 1367

فیلم خاکستر وضعیت گروهی از افراد در یک اجتماع کوچک در یک ایستگاه راه‌ آهن در سال ۱۳۳۷ می‌ پردازد: بمانی بر اثر مشکلات فرهنگی اقتصادی ایل مجبور می‌ شود از مادرش جدا شود و برای خدمتکاری، به دست پاسبان یک ایستگاه راه‌آهن که با همسرش زندگی می‌ کند...

خاله سارا 1371

«سارا» یک پزشک جوان است که در کودکی و بر اثر حادثه‌ای، از خانواده خود جدا افتاده و آن‌ها را گم کرده‌است. وی پس از فارغ‌التحصیلی، به منظور یافتن آنها، تقاضا می‌کند محل خدمت پزشکی‌اش را در برازان و گل‌کلات تعیین کنند. سارا در گل‌کلات موفق می‌شود خواهرش را بیابد اما برادر ناتنی‌اش «صفدر» برایش مشکلاتی به وجود می‌آورد. سارا همه تلاش خود را به کار می‌بندد تا به روستاییان محروم یاری رساند و سرانجام....

تعطیلات نوروزی 1370

مدیر یک واحد صنعتی بزرگ، تصمیم دارد تعدادی از کارگران خود را به عنوان «کارگر نمونه» انتخاب و خانه‌هایی را به آنان واگذار کند. همه کارکنان و کارگران تلاش گسترده‌ای را آغاز می‌کنند تا نامشان در لیست افراد برگزیده قرار گیرد و به تبع آن، توطئه‌ها و اختلافات زیادی در طی داستان به وجود می‌آید، اما سرانجام، حق به حق‌دار می‌رسد.

دزدان مادربزرگ 1374

در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی می‌کند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گران‌بها که تصور می‌کنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود می‌برند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی می‌کند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم می‌زند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل می‌دهند.[۱]

پدرسالار 1372

داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسدالله‌خان پدری مهربان،خانواده‌دوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج می‌بایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آن‌ها دارای زندگی مستقلی هستند.

ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز می‌شود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگ‌تر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلال‌طلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمی‌داند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و به‌دور از دخالت‌های دیگران را طلب می‌کند...