رنج های آقای بازیگر!
اگر نهادهای مسئول از جمله وزارت ارشاد و تشکلهای صنفی مربوطه، در این روزهای تلخ از او وامثال او سراغی نگیرند، حضور نمایشی و تشریفاتی ایشان در مراسمات بعدی، چه گرهی را خواهد گشود؟
اگر نهادهای مسئول از جمله وزارت ارشاد و تشکلهای صنفی مربوطه، در این روزهای تلخ از او وامثال او سراغی نگیرند، حضور نمایشی و تشریفاتی ایشان در مراسمات بعدی، چه گرهی را خواهد گشود؟
به باور این قلم اصلا مهم نیست که زاهدی چه بود و چه شد، بل مهم آن است که زمینه تاثیر و نقش آفرینی وی در بیست و هشت مرداد را چه کسانی فراهم کردند.
اگر بخواهیم کارکرد مصدق در کنار زدن رجال نهضت، انحلال مجلس هفدهم و در یک کلام ویرانی تمامی پایگاههای مقاومت را درز بگیریم، ناچار باید کاسه و کوزه سقوط او را بر سر شعبان بی مخ بشکنیم که از قضا در میان لاتهای تهران، در زمره ترسوترینها بود و در آستانه انقلاب، زودتر از بسیاری از ایران گریخت و آن هم به اسرائیل!
عکاس ساواک، هندوانهای که او برای افطار خریده و در درگیری شکسته شده بود، را زیر سرش نهاد و از او چند عکس گرفت! آری، چریک که در این اواخر چندان امنیت تلفنهای خویش را جدی نمیگرفت، پس از چهارده سال تعقیب و گریز بی امان و موفق با ساواک، بر محمل حیات نشسته بود! گویا نزدیکی پیروزی را احساس و از آن آسوده خاطر گشته بود!
همیشه میگفت: "دلم میخواهد یک قرن را ببینم" که تقریبا به تمنای خویش دست یافت. از این عمر دراز، تنها در پانزده سال واپسین با یکدیگر اُنس یافتیم. آشنایی با او نیز به سیاق بسیاری دیگر، از سربند کار مطبوعاتی پیش آمد...
باید از هر فرصتی برای آشنایی عموم به ویژه جوانان با عقبه سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی استفاده کرد. از این روی بر آن شدیم که در باب پارهای از این شایعه پراکنیها با اندیشمند گرانمایه حضرت آیت الله سیدهادی خسروشاهی گفت وشنودی داشته باشیم.
دولتی که در این فلاکت اقتصادی و هزار توی تنگناها و مشکلات، همّ خود را بر این متمرکز کند که شش ماه حبس تعلیقی حسین قدیانی را به حبس قطعی تبدیل کند، قطعا حال و روز خوبی ندارد و نیازمند دعای فراوان است!
آیت الله نوری پس از دستگیری در ۱۷ شهریور و در چند فقره، با برخی مسئولان زندانی رژیم شاه و ژنرالهای ارتش مواجهه داده شد. محل این دیدارها نیز کمیته مشترک نبود...