برچسب محبوبه بیات

راه بی پایان 1386

این مجموعه درباره ارتباطات ناسالم اقتصادی و نقش باندهای مافیایی در پولشویی و معاملات غیرقانونی است: «بهزاد» و برادر همسرش «کامران» به‌اتفاق «اکبر» سال‌هاست که با هم دوست و همکارند. «بهزاد»، مدیرعامل یک شرکت واردات و صادرات است که «اکبر» هم در آن شریک است. بعد از خواستگاری اکبر از دختر بهزاد و مخالفت او، بهزاد تصمیم می‌گیرد از شرکت جدا شود و…

آذرستان 1369

نوجوانی به نام «جهان» به همراه برادر کوچکترش «احمد» نزد دایی‌شان زندگی می‌کنند. در جریان انجام یک دستبرد، دایی دستگیر و زندانی می‌شود و دو برادر به همراه پسردایی‌شان «بهرام» به کانون اصلاح و تربیت تحویل می‌شوند. «جهان» به دلیل رفتار خوب، پس از گذشت دو سال، آزاد می‌شود. او که مدتی است تصمیم به ازدواج با دختردایی اش را داشت، موفق می‌شود به کمک مددکار کانون، یک کار مناسب پیدا کند. در این حین، «احمد» و «بهرام» از کانون اصلاح و تربیت فرار می‌کنند. «احمد» که دچار بیماری است، در مراسم جشن عروسی صاحبخانه، با «جهان» درگیر می‌شود و حین ترک محل، زمین می‌خورد و ناگهان می‌میرد. «بهرام» و «جهان» دستگیر می شوند، اما پس از اعتراف صاحبخانه، هر دو آزاد می‌شوند.[۱]

هتل 1377

داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق می‌افتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر می‌کشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی می‌کنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران می‌شوند.

نوشدارو 1391

این مجموعه داستان تلاش شش نیروی جهاد سازندگی است که در زمان جنگ در جبهه سنگر سازی می‌کردند و در زمان حاضر هم همچنان روحیه جهادی خود را حفظ کرده‌اند و در صنعت نفت مشغول به فعالیت هستند اما مشکلات و ماجراهایی برای این گروه پیش می‌آید که داستان نوشدارو را می‌سازد.

مزد ترس 1371

سروان «ناصر محمدی» (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی است که با همسرش مریم و دخترشان زندگی می‌کند. او طی مأموریتی، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندهٔ ارکستر سمفونیک می‌شود که جسد سوخته‌اش را در محل تخلیهٔ زباله پیدا کرده‌اند. وی در طول بررسی‌های خود، به محل ارکستر سمفونیک هم سر می‌زند و در آنجا با برادر مقتول آشنا می‌شود. یک شب، کارآگاه محمدی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، مصاحبه‌ای با یک محکوم به اعدام را می‌بیند و نکاتی نظرش را جلب می‌کند. او با تهیه‌کننده آن برنامه تلویزیونی تماس می‌گیرد و سرانجام به سرنخ‌های جدیدی می‌رسد. . .

پیچ فرعی 1390

داستان فيلم مربوط به يك زوج است كه در دوران نامزدي به رستوراني در خارج از شهر مي روند كه در حضور خود در اين رستوران بر سر موضوعي مشاجره كرده و خانم به حالت قهر از رستوران خارج شده و به سمت تهران مي رود و در حين راه با مواجهه به ايست پليس و بازرسي صندوق عقب ماشين و پيدا شدن جسدي در آن از دست پليس فرار كرده و ماجراهايي رقم مي خورد.

تفنگ سرپر 1381

تفنگ سرپر داستان مرد جوانی به نام غیبیش (با بازی حمیدرضا پگاه) است که در زمان جنگ جهانی اول زندگی می‌کند. در این دوران به دلیل خودکامگی خان‌ها، حکام محلی، رجال درباری، شاهزادگان قاجار و بیگانگان اشغالگر، روزگار مردم به سختی و تیرگی می‌گذرد اما با این حال مردم تلاش می کنند آبرو و زندگی خود را حفظ کنند.