برچسب مجید مظفری

جنگ نفتکشها 1372

در اوج حملات بي وقفه ي نيروهاي نظامي عراقي به نفت كش ها در خليج فارس ناخداي جواني تصميم مي گيرد يك نفت كش ايراني را از تنگه ي هرمز عبور دهد و محموله ي آن را به بازار جهاني برساند. او براي انجام اين مأموريت، كه اهميت سياسي دارد، به سراغ ناخداي بازنشسته اي مي رود كه سال ها پيش در هدايت كشتي ها نام آور بوده است. ناخداي پير ابتدا از اين مأموريت طفره مي رود، اما بالاخره مي پذيرد و نفت كش غول پيكر را از تنگه ي هرمز عبور مي دهد و محموله ي آن را به رغم موانع و حملات دشمن به مقصد مي رساند.‎‌‌

گل مریم 1366

خسرو دهقان صاحب يك شركت خصوصي كه پروژه احداث جاده بر روي درياچه اروميه را در دست دارد به رغم مخالفت هاي خانواده اش با مريم همكار خود ازدواج كرده است. خانواده متمكن خسرو مريم را در شأن خسرو نمي دانند. مريم سه بار باردار شده و سه بار سقط جنين كرده است. او بار چهارم بچه اش را به دنيا مي آورد و زخم زبان هاي مادر شوهر را كوتاه مي كند، اما طولي نمي كشد كه بچه مريض مي شود و مريم از ترس مرگ او بيمار و دچار فراموشي مي شود. معالجه نتيجه نمي دهد و بر مشكلات خسرو لحظه به لحظه اضافه مي شود. مادرش در سانحه آتش سوزي فوت مي كند. كار پروژه به مشكل مالي بر مي خورد و شركت او ورشكسته مي شود. همه اطرافيان خسرو را تنها مي گذارند؛ اما او طبق دستور پزشك به مراقبت از همسرش ادامه مي دهد و موافقت مسئولان را براي افزايش بودجه پروژه جلب مي كند و راه موافقت را مي پيمايد.

به وقت شام 1396

حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن‌ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آن‌ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....

تماس شیطانی 1371

در سال 1320، در موقع اشغال ايران توسط ارتش متفقين، يك بازيگر روسي به نام كاترين در تماشا خانه ي اطلس كشته مي شود و مأموران پس از بازرسي مقدماتي از پيگيري ماجرا امتناع مي كنند. وصالي، كارگردان تماشاخانه، تصميم مي گيرد موضوع را دنبال كند. او در مي يابد كه فاروقي، شوهر كاترين، كه سال ها پيش از او جدا شده به تازگي فوت كرده و دختري به نام نفيسه از او مانده است. وصالي موفق مي شود دفترچه ي خاطرات فاروقي را از نفيسه امانت بگيرد تا به پليس برساند. عطوفتي، رييس تماشاخانه، از سفر باز مي گردد و وصالي از ارتباط او با فاروقي، كه هر دو تمايلات فاشيستي داشته اند، آگاه مي شود. وصالي با مطالعه ي دفتر خاطرات فاروقي به نكات تازه اي مي رسد و براي به دست آوردن اطلاعات به اتاق عطوفتي مي رود و با او گلاويز مي شود.افراد عطوفتي نفيسه را براي به دست آوردن دفترچه گروگان مي گيرند و وصالي پس از آزاد كردن نفيسه با او مي گريزد. در حالي كه دفترچه در اختيار عطوفتي است خانه ي آن ها طعمه ي حريق مي شود.

آوار 1364

پیرمرد ثروتمندی پسران و عروس هایش را فرا می خواند تا پیش از مرگ میراثش را میان آنان تقسیم کند. تنها کسانی که به مال پیرمرد چشم ندارند پسر بزرگتر و خدمتکار پیر خانه اند. پیرمرد زمانی که در زیرزمین خانه مشغول موعظه برای فرزندان و عروسها است می میرد و همزمان با مرگ او زلزله ای راه زیر زمین را به بیرون مسدود می کند. دارایی پیرمرد به ویرانه ای تبدیل می شود. باز ماندگان پس از کشمکش های بسیار تصمیم می گیرند پس از خلاص شدن از زیر «آوار» ویرانه را بازسازی کنند.

تشکیلات 1365

يك گروه سلطنت طلب به عمليات ورود و توزيع مواد مخدر مشغولند. محمود، مأمور مبارزه با مواد مخدر، دو تن از اعضاي گروه به نام سهراب و جواد را تعقيب مي كند. سهراب دستگير مي شود و جواد مي گريزد. تشكيلات سلطنت طلب براي خنثي كردن اقدامات محمود، رويا، همسر سابق او را كه به توصيه تشكيلات و سازمان امنيت با محمود ازدواج كرده بوده است به ايران فرامي خواند تا به بهانه فرزندش امير، به محمود نزديك شود و ميزان اطلاعات او را درباره تشكيلات دريابد. محمود زن را از خود مي راند. گروه سلطنت طلب محمود را مي ربايد و رويا را مأمور مي كند تا براي جلب اعتماد محمود او را نجات بدهد. محمود پس از فرار حيله را در مي يابد و از محل اختفاي رهبر تشكيلات، فرهمند، با خبر مي شود. فرهمند قبل از دستگيري دستور قتل رويا را صادر مي كند، اما محمود به موقع سر مي رسد و در يك عمليات قهرمانانه رويا و امير را نجات مي دهد. رويا روانه زندان مي شود.