برچسب مجید حاجی زاده

جاده متروک 1384

داستان این فیلم درباره جوانی به نام "رضا" است. پدر او در یکی از عملیات های دفاع مقدس شهید شده است. رضا به کار فیلمسازی مشغول است و بتازگی یکی از فیلمهای کوتاهی که ساخته برای شرکت در یکی از جشنواره های معتبر فیلمسازی در فرانسه انتخاب شده است . او قصد سفر به فرانسه را دارد که یک پیشنهاد کاری ، برنامه او را تغییر می دهد به او پیشنهاد می دهند تا نماآهنگی درباره پدرش بسازد. پدر رضا قبل از تولد او شهید شده و به دلیل اطلاعات کمی که درباره پدر دارد ، می خواهد از انجام این کار صرف نظر کند. اما به پیشنهاد شخصی به مناطق جنگی می رود تا از نزدیک با جبهه و جنگ آشنا شود. او راهی این سفر می شود و این تازه آغاز ماجراست

یک روز جمعه 1385

شخصیتی به نام حاج ابراهیم که نماینده فرمانداری در یکی از حوزه های انتخاباتی ریاست جمهوری است ، علاوه بر اینکه به زندگی او پرداخته می شود اتفاق هایی که ممکن است در یک حوزه انتخاباتی رخ دهد را نیز به نمایش گذاشته می شود.

همپای آب 1390

فيلم درباره روستايی است كه دچار بحران آب شده و تنها راه آب رسانی به روستا مسيری است كه منطقه جنگی محسوب می شود و گروه تفحص در آن مشغول كار هستند .

مهره سوخته 1386

داستان فیلم درمورد وکیل شرکتی است که در پی اختلاس و کلاهبرداری اند و پس از مرگ مشکوک همسر وکیل توسط شرکت ، او تصمیم به افشاگری می گیرد.

آخرین گناه 1398

این فیلم داستان تحول پسر جوانی است که از اعتقاد چندانی برخوردار نیست، و از طرفی به دختر دوست پدرش علاقه‌مند می‌شود و به دوستان خلافکارش کلید مغازه فرش‌فروشی آنها را می‌دهد که ...

مسلخ عشق 1383

فیلم “مسلخ عشق” درباره تقابل جامعه مدرن با افکار و سنت های پیشین است که آنها را مورد نقد و بررسی قرار می دهد. شخصیت اصلی فیلم دچار اضمحلال شدید روحی شده که این امر می تواند ناشی از شرایط نابسامان …

مهر خاموش 1381

داستان سریال مهر خاموش به روایت زندگی یک خانواده در دو دهه از زندگی شان می پردازد. دهه ی اول به ماجرای ازدواج پدر و مادر خانواده به نام مسعود با بازی علی دهکردی و پریسا با بازی آتنه فقیه نصیری اشاره می کند که هر دو دانشجوی رشته پزشکی هستند و علارغم وجود اختلاف های بسیار هم از بعد مالی و طبقه ی اقتصادی و هم از بعد فرهنگی خانواده هایشان، با یکدیگر ازدواج کرده و صاحب دو فرزند به نام های مهران و مینو می شوند. داستان ادامه دارد تا اینکه جنگ بین ایران و عراق آغاز می شود…

مسعود به عنوان یک پزشک، در خصوص اتفاقات جبهه و جنگ احساس مسئولیت می کند و تصمیم می گیرد برای درمان رزمنده ها به جبهه برود. در مقابل آقای فتاحی، پدر پریسا که شخص ثروتمندی است، تلاش می کند پریسا را از ایران خارج کند. نهایتا پریسا تحت فشار پدرش، علارغم مخالفت مسعود تصمیم می گیرد از ایران خارج شود و همین باعث می شود این دو نفر از یکدیگر طلاق بگیرند…

بی پناه 1385

چهار دختر دانشجو در خانه ای با هم زندگی می کنند و یکی از آنها رفتارهای مشکوک و دردسرسازی دارد که عاقبت مشخص می شود او...