برچسب مجید حاجی زاده

فقط به خاطر تو 1382

مراسم عروسی زری و محمود به هم می‌خورد. محمود به خاطر کشیدن چک بی محل به زندان می‌افتد. زری تلاش خود را برای آزاد کردن همسرش آغاز می‌کند و در این راه ناخواسته با تعدادی از زن‌های خودسرپرست آشنا می‌شود. اتفاقی که باعث تحول تدریجی زری و تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی، عشق و ازدواج می‌شود.

بوسه در باران 1400

داستان فیلم درباره تعدادی جوان است که درگیر مسائل و مشکلاتی در زمینه هنر و موسیقی هستند. روایت عاشقانه دو دوست هنرمند که سرونوشتی نامشخص دارد…..

چتر نجات 1398

با توجه به تنوع و تغییر الگوی ایمنی و امنیتی در زندگی امروز و عدم دسترسی همیشگی مردم به نهادهای مربوطه، بهترین راه برای حفظ آرامش و سلامتی ،چتر مهارت آموزی و خود مراقبتی است که در هر شرایطی می تواند از خود و خانواده خود مراقبت نماید؛این رویکرد هم جنبه پیشگیرانه دارد و هم در صورت بروز مشکل به مدیریت و کاهش هزینه های بعدی کمک می کند.

در همین راستا برنامه «چتر نجات»با آغاز فصل سفرهای تابستانی در قسمت های نخست به موضوعات مربوط به ایمنی و امنیت سفر می پردازد و در رابطه با نکات مهمی مربوط به قبل، حین و بعد از سفر صحبت می کند.

بوی خوش زندگی 1385

داستان اين مجموعه كه وقايع آن در ماه رمضان اتفاق مي افتد از خانه‌ اي آغاز مي شود كه چهار شخصيت داستان در آن زندگي مي كنند. عمو رستم "با بازي رضا ناجي" پيرمردي آپاراتچي است كه خانه خود را به سه دانشجو اجاره داده است. اين سه جوان دانشجوي يكي از دانشگاه‌ هاي تهران هستند كه در كنار تحصيل كار هم مي ‌كنند. مجتبي، رضا و سيامك در اين خانه به همراه عمو رستم زندگي مي ‌كنند.

مجتبي دانشجوي رشته زبان انگليسي است كه در كنار تحصيل به عنوان پيك در يك پيتزا فروشي كار مي كند. رضا هم كه دانشجوي رشته پزشكي است بعد از ظهرها در يك كارواش كار مي‌كند. سيامك هم كه دانشجوي رشته ادبيات فارسي است، گاهي مسافر كشي مي‌كند. اين سه شخصيت هر يك داستان خود را دارند. در مقطعي از داستان سرقت موتور مجتبي باعث مي ‌شود كه همه براي حل مشكل او به فكر بيفتند و... .

قاب های خالی 1385

داستان قاب‌های خالی دربارهٔ زندگی سه نسل از زنان یک خاندان ایرانی است و به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام آذری، گیلکی و نقاط مشترک آنان می‌پردازد. زندگی مارال که سرگرم آماده‌سازی تئاتر جدیدی در کنار نامزدش، فریدون است با ورود نازنین به صحنه کارشان دستخوش ناآرامی می‌شود. مارال نگران است که حضور نازنین در زندگی مشترکش با فریدون نیز تأثیر بگذارد. از طرف دیگر مارال نگران بیماری مادربزرگش، سولماز نیز هست. به همین دلیل از فریدون فرصتی می‌خواهد تا بتواند کمی به ذهنش استراحت بدهد اما فریدون با این پیشنهاد مخالفت می‌کند، اختلاف بین مارال و فریدون باعث نزدیکی بیشتر مارال به سوی مادربزرگش می‌شود، مادربزرگ (سولماز) خاطرات دور و درازش را برای مارال تعریف می‌کند و از زمانی می‌گوید که در دوران کودکی همراه پدر و مادرش برای کار به قفقاز سفر می‌کنند، اما با به قدرت رسیدن بلشویک‌ها بخش عظیمی از ایرانیان مهاجر قفقاز به ایران برمی‌گردند؛ در حالی که در ایران حوادث زیادی منتظر آنهاست در نهایت مادر بزرگ که اولین بازیگر زن ایرانی در تئاتر است دفترچهٔ خاطراتش را در اختیار مارال می‌گذارد خاطرات پر فراز نشیب سولماز (مادر بزرگ) بازگوکننده فضا، احوالات، فرهنگ و آداب و رسوم و حوادث ایران در آن مقطع تاریخی است