برچسب مجسمه سازی
«هنر24»؛ نگاهی 360درجه ای به هنرهای تجسمی (14 دی)
«هنر24»؛ نگاهی 360درجه ای به هنرهای تجسمی(16 دی)
«بولتن هنر»؛ مجلۀ خبری روزانۀ هنرهای تجسمی (26بهمن)
«بولتن هنر»؛ مجلۀ خبری روزانۀ هنرهای تجسمی (27بهمن)
ادای دین به هنرمندان اصفهان
اگر اصفهان را با هنرمندانش بشناسیم و نقش آنها را در شکلگیری هویت زیبایی شناسانه اصفهان بااهمیت تلقی کنیم، بیشازپیش به لزوم ایجاد یک گذر فرهنگی برای شناخت آثار و زندگی هنرمندان بزرگ اصفهان پی خواهیم برد. نصب یازده سردیس از هنرمندان معاصر اصفهان در محور گردشگری چهارباغ بالا قدم کوچکی برای شناساندن بزرگان هنر اصفهان به شهروندان و البته گردشگران این شهر است. این پروژه به همت سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان و با همکاری هنرستان هنرهای زیبا و دبیری «محمد فخری» طراح و مجسمهساز اجرایی شده است. سردیسهای به نمایش درآمده در محور گردشگری چهارباغ بالا ادیشن دومی از آثار ساختهشده در سمپوزیوم سردیسهای هنرمندان بزرگ اصفهان در سال 95 است.
مجسمههای مشاهیر، هویت شهر را میسازند
ساخت مجسمهها و سردیسهای مــشاهــیــر مــلــی، مذهبی و اسطورهای موضوعی است که در اکثر مواقع حاشیهها و حرفوحدیثهای بسیاری را به همراه داشته است؛ آثاری که قرار است بهعنوان المانهای شهری بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هر شهری را نمایندگی کنند. فارغ از مشاهیری که سند تصویری معتبری از چهره آنها موجود است و مجسمهساز کار راحتتری برای ساخت اثر دارد، ساخت مجسمه از شخصیتهایی که بهعنوان اسطورههای ملی و مذهبی شناخته میشوند همیشه جای پرسشهای بسیاری بوده است. اینکه مجسمهساز در ساخت مجسمههای مشاهیر اسطورهای و طراحی چهره و آناتومی بدن آنها چه مسیری را طی میکند، به سراغ اسناد و داستانها برای پیداکردن خطوط کاراکتر و منش شخصیتهای اسطورهای میرود و مبنای کار را بر تحقیقات مفصل میگذارد یا نه بر اساس کلیت فهم شده از یک کاراکتر اسطورهای مجال بیشتری به تخیل هنرمندانه و شخصی خودش میدهد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها با سه مجسمهساز بِنام اصفهانی یعنی مرتضی نعمتاللهی، مرتضی بصراوی و محمد فخری گفتوگو کردیم.
بر شاخساران تاک
به مناسبت چاپ کتابی با عنوان «درختان» از مجموعه اخیر آثار استاد عباس رستمیان، خانم «کارین تیسو» ،رئیس وقت مرکز هنرهای معاصر سوئیس، در مقالهای به نقد و تحلیل این مجموعه آثار پرداخته که مطالعه ترجمه آن به زبان فارسی خالی از لطف نیست. «این درختان زیتون انباشته و زمخت، با آن نمای قوی، ناهموار و شکافهای عمیق و گرهدار، درهمتنیده و چاکچاک، چنان تصویر چشمگیر و مهیبی ساختهاند که گویی روحِ جنگلی سرد، با چهرهای یخزده و نگاهی خیره، در این درختان زندانی است. یا همچون اسطورههایی تبدیلشده به درخت که در میان این دگردیسی، ثابت، بیحرکت و جاودانه شدهاند.»
