برچسب مبارزات

طرحی از تلفیق «خرد انتقادی» و «عقلانیت راهبردی»

تلاقی فکری جلال آل‌احمد با آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در واقع ملاقات یک جست‌وجوگر بی‌تاب حقیقت با مجاهدی زمان آگاه و هوشمند بود. این پیوند را می‌توان نقطه تبدیل «نقد» به «عمل» و «تردید» به «ایمان» قلمداد کرد. سخن از ملاقات و ارتباط دو شخص در میان نیست که کلام در تعامل و هم افزایی دو اندیشه اصلاحگر و معطوف به تحولات زمانه است که در ساحت‌های گوناگون، آثار مهمی از خود برجای نهاد

او با شهادت به استقبال پیروزی انقلاب رفت

هضم شهادت محمد که در آستانه ازدواج و تشکیل خانواده قرار داشت، نه تنها برای اعضای خانواده بلکه برای اقوام و آشنایان سخت بود. شهادت محمد هنوز برای مادر شهید طبیعی نشده است و ایشان هر وقت سر مزار پسرش می‌رود اشک از چشمانش جاری می‌شود. این داغ هنوز هم برایش تازگی دارد.

دانشجو‌های افسری از شلیک به مردم سرپیچی می‌کردند

ما کنار گاردی‌ها بودیم. ساواک ما را زیر نظر داشت تا مبادا اقدامی علیه مأموران انجام دهیم. از ساواک گرفته تا نیرو‌های اطلاعات خود ارتش و شهربانی، حواس‌شان جمع بود تا ببینند دانشجو‌های افسری یا دیگر نظامی‌های حاضر در میدان ژاله به سمت مردم شلیک می‌کنند یا قصد همراهی با مردم را دارند، اما ما هیچ کاری که بخواهد به مردم آسیب برساند انجام ندادیم

فروش چشمگیر کتاب‌های امام شهید نشان‌دهنده تشنگی جامعه است

یکی از اتّفاقاتی که بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب صورت گرفت، تشکیل حلقه مردمی نشر آثار ایشان بود که به صورت خودجوش در بین مردم به راه افتاد و باعث شد تا آثار ایشان بیشتر دیده شود؛ به‌طوری‌که در ایام جنگ یک شبکه توزیعی در کشور شکل گرفت که چندین برابر کار عادی ما در ایام گذشته بود و این نسبت مستقیمی با نیاز و توجه مخاطب داشت. یک گفتمانی شکل گرفت با شعار «اندیشه او زنده است» و مردم پای کار آمدند و شبکه بزرگی در کشور شکل گرفت تا آثار مرتبط به رهبر معظم انقلاب ارائه شود و در اختیار مردم قرار بگیرد

از اسارتِ دشمن تا اسارتِ روایات مهندسی شده!

در روزگار ما، اسارت تنها به بند کشیدن جسم خلاصه نمی‌شود. نوع تازه‌ای از اسارت هست، که «اسارت رسانه‌ای» نام می‌گیرد. این اسارت حافظه جمعی را، تحت قیمومت جریان‌هایی قرار می‌دهد، که راست و دروغ را در کارگاه‌های «مهندسی روایت» ورز می‌دهند! پخش گزینشی تصاویر، قطع و وصل عمدی جریان خبر، تولید کلان‌روایت‌های هماهنگ و استفاده از الگوریتم‌های پلتفرم‌ها، شمشیر‌های بی‌لبه ولی برنده این میدان‌اند!

صدای افشاگری و اعتراض در مجالس دعا برای بارش باران!

محمد سودبخش: «در آغاز سال ۱۳۴۲، آیت‌الله دستغیب به منبر رفتند. ابتدا از خشکسالی و ضرورت دعا به درگاه الهی گفتند، اما در ادامه بحث را به مسائل سیاسی کشاندند و از رژیم شاه به‌شدت انتقاد کردند! منبری بسیار داغ بود و آن شب مجلس دعای باران نامیده شد! مردم هنوز به خانه نرسیده، باران مفصلی بارید! خلایق این را نشانه لطف الهی دانستند و جلسات بعدی نیز تحت عنوان مجلس دعای باران ادامه یافت»

سید در میانه میدان فرماندهی می‌کرد

شهید سیدحسن نصرالله: «شهید موسوی معتقد بود حضورش در بین رزمندگان به آ‌نها انگیزه می‌دهد که با شجاعت بیشتری دفاع کنند. رزمندگان مقاومت برای بیرون بردن سید از صحنه به من متوسل شدند. من بی‌درنگ از ایشان خواهش کردم تا از منطقه جنگی عقب‌نشینی کند. تردید ندارم که اگر شورای رهبری حزب‌الله اجازه می‌داد، او تفنگ به دست می‌گرفت و مثل یک رزمنده معمولی می‌جنگید!..»