برچسب مانا محمدطاهر

حوض نقاشی 1391

رضا و مریم، زوجی هستند دچار معلولیت ذهنی اما سهیل، پسر یازده ساله شان از لحاظ جسمی، کاملاً سالم و عادی ست. رضا و مریم زندگی عاشقانه ای را سپری می کنند تا وقتی که سهیل به دلایلی شروع می کند به بهانه گیری کردن از پدر و مادرش؛ اینکه نمی توانند مثل پدر و مادری عادی رفتار کنند …

در وجه حامل 1396

ایرج، همسر مهری، بعد از حادثه‌ای که برایش پیش می‌آید، فلج می‌شود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست می‌دهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده می‌گیرد اما وقتی می‌فهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حل‌ناشدنی می‌شود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …

ارغوان 1393

ارغوان به آموختن پيانو مي‌پردازد، اما پدر ارغوان که همسرش مريض است، دلبسته مربي ويلن سلي به نام لي‌لي شده و ارغوان را به همين بهانه براي آموختن ويلن نزد او مي‌برد. ارغوان از اين رابطه مطلع شده و به شدت از پدر دلخور مي‌شود. تا جايي که به همراه خاله خود به شيراز رفته و ديگر حاضر به ديدن پدر نمي‌شود و سپس براي ادامه تحصيل به وين سفر کرده و اين جدايي تا پايان زندگي او ادامه دارد. همسر ارغوان پس از مرگ او به ايران آمده و دست خطي را براي پدر ارغوان مي‌برد.

نهنگ عنبر 1393

ارژنگ صنوبر (رضا عطاران)، مردی ۵۰ ساله، در زندگی خود دچار تجربه‌های متفاوت و سخت عاشقانه‌ای می‌شود و فیلم بازگوکننده آن ماجراهاست. او که از کودکی رؤیا (مهناز افشار) را دوست داشته، به دلایلی نمی‌تواند با او ازدواج کند و رؤیا با توجه به محدودیت‌های اجتماعی دههٔ شصت، به همراه خانواده‌اش راهی آمریکا می‌شود. ارژنگ که هرگز رؤیا را فراموش نکرده، دست به کارهای عجیب و غریبی می‌زند و در مقاطع مختلفی باز با رؤیا روبه‌رو می‌شود. اما هر بار ناکام می‌ماند. او که حالا در دههٔ پنجم زندگیش ثروتمند شده، دردمندانه و مصرانه از رؤیا می‌خواهد که در ایران بماند و با او زندگی کند. سکانس پایانی فیلم به تصمیم رؤیا می‌پردازد.در آخر ارژنگ رویا را راهی آمریکا میکند اما رویا دوباره برمیگردد.

متری شش و نیم 1397

پليس چند سال است که به دنبال يک توليد کننده شيشه به نام ناصر است. او سرانجام از طريق نامزد سابق ناصر به او ميرسد و دستگيرش ميکند. ناصر‌که از خانواده اي جنوب شهري بوده است حالا با پول توليد شيشه خانواده اش را از زندگي قبلي نجات داده است و در صدد رهايي از دست پليس است....

50 قدم آخر 1392

فيلم داستان جواني نخبه هرمز (بابک حميديان) است که از سوي مردي بسيجي به نام احمد براي يک پروژه اطلاعاتي به جبهه دعوت مي شود. مرد جوان با انجام بخشي از ماموريت اسير مي شود و دختر کردي جوان (طناز طباطبايي) او را نجات مي‌دهد. بين هرمز و دختر عشقي به وجود مي آيد اما آنها مجبور به جدايي مي شوند تا هرمز به جبهه خودي برگردد. در راه بازگشت به ايران، هرمز با موانع مختلف مواجه مي شود دست آخر احمد او را نجات مي دهد. سال ها بعد احمد جانباز شيميايي است و هرمز در ايران و آمريکا استاد دانشگاه است.

امروز 1392

يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك مي‌كند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.

لتیان 1397

مهمان‌هایی ناخوانده به یک سفر تفریحی دعوت شده‌اند، حال آنکه نباید آنجا باشند، در نتیجه قرار است دردسرهایی ایجاد شود.طه (امیر جدیدی) و سلما (پریناز ایزدیار) قرار است با یکدیگر ازدواج کنند اما در یک سفر دوستانه، یاسی (سارا بهرامی)، پای مانی شوهر سابقِ سلما را به این سفر باز می‌کند تا مانی فرصتی برای بازگرداندنِ سلما پیدا کند.