برچسب مانا محمدطاهر

دوران عاشقی 1393

فيلم درباره زندگي يک زن وکيل به نام بيتا است که در کار خود تبحر دارد و بيشتر پرونده‌هاي مربوط به طلاق را قبول مي‌کند. همسر او حميد در يک شرکت بزرگ کار مي‌کند و به واسطه شغلش با ميترا که به تازگي از خارج آمده آشنا مي‌شود و با او عقد مي‌کند. ميترا از حميد باردار شده، اما حميد اين مساله را نمي‌پذيرد و معتقد است که مدتهاست که عمل وازکتومي انجام داده و همه چيز را انکار مي‌کند. دايي ميترا که از اعتبار و قدرت زيادي برخوردار است از جريان مطلع شده و حميد را تهديد مي‌کند که بايد همسرش را طلاق و با ميترا به زندگي ادامه بدهد و براي تحت فشار قرار دادن حميد ميترا را به بيتا معرفي مي‌کند تا وکالت او را بر عهده بگيرد. ميترا از اين جريان مطلع مي‌شود و پرونده را نمي‌پذيرد و حالا حميد منتظر تصميم بيتا براي ادامه زندگي است.

سوءتفاهم 1396

دستیار کارگردانی با بازی کامبیز دیرباز به دختر پولداری با بازی هانیه توسلی قول داده است که او را بازیگر کند. دختر اما استعداد بازیگری ندارد اما حاضر است برای اینکه بازی کند پول تهیه‌ی فیلم را بدهد. دختر پول فیلم را از طریق همدستی با پسر برای ربودن خودش و اخاذی از پدرش تامین می‌کند و این شروع، آغاز ماجراها و معماهایی است که اتفاق می‌افتد…

انزوا 1395

زهره در راه منزل احساس می‌کند کسی او را تعقیب می‌کند. او فرار کرده و همین عامل باعث می‌شود تا او در یک سانحهٔ تصادف فوت کند. پرویز همسر زهره بعد از ۶ سال، برای اولین بار، با ضمانت رئیس زندان به مدت ۷۲ ساعت به مرخصی می‌رود تا زهره را دفن کرده و در مراسمش شرکت کند. اما او دغدغه‌اش چیز دیگری‌ست.

حق سکوت 1392

ميرهاشم طلبه‌اي جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگي توانسته خانه‌ اي کوچک بخرد. تهيه‌ي پول خانه باعث شده ميرهاشم از چک بانکي استفاده کند و حالا چک به دست يک شرخر افتاده

پوست موز 1387

داستان دربارهٔ جوان ثروتمندی به نام حمید است که بر اثر تصادف به کما می‌رود و روحش در عالم برزخ عاشق روح دختری جوان می‌شود. جسمش در این دنیا به‌تدریج بهبود می‌یابد و از کما درمی‌آید. اینک او می‌خواهد دوباره به آن دنیا برگردد، اما خودکشی حرام است و قطعاً او را به جهنم خواهند برد...

بهمن 1393

مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او مي‌خواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بي‌پناهي دارد، و اين باعث مي‌شود روزهاي زندگي‌اش سرد و ملال‌آور شود.

هجوم 1395

داستان «هجوم» دربارهٔ یک قتل است که در یک ورزشگاه اتفاق افتاده. چند مأمور پلیس در حال بررسی این پرونده هستند و با ورود به این ورزشگاه سر نخ‌هایی از این قتل بدست می‌آورند. آن‌ها مظنون به قتل را هم همراه خود دارند و کافی‌است که خط سیر وقوع قتل را دریابند اما این برای‌شان کار پیچیده‌ای خواهد بود. دوستان مقتول نمی‌خواهند با پلیس همکاری کنند.

دختر 1394

آقاي عزيزي که سرپرست بخش تعميرات و نگهداري پالايشگاه آبادان است براي مراسم خواستگاري دخترش آماده مي‌شود و ستاره دختر ديگرش در همان روز قصد سفر به تهران براي شرکت در جشن خداحافظي يکي از دوستان هم‌دانشگاهي‌اش را دارد. پدرش به دلايلي به اين سفر مشکوک است و اين آغاز ماجراست