برچسب مائده طهماسبی

اسپاگتی در هشت دقیقه 1383

داستان این فیلم دربارهٔ «پدرام آرام» وکیل پایه یک دادگستری است که با دختر شش ساله‌اش «تکتا» در یک برج ۲۱ طبقه زندگی می‌کند. «پدرام» بسیار شلخته، حواس‌پرت و نامنظم است و همیشه روزهای دوشنبه و سه‌شنبه را اشتباه می‌گیرد. «گلشید» ۳۰ ساله با پسرش «مانی» شش ساله به صورت موقت آپارتمان طبقهٔ بالای پدرام را اجاره می‌کنند. «گلشید» قصد مهاجرت به آلمان را دارد. همسایگی این دو خانواده ماجراهایی را برای آنها به وجود می‌آورد و…

پارک وی 1385

بازگویی زندگی یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند است که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارک‌وی تهران ملاقات می کنند و خیلی زود با یکدیگر ازدواج می کنند.

سنتوری 1385

علي، نوازنده چيره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ناگهان در اوج شهرت و موفقيت افسار زندگي را از دست مي دهد و به بيراهه مي رود. او مي گويد همه بدبختي ها از وقتي شروع شد كه عشق بزرگ زندگيم، هانيه مرا ترك كرد، اما هانيه زماني مي رود كه علي مدتهاست در بند اعتياد خانمانسوز خود گرفتار است...

پریناز 1389

«پریناز» روایت دختری به همین نام است که بعد از مرگ مادرش مجبور است با خاله‌اش در محله‌ای دورافتاده زندگی کند. خاله فرخنده (فاطمه معتمدآریا) زنی مؤمن و مذهبی است و درعین‌حال رفتارهای وسواسی و خرافات گونه هم از خود بروز می‌دهد و ازآنجایی‌که پریناز را یک حرامزاده می‌داند میلی به پذیرش او ندارد. سکونت پریناز در این خانه باعث بروز اتفاقات عجیب‌وغریبی در محل می‌شود که این شایعه را به وجود می‌آورد که این دخترک نظرکرده است و قابلیت انجام کارهای خارق‌العاده را دارد.

مارمولک 1382

رضا مثقالي معروف به رضا مارمولك دزد سابقه داري است كه بارها دستگير و زنداني شده، اما در آخرين دستگيري، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زنداني تحويل مي دهند كه رئيس آن (آقاي مجاور) مردي بسيار سختگير و انعطاف‌ناپذير است. او عقيده دارد بايد آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هايي خاص ـ سخت گيري كند كه حتي فكر اعمال خلاف به مغزشان نرسد. و معتقد است زندانيان را به زور هم كه شده بايد وادار به درستكاري كرد تا به بهشت بروند. رضا در حادثه اي مجروح مي شود و به بيمارستان خارج از زندان منتقل مي شود. در آنجا لباس يك روحاني بيمار را مي ربايد و در لباس روحانيت موفق به فرار از زندان مي شود. او با مصونيتي كه در لباس تازه پيدا كرده به يك شهرك مرزي مي رود تا از طريق و با گذرنامه جعلي از كشور خارج شود اما به دلايلي با يك روحاني ديگر اشتباه گرفته مي شود و امامت جماعت محلي را برعهده اش مي گذارند. او با شيوه هاي خودش مردم را موعظه و راهنمايي مي كند و چندين بار اعمال خلافكارانه اش به سوءتغيير نيكوكاري قلمداد مي شود. به هر حال در روستا مريدهاي زيادي پيدا مي كند و خود او نيز كم كم تحت تأثير لباس و موقعيت جديد به اعمال مثبتي روي مي آورد تا اينكه آقاي مجاور رئيس زندان كه همه جا به دنبال او مي گردد، به سراغش مي آيند اما او هم ديگر مايل نيست رضا را با دستبند دستگير كند.

افتتاحیه سریال پنچری با حضور رضا عطاران و دیدار با رفقای قدیمی اش +عکس ها

سریال پنچری به کارگردانی برزو نیک نژاد روز 15 دی ماه با حضور جمعی از بازیگران کار کلید خورد . رضا عطاران یکی از مهمانان پشت صحنه این مجموعه بود و در لوکیشن این مجموعه حضور یافت تا با دوستان قدیمی خود دیداری داشته باشد.عکس ها گزارش را در ادامه مشاهده نمایید.