برچسب قاسم زارع

عبور از شب 1385

داستان این فیلم درباره دو مامور اطلاعات عملیات است که در شب شناسایی با کودک شیرخواری مواجه می شوند که اولویت نجات کودک یا ادامه عملیات، آنان را با چالش هایی درگیر می کند.

خیال نقش 1395

«رضا»، پسر نوجوانی است که بعد از مرگ پدرش تمام توانش را برای سرپرستی و حمایت از مادر و خواهرش گذاشته است. او عصرها، بعد از مدرسه به کارگاه فرش‌بافی رفته و در آنجا مشغول به کار می‌شود، علاقۀ رضا به دنیای کار و بافتِ فرش باعث می‌شود تا معتمد صاحب کارگاه باشد تمام‌کارهای نسبتاً مهم به او سپرده شود؛ از طرفی دقت و توجهش به درس کم شده و خیلی زود وارد معاملاتی می‌شود که او را از عالم نوجوانی غافل می‌کند؛ وقتی رضا متوجه شده که کارگاه به دلیل ورشکستگی ممکن است به‌زودی بسته شود، عزمش را جزم کرده و تلاش می‌کند تا مانع این اتفاق شود...

من و دشمن 1380

زمنده‌ای به نام جابر در کل کل کردن با دوست خود برای آوردن سرنیزه، به پشت خطوط عراقی‌ها می‌رود، اما به دلیل شباهت با چهره، با یک فرمانده عراقی اشتباه گرفته می‌شود. در همین زمان فرمانده عراقی نیز که در اثر انفجار تعادل خود را از دست داده …

بی نشان 1401

«مسعود» که از خانواده‌ای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانواده‌ای فرهنگی و خواهر دوست و هم‌کلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانه‌ای بین این 2 نفر در «بی‌نشان» در جریان است.

زندگی، برگ برگ 1384

داستان فيلم «زندگي برگ برگ» از زماني آغاز مي‌شود كه اعضاي خانواده اي در مراسم سالگرد فوت يكي از عزيزانشان دور هم جمع مي شوند. آنچه مانده حسرت سال‌هايي است كه از دست رفته ، آنها زندگي كردند، در حالي كه حقيقت بر آنها مكشوف بود.

نفر سوم 1390

نفر سوم، داستان یک فیلمساز دفاع مقدس است که مدت‌هاست دیگر فیلم نمی‌سازد. وی توسط دوستانش به بیمارستانی فراخوانده می‌شود و در آنجا از او می‌خواهند با یک جانباز شیمیایی که روزهای آخر عمرش را می‌گذراند، مصاحبه کند. او ابتدا نمی‌پذیرد، ولی وقتی که قبول می‌کند، جانباز به شهادت می‌رسد.

هدیه 1393

عباس و ستاره زوج خوشبختی اند و عباس راننده تاکسی است. زندگی عادی آن ها بعد از مطلع شدن از سرطان ستاره، زن عباس، وارد مرحله جدیدی می‌شود.

ترانه باران 1383

اين فيلم يك ملودرام خانوادگي است كه ارتباط يك دختر با پدرش را مورد بررسي قرار مي دهد. دختري به نام ليلا كه علاقه زيادي به پدرش دارد، دچار اين توهم مي شود كه پدرش تصميم به ازدواج مجدد دارد. او درصدد جلوگيري از اين امر بر مي آيد. همين مساله موجب شناخت هر چه بيشتر ليلا از شخصيت پدرش و ايجاد نزديكي بيشتر ميان آنها مي شود.