برچسب فرهاد قائمیان

تاریکی شب و روشنایی روز 1396

داستان این سریال در دو برهه زمانی گذشته و حال اتفاق می‌افتد. این سریال داستان زندگی بهنام طریقت است که جریان روزمره حیاتش از مدار عادی خارج می‌شود. او مجبور است جواب چرایی مشکلات امروزش را در گذشته پیدا کند. بیش از ۷۰ درصد از قصه در زمان حال روایت می‌شود و ۳۰ درصد از ماجرا در گذشته رخ می‌دهد. بهنام طریقت به همراه همسرش در گذشته دانشجوی پزشکی بودند که فعالیت سیاسی هم داشتند.

گاندو 1398

سریال «گاندو» یک مجموعه امنیتی است و فیلمنامه آن بر اساس مستندات و وقایع تاریخی و کشف جاسوس‌های داخل و خارج از ایران است و همچنین به موضوع آقازاده‌ها نیز اشاره‌هایی می‌کند. در مجموعه گاندو تمامی اسامی افراد و اشخاص حقیقی در آن عوض شده‌است. به‌طور مثال بخشی در سریال در ارتباط با جیسون رضاییان است که ایران رضائیان را به همراه همسرش (یگانه صالحی) در ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ به اتهام جاسوسی از طرف سیا دستگیر کرد که در این مجموعه با نام مایکل هاشمیان شناخته می‌شود.

بچه مهندس 3 1399

«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر می‌گذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا می‌شود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق می‌شوند. هر سه دوست با هم پیمان می‌بندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش می‌آورد. مشکلاتی که موجب می‌شود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را می‌گیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام می‌کنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه می‌جنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیض‌ها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. به‌خصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا می‌شوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر می‌کند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف می‌شود و تصمیم می‌گیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.

شهریار 1384

این مجموعه تلویزیونی پیرامون زندگی محمدحسین شهریار از دوران کودکی تا درگذشت اوست. داستان این مجموعه تلویزیونی از سال‌ها قبل در اواخر دوره حکومت قاجار روایت می‌شود. سید اسماعیل، یکی از وکلای مشهور تبریز که در جنگ و شورش این شهر، چند فرزند خود را از دست داده، پس از به دنیا آمدن فرزندی از همسرش، کوکب خانم تصمیم می‌گیرد برای حفظ فرزند آخر خود، او را به روستای خوشکناب نزد خواهرش بفرستد. مردی که بعدها به شهریار معروف می‌شود تا پایان دوره کودکی در این محل می‌ماند و در این سال‌ها با ابراهیم ادیب آشنا می‌شود مردی که بعدها در زندگی او تأثیر زیادی دارد.

گشت پلیس 1397

داستان این سریال در یک اداره پلیس آگاهی می‌گذرد و قصه اصلی پیرامون چهار پلیس است که فرهاد قائمیان، برزو ارجمند، امیررضا دلاوری و رضا کریمی آن را بازی می‌کنند و به فواصل در عملیات‌هایی که در سطح شهر برپا می‌شود حضور دارند. لوکیشن اصلی این سریال در سرای محله‌ای در غرب تهران است که توسط گروه دکور و صحنه به اداره پلیس آگاهی تبدیل شده‌است. گشت پلیس صحنه‌های اکشن زیادی دارد و پیچیدگی قصه در آن وجود دارد. در این سریال به چند مسئله روز از جمله ماده مخدر گل پرداخته می‌شود. قائمیان رئیس این تیم سه نفره و پلیسی مقتدر، با تجربه، باهوش و تواناست. امیر دلاوری نقش خوبی را بازی می‌کند و شخصیت خاصی دارد؛ او سعی می‌کند از اسلحه استفاده نکند و با حرکت فیزیکی کار خود را پیش ببرد. سومین نفر پلیس تازه‌وارد و کم تجربه ای است که تجربه‌هایی را در این گروه به دست می‌آورد که برزو ارجمند نقش آن را بازی می‌کند.

نردبام آسمان 1388

نردبام آسمان، زندگی غیاث‌الدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضی‌دان ایرانی را از زادروزش تا کشته‌شدنش را بازگویی می‌کند. او پسر مسعود طبیب است که به شدت بازیگوش و کنجکاو است در یکی از روزها با شیخ کاشان مجادله‌ای می‌کند که سبب می‌شود اهالی شهر وی را تعقیب کنند. او اتفاقی وارد گاری مالیات می‌شود و سپس به دست صفدر طرار می‌افتد و با زندگی واقعی دزدان آشنا می‌شود چند سال بعد اولین اثرش سلم السما را می‌نویسد و با قاضی زاده رومی ملاقات می‌کند همچنین مادرش می‌میرد و او به جرم همدستی با دزدان توسط داروغه کاشان دستگیر می‌شود. در یکی از روزها جادوگری به همراه دخترش آی بانو به کاشان می‌آید و خواستار دیدار با جمشید می‌شود حاکم کاشان هم با کلی اصرار راضی به دیدار آن دو می‌شود سپس آن جادوگر با حیله و کلک جمشید را آزاد می‌کند جمشید عاشق دختر جادوگر آی بانو می‌شود ولی در دام نقشه‌های جادوگر که با داروغه کاشان همدست است می‌افتد پسر حاکم که مهربان نام دارد طی یک توطئه نزدیک بود کشته شود که با رسیدن حاکم کاشان این توطئه شکست می‌خورد جمشید با خواهرزاده اش ویس ازدواج می‌کند و چند سال بعد کسوف را پیش‌بینی می‌کند او همراه پسرش، ویس، خواهرزاده اش معین الدین و مهربان راهی سمرقند می‌شود تا با الغ بیگ دیدار کند او به زودی مورد علاقه الغ بیگ قرار می‌گیرد و این سبب حسودی همسر الغ بیگ می‌شود او رصدخانه سمرقند را با همکاری الغ بیگ می‌سازد یکی از قبایل به الغ بیگ باج نمی‌پرداخت که با محاسبات جمشید مجبور به پرداخت باج شد یکی از رئیس‌های آن قبیله هوشمند کینه جمشید را به دل گرفت و خواست از او انتقام بگیرد. آی بانو برای قتل جمشید راهی می‌شود ولی جمشید دل او را بدست می‌آورد و او یکی از یاران جمشید می‌شود همسر جمشید ویس می‌میرد در یکی از روزها کاروانی از یک کشور اروپایی به سمرقند می‌آید و خانواده ای که در آن است مورد توجه الغ بیگ قرار می‌گیرند و معلوم می‌شود آی بانو به زبان آن‌ها آشنایی دارد و الغ بیگ از آی بانو می‌خواهد زبان آن‌ها را به او یاد بدهد و همسر الغ بیگ با همکاری وزیرش طرخان با هوشمند و قبیله اش متحد می‌شوند که جمشید را از سر راه بردارند جمشید یک کسوف دیگر را پیش‌بینی می‌کند بعد کسوف مورد محاکمه دینی قرار می‌گیرد او کم‌کم داشت کافر شمرده می‌شد که با آمدن صفدر ورق برگشت. هوشمند و طرخان به الغ بیگ می‌گویند جمشید قصد قتل شما را داشته و از طریق آی بانو می‌خواسته به این قصد برسد جمشید جیب یک درجه را محاسبه می‌کند و می‌خواهد راهی کاخ الغ بیگ شود که برادر زن الغ بیگ و طرخان با سربازها بر سر او می‌ریزند و او را در رمضان سال ۸۳۲ می‌کُشند.

به دنیا بگویید بایستاد 1385

داستان آن روایتگر دوستی دو جوان به نام‌های علاء و شهریار است. دوستی این دو با وقوع قتلی به پایان می‌رسد و راز این قتل داستان مجموعه را شکل می‌دهد. داستان این مجموعه دربارهٔ جوانی است که متهم است در زمان خدمت سربازی هم خدمت خود شهریار والا را در پادگان به قتل رسانده است. دادگاه بدوی او را به اعدام محکوم می‌کند و در دادگاه تجدید نظر حکم تأیید می‌شود، اما از دیوان عالی کشور تقاضای بررسی مجدد می‌کند.