برچسب فراجا

تأکید پلیس راهور بر هوشمندسازی برای کاهش تصادفات/ تهران رکورددار افزایش جان‌باختگان درون‌شهری

جانشین رئیس پلیس راهور فراجا با اشاره به آمار نگران‌کننده تصادفات رانندگی در کشور، به‌ویژه افزایش جان‌باختگان درون‌شهری تهران، گفت: کاهش تصادفات بدون استفاده حداکثری از فناوری‌های نوین و ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان ممکن نیست و پلیس راهور ناگزیر از حرکت جدی به سمت هوشمندسازی است.

پزشکیان: باید مردم را قانع کنیم تا در رعایت مقررات همراهی کنند

رئیس‌جمهور با بیان اینکه اگر بتوانیم مردم را قانع کنیم که رعایت مقررات به نفع خود آنها و برای حل مشکلات‌شان است، با اجرای مقررات همراهی می‌کنند، گفت: در کنار این تدابیر، حضور ماموران اجرای قانون و تجهیزات کنترل هوشمند نیز در کاهش تخلفات تأثیرگذار است.

فعالیت ۱۱ مرکز مشاوره پلیس تهران بزرگ در خدمت شهروندان

معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، از فعالیت ۱۱ مرکز مشاوره پلیس در پایتخت خبر داد و تأکید کرد این مراکز با خدمات تخصصی روان‌شناسی، مشاوره خانواده و مددکاری اجتماعی، به پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و حل مسالمت‌آمیز مشکلات شهروندان کمک می‌کنند.

تست تصادف شرط تولید و واردات خودرو است/ با ارتقای ایمنی خودرو، امکان کاهش ۳۰ درصدی تلفات تصادفات وجود دارد

رئیس پلیس راهور فراجا با تأکید بر نقش تعیین‌کننده ایمنی خودروها در کاهش تصادفات گفت: مرکز آزمون تصادف، حلقه‌ای اساسی در تضمین ایمنی وسایل نقلیه است و هیچ خودروی تولیدی یا وارداتی پرتیراژ بدون موفقیت در این آزمون، مجوز عرضه نخواهد گرفت.

گزارش فراجا از اجرای پروژه ۱۵۰۰ واحدی مسکن سازمانی در تهران

نشست خبری معاون مهندسی فراجا به بررسی روند اجرای پروژه ۱۵۰۰ واحدی خانه‌های سازمانی اختصاص داشت؛ پروژه‌ای که با انتخاب پیمانکار دارای صلاحیت، نظارت سختگیرانه فنی و مدیریت متمرکز، طی ۱۹۰ روز تکمیل شد.

سعید من زیستن و رفتنش سعادتمند بود

وقتی من در مسجد و در گیر و دار ساخت مسجد بودم، سعید مانند یک پرستار از مادرش مراقبت می‌کرد و هوای او را داشت. خیلی دلم به یاد مهربانی‌اش می‌سوزد. قبل از شهادتش او را خواستم و گفتم سعید من با شما کاری دارم. کارت‌های بانکی‌ام را یکی‌یکی به او نشان دادم و گفتم: این کارت برای خیریه باب‌الحوائج و ایتام است، این برای حق‌الناس و این برای خرج خانه. این برای امورات مسجد و همه را تحویل دادم. بعد سعید رو به من کرد و گفت: بابا من می‌روم و شما می‌مانی...