برچسب فاطمه گودرزی

پایان راه 1385

بابك، سهراب و هما باخبر مي شوند كه پدرشان در بيمارستاني در شمال بستري شده است. نحوه برخورد آنها با اين خبر متفاوت است. هر كدام از برادرها به دنبال بهانه اي هستند تا از زيربار اين سفر شانه خالي كنند اما موفق نمي شوند. اين سفر سه نفره، بهانه اي مي شود تا به زندگي آنها بخصوص شخصيت محوري داستان يعني بابك نقب بزنيم.

بیوگرافی فاطمه گودرزی و همسرش و فرزندانش آوا و پویان + عکسها

فاطمه گودرزی بازیگر زن ایرانی متولد 19 تیرماه 1342 در تهران می باشد و هم اکنون 53 سال سن دارد.تحصیلات : وی دارای دیپلم اقتصاد می باشد و  از سال ۱۳۶۱ دوره دو ساله تئاتر را در اداره بازیگری گذارند.منبع …

می خواهم زنده بمانم 1373

«باربد» تنها فرزند مردي به نام «اصلان» كه از همسر اولش «ماه منير» جدا شده، به شكل مرموزي كشته مي‌شود. فرنگيس همسر دوم مرد به عنوان قاتل بازداشت مي‌شود. شوهر «اصلان» دفاع از «فرنگيس» را به عهده مي‌گيرد، اما وي محكوم به اعدام مي‌شود. همه تلاش «اصلان» در رهانيدن زن از مرگ است. اما تنها راه رهايي «فرنگيس» دفترچه خاطرات «باربد» كه مي‌تواند از تصميم «باربد» به خودكشي پرده بردارد، نزد عموي «ماه منير» همسر سابق «اصلان» است. «اصلان» دفترچه را پيدا مي‌كند و اگر چه به نظر دير شده و «فرنگيس» اعدام مي‌شود، اما با تلاش پزشكان وي بار ديگر زندگي را باز مي‌يابد.

شب حورا 1386

شب حورا قصه همسر شهيد مفقودالاثري است كه در جاده اي گرفتار پسر و دختري نامتعادل شده و درگير خشونت آنان مي گردد.

غزال 1374

معصومه كه نويسنده است قصد دارد با استفاده از خاطرات مادر خود قصه اي در مورد زمان جواني مادر بنويسد. غزال مادر معصومه در مورد اتفاقاتي كه در زمان كشف حجاب براي او رخ داده براي دخترش مي گويد. غزال روزي از طرف يك آژان به خاطر داشتن حجاب مورد حمله قرار مي گيرد، وليكن غزال آژان را با آجري زخمي مي كند و آژان با قداره اي به دنبال او مي رود، اما موفق به گرفتنش نمي شود. همين اتفاق و ترس از اين ماجرا غزال جوان و زيبا را دچار ناراحتي روحي مي كند و باعث مي شود كه خواستگارهايش را از دست بدهد و چون غزال پدرش را از دست داده و پدر بزرگ مادري او مجبور مي شود او را به عقد تقي آقا كه فاصله ي سني زيادي با او دارد، درآورد. معصومه در خلال نوشتن داستان غزال درمي يابد كه همسرش خسرو قصد ازدواج مجدد دارد. او از طريق پسر خاله ي خود فرهاد از روابط پنهاني خسرو با آن زن باخبر مي شود و بعد از پيگيري ماجرا درمي يابد كه خسرو با توطئه فرهاد كه خواستگار سابق معصومه بوده با اين زن آشنا شده، معصومه از خسرو تقاضاي راستي در زندگي را دارد اما خسرو از او مي خواهد كه با وضعيت حاضر كنار بيايد. معصومه به علت احساس شكست در زندگي قصه را سريع تمام مي كند وليكن ناشران حاضر به چاپ قصه او نيستند.