برچسب فاطمه معتمدآریا

شیرین 1387

فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از خواندن منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش می‌رسد.

همه بازیگران فیلم به جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفه‌ای سینمای ایران هستند. در فیلم شیرین زنان هنرپیشه در برابر دوربین ظاهر شده و نگاه‌ها و واکنش‌های خود را هنگام تماشای فیلمی براساس بخشی از داستان عاشقانه ایرانی افسانه ای خسرو و شیرین با مضامین ایثار زنان به نمایش گذاشته‌اند. البته مردان هم در سالن سینما دیده می‌شدند. اما در حاشیه دوربین دیده می‌شوند و دوربین فقط روی بازیگران زن تمرکز می‌کند.

گل پامچال 1370

داستان سریال گل پامچال درباره زندگی دختری است به نام لیلا که پس از بمباران شدید محل زندگی اش در جنوب کشور و کشته شدن تمامی اهالی آن به پیرمردی پناه می برد و از او برای یافتن خواهرش که در شمال کشور زندگی می کنند کمک می گیرد...

مجبوریم 1397

مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.

زیر تیغ 1385

محمود و جعفر از دوستان قدیمی و بسیار صمیمی هستند. آنها که در آستانه برگزاری مراسم ازدواج فرزندانشان قرار دارند، طی ماجرایی غیرمنتظره با هم درگیر می‌شوند. و این آغاز ماجراهایی پیچیده بین دو خانواده است، اتفاقاتی که تا رو‌در‌رویی دو خانواده و به خصوص همسرانشان طاهره و اعظم پیش می‌رود.

بهترین بازیگران زن ایرانی، از ثریا قاسمی تا لیلا حاتمی

بازیگران زن ایرانی نماینده لطافت، ظرافت و استقامت سینمای کشورمان و نشان دادن آنها به جهانیان هستند. این زنان با ایفای نقش‌های جذاب خود بارها در عرصه هنر دیده شده‌اند. با معرفی بهترین بازیگران زن ایرانی همراه شما هستیم.

آشپزباشی 1387

داستان این سریال دربارهٔ زوجی به نام اکبر عالی‌مقام (با بازی پرویز پرستویی) و مینو خیرخواه (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که دارای چهار فرزند و صاحب رستوران بزرگی در تهران هستند. مصاحبه مینو در تلویزیون موجب اختلاف این دو نفر می‌شود و تصمیم به جدایی از هم میگیرند؛ که این موضوع سرآغاز اتفاقات گوناگون می‌شود ...

یکبار برای همیشه 1370

محمود، كه نقاش ساختمان است و از همسرش زهرا جدا زندگي مي كند، تصميم دارد براي كار به ژاپن برود. محمود همسرش را به محضر مي برد تا او را طلاق بدهد، ولي محضردار گواهي عدم حاملگي زن را مي خواهد و آن ها ناگزير به آزمايشگاه مي روند. جواب آزمايش زهرا، به رغم تصور آن ها، مثبت است و زن و شوهر جوان چاره را در سقط جنين مي بيند، اما هزينة سنگين سقط جنين و توقيف پزشكي كه به آن ها معرفي شده موجب مي شود كه آن دو به پيرزن قابله اي مراجعه كنند كه درانبار مخروبه اي در خارج شهر سكونت دارد. موقعي كه زهرا با اكراه و دلهره به اتاق پيرزن قابله پا مي گذارد محمود با مردي رو به رو مي شود كه همسرش پس از سقط جنين فوت كرده و براي مرافعه به آن جا آمده است. محمود و زهرا پس از درگيري با پيرزن و دستيارانش به خانه بازمي گردند و از تصميم خود منصرف مي شوند. دوسال از اين ماجرا مي گذرد. محمود خانة مسكوني خود را رنگ مي زند و زهرا برايش چاي مي آورد. پسر كوچكشان در يكي از اتاق ها بازي مي كند.