برچسب علی کاظمی

مجبوریم 1397

مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.

یک شهر تنهایی 1400

داستان این فیلم درباره شخصی به نام سوری می باشد که در روستایی در الموت زندگی می کرده است و در روستای آنها سربازمعلمی به نام ایوب که اهل اردبیل بوده است زندگی می کند که سوری عاشق او می شود. ایوب با پایان سربازمعلمی اش به اردبیل برمی گردد و سوری یک سال از دوری او مریض می شود و پس از یک سال بالاخره با ترفندهای متفاوت از خانه فرار می کند و به اردبیل می رود و اتفاقاتی که برای او در آنجا رخ می دهد.

سکه 1393

ماجرای جوانی است که به اتفاق دوستانش از کارخانه اخراج می شود و بدلیل پرداخت نشدن حقوقشان تصمیم میگیرند به هر صورت حقشان را بگیرند…

جایزه بزرگ 1384

داستان دربارهٔ خانواده‌ای است که از نظر مالی وضع مناسبی ندارند. در همین هنگام یکی از آن‌ها به نام «بیژن جمالی» (با بازی مهران مدیری) خبردار می‌شود که در قرعه‌کشی بانک، برنده یک اتومبیل بسیار گرانقیمت شده‌است. او از شنیدن این خبر خوشحال می‌شود و برای گرفتن جایزه به بانک مراجعه می‌کند اما متصدی بانک به او می‌گوید این اتومبیل را به‌طور مشترک با فردی دیگر در اراک به نام «کامبیز باقی» (با بازی رضا شفیعی‌جم و برگرفته از شخصیت صفا در سریال کوچه اقاقیا در قسمت‌های پایانی سریال مذکور) برنده شده‌است. از این زمان به بعد است که ماجراها و مشکلاتی آغاز می‌شود و همه سعی دارند سهم بیشتری از فروش ماشین ببرند که باعث ایجاد وقایع کمدی میشود.

زنده باد خودم 1397

فیلم زنده باد خودم ، داستان معلم بازنشسته ای است که برای گرفتن سنوات خدمتش اقدام می کند تا بتواند دخترش را به خانه بخت بفرستد...

کات کلانتری 1389

فیلم کات کلانتری، داستان پسر جوانی به اسم «جواد» را روایت میکند که فیلمبردار مجالس عروسی است اما به خاطر نداشتن مجوز و خرابکاریهای گوناگون، درگیر ماجراهایی می شود که …

آخرین روز ماه 1389

بهروز که مردی کلاهبردار و حقه باز است، به یکباره حادثه ای عجیب در زندگی اش رخ می‌دهد. او در امروز گرفتار می‌شود و هر کاری می‌کند فردا نمی‌آید…