برچسب علی شریعتی

روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله

گروه اندیشه: توهین دکتر موسی غنی نژاد به دکتر علی شریعتی یعنی نامسلمان و شیاد خواندنش، جبهه جدیدی در منازعات فکری گشود، فارغ از آن که مسئله اصلی ایران چیست و از خلال چنین منازعه ای قرار است چه سود فردی و جمعی ای و در نهایت ملی حاصل شود؟ پاسخ دکتر عبدالکریم سروش در دفاع از علی شریعتی، در برابر توهین مطرح شده، زخم جدیدی را گشود و او نیز تحقیر و توهین را به نحو دیگر دامن زد. مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش با اندیشه پویا نیز این موضوع را تشدید کرد. اکنون در پاسخ عبدالکریم سروش، محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ در پرونده ویژه به نقد دیدگاه سروش در این باره پرداخته و اعلام پایان نواندیشی دینی، کرده است: «اینک اما با کمال تاسف باید اعلام کنیم که روشنفکری دینی نه‌تنها به پایان راه خود رسیده است، بلکه به میراث خود چه در اندیشه، چه در اخلاق پشت کرده است و با تبدیل شدن از جریانی فکری به حلقه‌ای و فرقه‌ای با خودی-غیرخودی کردن، بلکه شخصی کردن مباحث فکری از فرقه و قبیله خود دفاع می‌کند، حتی اگر ذره‌ای باور به آن نداشته باشد.»  قوچانی بر این باور است که جریانی که زمانی با هدف اصلاح دینی و مواجهه آگاهانه با جهان جدید شکل گرفته بود، اکنون با پشت کردن به اخلاق، اندیشه و میراث گذشته خود، به حلقه‌ای بسته، فرقه‌گرایانه و شخصی‌شده تنزل یافته است. نویسنده برای ریشه‌یابی این انحطاط تاریخ‌نگارانه، تبارشناسی سه نسل روشنفکری دینی در ایران ارائه می‌دهد: نسل اول به رهبری مهدی بازرگان که با وجود رویکرد تجربی، از علوم انسانی و اقتصاد مدرن بی‌خبر بود و در برابر هژمونی چپ آسیب‌پذیر شد؛ نسل دوم به رهبری علی شریعتی که با تلفیق آموزه‌های سوسیالیستی و اسلامی، ایدئولوژی چپ‌گرایانه و نفی مالکیت خصوصی را ترویج کرد؛ و نسل سوم با محوریت عبدالکریم سروش که اگرچه از فقر فلسفی نسل اول و گرایش‌های صریح سوسیالیستی نسل دوم فاصله گرفت، اما به دلیل غفلت از فلسفه سیاسی، حقوق اساسی و دانش اقتصاد، در دام کلام جدید، عرفان و صوفی‌گری گرفتار آمد.

حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید: 

محمد قوچانی: عبدالکریم سروش همچنان نسخه قناعت و پاکسازی دانشگاه می‌پیچد | او تسلیم موج نئومارکسیسم شده است | سروش به زبان چپ سخن می‌گوید و نظام بازار آزاد رقابتی را با برچسب کاپیتالیسم توضیح می‌دهد



اقتصادنیوز: اینک عبدالکریم سروش بازگشته است. در قامت شیخ روشنفکری دینی و پیر طریقت سروشیه که از یاد برده است که نخستین فردی که به این پیکر ایدئولوژی تبر زد خود او بود که از علی شریعتی عبور کرد. اما اکنون نه‌تنها از علی شریعتی دفاع می‌کند و می‌گوید «تا امروز هم آن بدگمانی‌ها را نسبت به شریعتی ندارم»، بلکه در پاسخ منتقدان علی شریعتی که همین نقش او را در آمیختن اسلام و مارکسیسم نقد می‌کنند برمی‌آشوبد و بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمه‌ای بهتر نیافته است، بدتر از آن کلمه توهین می‌کند.

چرا نولیبرال های وطنی از شریعتی کینه دارند؟ / شریعتی، آغازی بر بازگشت به خویشتن / زنگ خطری برای وجدان‌های بیدار در عصر خویش

گروه اندیشه: پس از تهاجم برخی چهره های نئولیبرال و اهانت آنان به دکتر علی شریعتی، اندیشمند فقید و برجسته ایران زمین، جماران گفت و گویی انجام داده با دکتر محمد صادق محفوظی رئیس مرکز دائرةالمعارف انسان شناسی. محفوظی در این گفت و گو تاکید می کند که هجمه‌های اخیر و استفاده از ادبیات اهانت‌آمیز علیه دکتر علی شریعتی توسط برخی چهره‌های نئولیبرال، بیش از آنکه نقد معرفتی باشد، نشان‌دهنده عمق «الیناسیون فرهنگی»، ناآشنایی با صناعات ادبی و عدم فهم عرفان نمادین پارسی نزد مدعیانی است که تنها خادمانِ ترجمه‌خوانِ غرب‌اند. شریعتی در عصر هجوم کدهای ربات‌گونه مدرنیست، زنگ خطری جدی علیه غرب‌زدگی بود؛ او با هوشمندی، نمادهایی چون «شاندل» را نه به عنوان گزاره تاریخی، بلکه به مثابه تمثیلی برای تقریب ذهنی و بیدارباشِ هویت‌خواهی به کار بست. همان گونه که در قطعه ماندگار «در باغ آبزرواتوار» عشق اصیل را در برابر ابتذال مدرن به رخ می‌کشد، او توانست با برپا داشتن نحله دینی، جوانان را از جذابیت‌های سطحی مارکسیسم و لیبرالیسم نجات دهد. کینه‌توزیِ امروزِ جریان‌های غرب‌زده با شریعتی، در واقع انتقام از نقش بی‌بدیل او در هویت‌یابی، بازگشت به خویشتن و تکوین هوشیاری انقلابی ملت ایران است؛ نئولیبرال‌هایی که خود در بن‌بستِ تنهایی، افسردگی و انحطاطِ سوغاتیِ مکتب شیکاگو دست‌پاچه شده‌اند، امروز چشم دیدنِ فیلسوفی را ندارند که دستِ خالیِ بازار آزاد و اومانیسم بدون خدا را پیش از همگان رو کرده بود. پایگاه خبری جماران در مقدمه خود آورده است: «به دنبال حواشی بی احترامی موسی غنی نژاد به دکتر علی شریعتی، بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان علوم انسانی به تعابیر یاد شده واکنش نشان دادند. در حالیکه بسیاری از نسل جدید شناختی از دکتر شریعتی ندارند و شناخت ایشان از علی شریعتی محدود به فضای مجازی است بر آن شدیم تا با دکتر محمد صادق محفوظی رئیس مرکز دائرةالمعارف انسان شناسی، نویسنده و پژوهشگر فلسفه غرب در این رابطه گفت و گو داشته باشیم.» . این گفت و گو را در ادامه می خوانید: 

دفاع معصومه ابتکار از دکتر علی شریعتی در برابر حملات موسی غنی نژاد: بزرگش نخوانند اهل خرد، که نام بزرگان به زشتی برد

به گزارش خبرآنلاین معصومه ابتکار در روزنامه اعتماد نوشت: بحث بر سر شخصیتی است که تاثیرگذاری بسیار وسیعی بر ساحت اندیشه از دوره خود تاکنون داشته و این اثرگذاری فقط محدود به ایران و کشورهای اسلامی نبوده؛ آثار دکتر علی شریعتی به زبان‌های متعدد ترجمه و مورد استناد و استفاده جوامع مختلف قرار گرفته است.

بازخوانی زیدآبادی از تندی‌های لفظی دو چهره سرشناس روشنفکری

گروه اندیشه: دکتر احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی اش به بازخوانی تندی‌های لفظی دو چهره سرشناس روشنفکری در نزاع بر سر شریعتی و میراث اش پرداخته است. او در یادداشت خود ضمن تسلیت به دکتر عبدالکریم سروش بابت درگذشت برادرش ، به بررسی بیانیه تند او علیه سخنان موسی غنی‌نژاد درباره شریعتی می‌پردازد. نویسنده با اشاره به ادعای غنی‌نژاد و پاسخ تند و تحقیرکننده سروش، فرهنگ نقد و بداخلاقی گفتاری میان روشنفکران ایرانی را آسیب‌شناسی می‌کند. او ضمن احترام به هر دو، تأکید دارد که جامعه با برخوردهای دوگانه خود، آتش خشونت کلامی و نقد غیرمدنی را شعله‌ورتر می‌کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

راز «شاندل» برملا شد؛ جعل تاریخی برای فریب مخاطب یا شاهکار ادبی در خلق همزاد؟/ چرا علی شریعتی برای بیان حقیقت، فیلسوف خیالی آفرید؟

گروه اندیشه: رضا موسوی راد جامعه شناس، گزارشی از یادداشت سوسن شریعتی که در سال ۱۳۹۲ در باره شاندل که توسط پدرش در آثارش مطرح شده، نوشته است. در مقدمه این گزارش که در روزنامه ایران منتشر شده آمده است: «مناقشه اخیر درباره دکتر علی شریعتی از جایی آغاز شد که موسی غنی‌نژاد در مناظره‌ای با میلاد دخانچی، در نقد شریعتی صریحاً گفت: «علی شریعتی یک شیاد است.» غنی‌نژاد در توضیح این داوری، به ماجرای «شاندل» استناد کرد و مدعی شد شریعتی شخصیتی خیالی ساخته، برای او کتاب، زندگینامه، ناشر و نقل‌قول نوشته و سپس آرای خود را به آن شخصیت نسبت داده است؛ از نگاه او، این رفتار صرفاً استفاده از نام مستعار نیست، بلکه نوعی فریب مخاطب است و چنین قضاوت کرد: «شریعتی نه اهل شریعت بود، نه اهل طریقت و نه اهل حقیقت»! این سخنان واکنش‌های فراوانی در میان پژوهشگران و علاقه‌مندان آثار شریعتی برانگیخت. برخی از منتقدان غنی‌نژاد، با دفاع از میراث فکری شریعتی، استدلال کردند که او میان «نام مستعار» و «شخصیت ادبی» تفاوت نگذاشته و تجربه شریعتی را با معیارهای پژوهش تاریخی سنجیده است. در مقابل، گروهی نیز از نقد غنی‌نژاد دفاع کردند و معتقد بودند حتی اگر خلق شخصیت خیالی در ادبیات سابقه داشته باشد، معرفی آن به‌عنوان مرجع واقعی در آثار فکری، محل اشکال است. دراین میان، شاید مهم‌ترین سند برای فهم خودِ شریعتی، یادداشتی باشد که سوسن شریعتی در سال ۱۳۹۲ با عنوان «شاندل یا شریعتی» منتشر کرد؛ یادداشتی که تاکنون جامع‌ترین روایت از فلسفه شکل‌گیری شاندل به شمار می‌آید و برخلاف بسیاری از دفاع‌ها، اصل ماجرا را انکار نمی‌کند، بلکه می‌کوشد آن را در جهان فکری شریعتی رمزگشایی کند.» این یادداشت را در ادامه می خوانید:

تراست های ایرانی چگونه شکل گرفتند؟/ برای دور زدن تحریم به ضرر توسعه و اقتصاد ایران

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین تیتر یک این شماره صدا به سخنان ایلان ماسک اختصاص دارد که در باره پایان پول از ۲۰۳۵ به بعد اشاره کرده است. صدا در مطلب تحلیلی - نظری خود به بررسی مصاحبه جنجالی ایلان ماسک در باره تاثیر هوش مصنوعی بر آینده اقتصاد جهان پرداخته است.