برچسب عزت الله انتظامی

سایه روشن 1380

در سواحل بندر انزلي، جسد زن مسني پيدا مي شود. كارآگاه علوي عكسي از جسد پيدا مي كند كه شماره تلفن خودش و كافه ي مهتاب پاتوق هميشگي او پشت آن نوشته شده است. با پيگيري مشخص مي شود كه نام مقتول پري بوده كه براي دربندي، رئيس باند خلافكار شهر كار مي كرده. همچنين علوي در مي يابد كه نام اصلي مقتول ژانت بوده و چون قصد افشاي باند دربندي را داشته به قتل رسيده است. در همين اثناء، همسر علوي كه سال ها پيش فوت كرده به سراغ او مي آيد. هرچند در ابتدا حضور او غير باور است اما كم كم علوي زندگي جديدي را با او آغاز مي كند. در سالگرد تولد علوي در جشني كه همه ي اقوام و آشنايان متوفي از جمله ژانت جوان حضور دارند، ژانت به عشق علوي اعتراف مي كند. جسد علوي صبح روز بعد با لبخندي بر لب در تختخوابش پيدا مي شود.

شب 1386

گروهباني براي تحويل دادن مجرمي سابقه دار به زندان يكي از شهرستانها، مجبور مي شود كه به همراه مجرم و دستبند، شبي را در مشهد بگذراند و...

آتش سبز 1386

سرنوشت افسانه اي دختري به نام ناردانه است كه در كودكي سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مي شنود و براي گريز از اين سرنوشت خوف انگيز، ناخواسته گام در راهي دشوار مي گذارد.

روز واقعه 1373

«عبدالله» جواني نصراني كه تازه اسلام آورده است، در جريان عروسي خود با «راحله» دختر «زيد» ندائي مي شنود كه او را به ياري فرا مي خواند. «عبدالله» به دنبال اين ندا بيابان به بيابان و واحه به واحه تا كربلا مي تازد و سرانجام به كربلا مي رسد كه عصر روز عاشورا است زماني كه «حقيقت» را در زنجير....پاره پاره بر خاك... «حقيقت» را بر سر نيزه مي بيند.

حکم 1384

سهند ، محسن و فروزان در یک شب بارانی به خانه مهندس کاظم حمله می کنند و خانه را می دزدند و او را زخمی می کنند. آنها تصمیم می گیرند فروزان را از ایران به کشور دیگری فراری دهند. آنها برای گرفتن گذرنامه جعلی برای فروزاننده به دنبال رضا می روند. اما مشکلات از زمانی آغاز می شود که سهند و فروزان شروع به اختلاف نظر با یکدیگر می کنند.

روسری آبی 1373

«رسول رحماني» مالك يك مزرعه گوجه فرنگي است و كارخانه‌اي هم در كنار آن دارد. او كه چند سال پيش همسرش را از دست داده است، تنها زندگي مي‌كند. «نوبر كرداني» زني است كه سرپرستي خانواده‌اش را به عهده دارد و ناچار است كار كند. او به همراه چند زن ديگر براي كار در مزرعه انتخاب مي‌شود و...

میکس 1378

چند روز بيشتر به شروع جشنواره نمانده و فيلمي كه خسرو ساخته در مرحله صداگذاري دچار مشكل شده، فرسودگي دستگاه هاي فني، قطع و وصل مدام برق، آماده نبودن موسيقي متن و خستگي عوامل فني كه به طور شبانه روزي مشغول به كار هستند باعث ايجاد فضايي پرتنش و عصبي كننده شده است. از سوي ديگر الزام حضور فيلم در جشنواره كه شرط لازم براي نمايش عمومي آن در سال آينده است، باعث شده تهيه كننده هم لحظه به لحظه فشار بيشتري براي آماده شدن فيلم به خسرو وارد كند، در حالي كه هنوز مونتاژ فيلم كامل نشده و حتي چند صحنه اي را كه در مراحل آخر فيلمبرداري كرده اند از لابراتوار به دستشان نرسيده است. خسرو تمام انرژي خود را به كار مي گيرد و با خواهش و تمنا عوامل را تشويق به ادامه كار مي كند. در حالي كه اميدي به آماده شدن فيلم در زمان مقرر نيست. ناصر چشم آذر آهنگساز فيلم هم دچار بحران روحي است و از آماده كردن موسيقي متن طفره مي رود و وقتي خسرو با شگردهاي مختلفي او را به استوديوي ضبط موسيقي مي برد، خستگي نوازندگان مانع از اجراي موسيقي مي شود و دست آخر چشم آذر يك تنه با سينتي سايزر موسيقي را اجرا مي كند. در ميان هجوم اين مصائب كه باعث افزايش استرس خسرو شده، گروه سازنده فيلم هم چندان دل به كار نمي دهند و بار نگراني او را با همكاري شان كاهش نمي دهند. در ميان اين همه گرفتاري چند صحنه اي از فيلم سانسور مي شود كه نيازمند دستكاري تدوين و حضور مجدد بازيگران براي صدابرداري است. اما ليلا حاتمي و علي مصفا دو بازيگر فيلم با همديگر قهر كرده اند و حاضر به گفتن جمله هايشان نيستند. وقتي محمدرضا شريفي نيا آن دو را آشتي مي دهد و مشكل را حل مي كند، نوبت اميد روحاني است كه با حضور بي موقع خود و تقاضاي مصاحبه در آن وانفسا خسرو را كلافه تر مي كند. سرانجام فشار كار خسرو را دچار جنون مي كند و قصد دارد همه چيز را به هم بريزد اما افراد گروه، او را به يك صندلي مي بندند و كار را ادامه مي دهند. روز نمايش فيلم قرار مي شود نمايش حلقه هاي آماده فيلم شروع شود تا باقي پرده ها برسد، اما وقفه هاي بين رسيدن پرده ها به سينما حوصله تماشاگران را سر برده و تعدادي از آنها از شدت كلافگي روي سن سالن نمايش كمدي مسخره اي را اجرا مي كنند.

کمیته مجازات 1377

رضا تفنگچي نظر ابوالفتح ميرزا را جلب مي كند. در تهران سالهاي1295 (جنگ جهاني اول) گروهي وطن خواه كميتة مجازات را براي نابودي خائنين تشكيل داده اند. رضا با هدايت شدن از سوي ابوالفتح ترورها را آغاز مي كند.