واگن شماره 2 1393
در قطار تهران-مشهد یک قطعهٔ آزمایشگاهی حمل میشود که عدهای به دنبال بدست آوردنش هستند.
در قطار تهران-مشهد یک قطعهٔ آزمایشگاهی حمل میشود که عدهای به دنبال بدست آوردنش هستند.
این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت میکند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته میشود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته میشوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شدهاست؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان میرساند.
این فیلم داستان دو زن را که عضو یک سازمان تروریستی مقیم خارج از کشور هستند، به تصویر می کشد که از طرف موساد مأموریت پیدا می کنند با نزدیک شدن به مهندس بهمن آرامی که کارشناس انرژی اتمی است و در زمینه مقاوم سازی سایت های اتمی فعالیت می کند، اطلاعاتی ذیقیمت را درباره مقاومت سایت های غنی سازی انرژی اتمی به دست آورند.
در فصل دوم این سریال آتشنشانان پس از گذراندن دوره آموزشی در پایگاههای آتشنشانی مستقر میشوند تا وارد عملیات واقعی شوند.عملیاتهایی که برای هرکدام از این آتشنشانان جوان حوادث و مسائلی در پی دارد...
داستان سریال که در هر قسمت یک قصه را دنبال میکند، درباره ۵ جوان است که تلاش میکنند وارد سازمان آتشنشانی شوند. این جوانان هر کدام زندگی و مشغله خاص خود را دارند؛ یکی سرباز است، یکی دانشجو، یکی وضع مالی خوبی دارد و ….
کاشف برای مشارکت در یک کار تولیدی مبلغ هنگفتی را به دوست صمیمی خود، عابدی قرض می دهد و در مقابل از او چکی به همان مبلغ می گیرد . در سر رسید چک، عابدی نمی تواند قرض کاشف را پس بدهد و به دنبال شکایت کاشف، به زندان می افتد . تلاش خانواده عابدی برای گرفتن مهلت از کاشف، به جایی نمی رسد تا این که اتفاقاتی مسیر قصه را کاملاً عوض می کند و ...
این سریال ژانر پلیسی جنایی با آمیزههای شاعرانه و عاشقانه دارد و موضوع آن در خصوص انسانهایی است که با توجه به نیروی شخصی و بدون حمایت اجتماع و فرد به طور خودکفا دست به کارشده است و در مقابل مشکل و چالش ایستادگی میکند.
یحیی معلم جوان روستا، به عنوان نیروی داوطلب و مردمی، به جبهههای جنگ اعزام میشود؛ نارگل همسر جوانش که باردار است به همراه دو کودک خردسالش چشم انتظار بازگشت یحیی است که خبرهای مختلفی به نارگل میرسد، از شهادت تا مجروح شدن و در نهایت خبر مفقودالاثر شدن یحیی…… نارگل، اما روایت دیگری برای خود دارد. روایتی با طعم امید از شهادت، اسارت، مجروح شدن و سرانجام …