برچسب عبدالرضا اکبری

عروج 1381

حمید بنان، با اختلاس 18 میلیون دلار از کشور گریخته و به علتی نامعلوم پس از دو سال به ایران باز می‌گردد. از طرف دیگر، یک خبرنگار برای افشای فساد مالی‌اش، او را تعقیب کرده و هر دو در تصادفی که توسط شرکای پیشین حمید طرح‌ریزی شده، صدمه دیده و راهی بیمارستان می‌شوند . .

بی پناه 1385

چهار دختر دانشجو در خانه ای با هم زندگی می کنند و یکی از آنها رفتارهای مشکوک و دردسرسازی دارد که عاقبت مشخص می شود او...

دلنوازان 1388

رعنا که دو فرزند به نام‌های بهزاد و ستایش از همسر سابق خود اتابک سپهری داشته، در ۲۴ سال قبل پس از جدا شدن از اتابک و ازدواج با جهان ملکپور، دخترش ستایش ربوده میشود. او با گذشت سال‌ها همچنان در فراق دخترش غمگین است.او بارها برای پیدا کردن ستایش تلاش کرده و آخرین کسی که ادعای ستایش را کرد یلدا بود که او نیز از آزمایش موفقیتی به در نبرد. رعنا برای همسر پسر خود، بهزاد، دختر عمه‌اش، مهتاب، را در نظر گرفته‌است. اما پس از مدتی بهزاد مهتاب را فراموش کرده و با یلدا ازدواج می‌کند.

خون بها 1385

جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه می‌شود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته می‌شود.

جستجو در شهر 1381

ستوان مسعود امینی دانشجوی ممتاز دانشکدهٔ افسری در سال ۱۳۵۶ که در قسمت تجسس خدمت می‌نمود در حین پی‌گیری پرونده مواد مخدر به سرنخ‌هایی دست پیدا می‌کند که نهایتاً ریشه اصلی آن به نظام شاهنشاهی می‌رسد به همین دلیل از پیگیری پرونده منع می‌شود ولی سماجت وی در تعقیب پرونده خشم فرمانده و مسوولان وقت را برمی‌انگیزد و آنان پس از پرونده سازی برای او موجبات بیست سال حبسی را برایش فراهم می‌آورند پس از انقلاب اسلامی وی همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد … و در سال ۱۳۷۶ همراه با ستوان پویا سپهری با دریافت اطلاعات محرمانه‌ای دربارهٔ اجلاس سران کشورهای اسلامی پی به توطئه‌ای در جهت اخلال و ناامنی در برگزاری کنفرانس می‌گردند و…

پنج کیلومتر تا بهشت 1390

امیرحسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین می‌باشد. امیرحسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شده‌است و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از امیرحسین کینه به دل دارد و رابطه‌اش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش دزدی می‌کند که در حین آن امیرحسین سر می‌رسد و با ضربه دزدان به کما می‌رود و سعی می‌کنند جسد او را در مکانی دور از بین ببرند. شواهد و مدارک دزدی علیه امیرحسین گواهی می‌دهد. اما روح او که اکنون از جسمش جدا شده با حضور در رویاهای آیدا، دختر فرزین و معشوقه خودش سعی می‌کند آنان را مطلع سازد که در گندمزاری در ۵ کیلومتری بهشت زهرا در حال مرگ است، نهایتاً امیرحسین با کمک روح دختری به نام مینا که در حال زندگی نباتی است، آیدا را از محل جسدش باخبر می‌سازد و با انتقال به بیمارستان نجات می‌یابد. در این میان همایون فرزین پدر آیدا نیز بر اثر سکته قلبی می‌میرد و روحش آیدا و همسرش را به امیرحسین می‌سپارد. امیرحسین هم پس از آن که بهبود می‌یابد نزد والدین مینا رفته و با دادن نشانی‌هایی از او آنان را قانع می‌کند که اعضای بدن دخترشان را که خودکشی کرده‌است، اهدا کنند.مینا نیز که شاد است به خواب امیرحسین آمده و از او تشکر می‌کند.

پنجره 1390

این مجموعه به مشکلات و مسائلی که پیش روی افراد نابغه و خانواده‌های آنهاست می‌پردازد و داستان اصلی آن دربارهٔ یک نابغه ریاضی است. پویا جوان نخبه و المپیادی است که به علت مسایل خانوادگی دچار مشکل می‌شود، وی در این میان با تأثیر از شخصیت‌های اطراف خود و با کمک خانواده، معلم پرورشی مدرسه و همکلاسی‌های خود در مسیر رسیدن به نقطه اوج المپیاد جهانی با مسائل تلخ و شیرین بسیاری مواجه می‌گردد.